مقدمه
سبک یادگیری در آموزش علوم پزشکی اهمیت زیادی دارد، زیرا مأموریت اصلی آموزش این رشتهها تربیت افرادی توانمند است که بتوانند باعث ارتقاء سلامت آحاد جامعه شوند. اکثرصاحب نظران براین باورند که یادگیری باید با رویکردی متفاوت صورت گیرد، زیرا توسعه دانش در رشتههای مختلف بر محتوایی که دانشجویان آن رشته، براساس آن کار میکنند و نیز بر تجربیات یادگیری آنها اثر می گذارد. دانش مربوط به سبک یادگیری میتواند در سازماندهی محیط آموزش، چگونگی تعامل استادان با دانشجویان و چگونگی یاددهی و یادگیری محتوا مورد استفاده قرار گیرد (1).در واقع سبک یادگیری شیوه یا روش ترجیحی یـک انسان، بـرای برخورد با اطلاعات و احساسات در یک موقعیت خاص (یادگیری) است که مـی تواند بر رفتـار و یـا تصمیمات او تأثیر بگذارد.براساس تئوری یادگیری Colb
فراگیران، اطلاعات را طی یک طیف از تجربه عینی و مفهوم پردازی انتزاعی درک کرده و سپس اطلاعات درکی را، روی طیفی از اجرای فعال تا مشاهده فکورانه پردازش میکنند. افراد در مرحله تجربه عینی بیشتر بر قضاوت مبتنی بر احساسات خود متکی هستند تا بر رویکرد نظامدار نسبت به مسئله یا موقعیت و این افراد از طریق مثال های خاصی که در بحث های گروهی مطرح می شود، بهتر یاد میگیرند (2). شیوهی مشاهده فکورانه بر یادگیری از طریق مشاهده دقیق و دیدن امور از زوایای مختلف استوار است. در این مرحله از چرخهی یادگیری، یادگیرنده موقعیت ها و اندیشه ها را از زوایای مختلف درک می کند و به مشاهده ی دقیق می پردازد. این شیوه مبتنی بر گوش کردن و دیدن است. شیوه مفهوم پردازی انتزاعی مبتنی بر تفکر است. در این مرحله از یادگیری، برای درک مسائل و موقعیتها، از منطق و اندیشه بیشتر از احساس استفاده میشود. در مرحله آزمایشگری فعال با تکیه بر آزمایش و تجربه، یادگیری به صورت فعال است. این افراد به موقعیت یادگیری غیرفعال علاقهای نشان نمیدهند و بیشتر از طریق پروژهها و آزمون و خطا یاد میگیرند. پس الگوی یادگیری شامل چهار مرحله است، یادگیرنده ابتدا عملی را انجام می دهد (تجربه عینی)، سپس دربارهی آن به تفکر می پردازد (مشاهده فکورانه)، به دنبال آن نظریه میسازد (مفهوم پردازی انتزاعی)، سرانجام درباره ی آن به انجام آزمایش می پردازد (آزمایشگری فعال). چهار سبک یادگیری مختلف براساس مدهای ترجیحی دریافت و پردازش اطلاعات هر فرد، به صورت واگرا ، انطباق یابنده ، همگرا و جذب کننده نام گذاری می شوند (3). سبک واگرا از ترکیب تجربه ی عینی و مشاهده فکورانه ایجاد می شود، سبک انطباق یابنده ترکیبی از آزمایشگری فعال و تجربه عینی است. سبک یادگیری همگرا از ترکیب مفهوم پردازی انتزاعی و آزمایشگری فعال ایجادمیشود و سبک جذب کننده از ترکیب مشاهده فکورانه و مفهوم پردازی انتزاعی بوجود میآید. روش تدریس ترجیحی در واگراها، بحث گروهی و بارش افکار، در انطباق یابنده ها ایفای نقش و شبیه سازی رایانه ای، در همگراها روش های نشان دادن، دیاگرام ها و دست نوشته های استاد و در جذب کننده ها سخنرانی و مطالب خودآموز می باشد (4). محققان معتقدند که اگر سبک یادگیری فرد با رشته ای که در آن تحصیل می کند و یا حرفه ای که در آن کار می کند همخوان نباشد شخص یا از آن رشته ی تحصیلی انصراف داده و یا این موضوع به نارضایتی وی نسبت به رشته ی تحصیلی منجر می شود (5). امروزه پیشنهاد میشود مدرسان در حین تدریس به تفاوت های موجود در بین فراگیران و به سبکهای یادگیری آنها توجه نمایند تا زمینه ی رسیدن به سطح مطلوب یادگیری در همهی فراگیران فراهم گردد. براساس مطالعات انجام شده در کشور ما، سبک یادگیری دانشجویان پرستاری دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و تهران اکثراً واگرا، در دانشگاه علوم پزشکی قزوین و اراک جذب کننده و در دانشگاه علوم پزشکی بیرجند همگرا گزارش شده است (4). حجم دانش روزافزون، کهنه شدن سریع دانش و اطلاعات و لزوم جایگزینی اطلاعات قدیمی با یافته ها و دانش نو و تحولات تکنولوژیک در زمینه آموزش، همگی لزوم پژوهش در مورد نحوه ی یادگیری و استفاده از دانش حاصله در جهت سرعت بخشیدن و بهینه سازی کیفی آموزش را به شدت محسوس ساخته است. برهمین اساس این مطالعه با هدف تعیین سبک های یادگیری دانشجویان اتاق عمل و پرستاری دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد در دروس مختلف انجام گردید.
روش ها
این مطالعه توصیفی- مقطعی بر روی 200 نفر از دانشجویان مشغول به تحصیل در رشته کارشناسی اتاق عمل و پرستاری دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد در سال 1392 به روش سرشماری مورد بررسی قرار گرفتند. معیارهای ورود به مطالعه دانشجوی پرستاری و اتاق عمل که در زمان جمع آوری داده ها مشغول به تحصیل و تمایل به شرکت در مطالعه داشته باشند و بیان عدم علاقه برای پرکردن پرسشنامه معیار خروج از مطالعه بود. ابزار گردآوری دادهها، پرسشنامه سبک یادگیری کلب (Kolb learning style inventory) بود. در ابتدای این پرسشنامه مشخصات دموگرافیک نمونه های مورد پژوهش مانند سن، جنس، ترم تحصیلی، میزان علاقه به رشته تحصیلی و میزان علاقه به دروس عمومی، پایه، اختصاصی و محاسباتی سؤال شد، دروس عمومی شامل معارف، زبان، دروس پایه مانند فیزیولوژی آناتومی، دروس محاسباتی مانند آمار و دروس اختصاصی، دروس مختص هرکدام از رشته های اتاق عمل و پرستاری بودند. روایی محتوا و پایایی ابزار قبلاً توسط کلب و سایر محققان در خارج و داخل کشور توسط کلباسی، ولی زاده و سرچمی بررسی شده بود (4-6). قسمت اصلی پرسشنامه دارای 12 سؤال و یک دستورالعمل است که نحوه پاسخ به سؤالات را نشان میدهد. برای هریک از سؤالها 4 پاسخ پیشنهاد میشود. پاسخهای پیشنهادی از نمرهی 1 تا 4 رتبهبندی شدند. حاصل جمع نمرات این گزینهها چهار نمره بوده که بیانگر چهار شیوه یادگیری است. به طوری که نمره حاصل از جمع نمرات گزینه اول هر 12 سؤال، شیوه یادگیری تجربه عینی feeling))، دومین گزینه شیوه یادگیری مشاهده تأملی (watching)، سومین گزینه شیوه یادگیری مفهوم پردازی انتزاعی (thinking) و چهارمین گزینه شیوه یادگیری آزمایشگری فعال (doing) را نشان می داد.
از تفاضل دو به دوی این شیوه ها یعنی از تفاضل نمرات مفهوم پردازی انتزاعی و تجربهی عینی و نیز از تفاضل نمرات آزمایشگری فعال و مشاهده فکورانه دو نمره بدست میآید. این دو نمره بر روی محور مختصات، یک محور عمودی شامل تجربهی عینی در بالا و مفهوم پردازی انتزاعی در پایین محور و یک محور افقی شامل مشاهده فکورانه سمت راست و آزمایشگری فعال سمت چپ محور قرار میگیرد. این دو محور مختصات چهار ربع را تشکیل می دهند و چهار سبک یادگیری در هریک از ربع ها قرار می گیرند (7) (نمودار 1).
به منظور رعایت موازین اخلاقی پرسشنامه ها بدون نام جمع آوری گردیدند. در نهایت داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS.Ver.16 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون آمار توصیفی شامل درصد فراوانی، میانگین، انحراف معیار و آزمون آماری تحلیلی مانند کای دو استفاده گردید . جهت بررسی فرضیات از آزمون ناپارامتری کای دو استفاده شد، زیرا متغیرهای مستقل، مانند جنسیت، سن و علاقه به رشته ی تحصیلی از نوع اسمی و متغیر وابسته سبک های یادگیری نیز از نوع اسمی بود. سطح معنی داری در همه ی آزمون ها 0/05> P در نظر گرفته شد.
درصد و فراوانی میزان علاقه ی دانشجویان به دروس عمومی، پایه، اختصاصی و محاسباتی در جدول شماره دو ارائه شده است براساس یافته های این جدول بیشتر دانشجویان به دروس اختصاصی رشته ی خود علاقه مند بودند.
یافته ها
از تعداد 200 دانشجویی که پرسشنامه ها را تکمیل کردند، 77 درصد مؤنث و 23 درصد مذکر بودند. از لحاظ ترم تحصیلی، 34 درصد واحدهای پژوهش ترم 6 بودند. میانگین سنی دانشجویان 1/46±21/48 سال و محدوده ی سنی آنان 26-19 سال و همچنین همه ی واحدهای مورد پژوهش در مقطع کارشناسی مشغول به تحصیل بودند. جدول یک نشان می دهد سبک یادگیری 113 نفر (56/5 درصد) از دانشجویان سبک یادگیری انطباق یابنده بوده و سبک یادگیری واگرا، جذب کننده و همگرا در مراتب بعدی قرار داشتند.
در بین دانشجویان مورد مطالعه، 15 درصد به رشتهی تحصیلی خود علاقه ی کم، 50/5 درصد علاقه ی متوسط و 34/5 درصد علاقه ی زیاد داشتند. سبک یادگیری دانشجویان با توجه به میزان علاقه به رشتهی تحصیلی تا حدی متفاوت بود. بدین صورت که بیش از 50 درصد دانشجویانی که علاقه ی متوسط و زیاد به رشته ی خود داشتند، سبک یادگیری انطباق یابنده و 50 درصد دانشجویانی که به رشتهی خود علاقه ی کمی داشتند سبک یادگیری واگرا را ترجیح دادند. بر اساس نتایج به دست آمده، آزمون کای دو بین سبک های یادگیری و علاقه به رشته ی تحصیلی با درجه ی آزادی 6 و سطح اطمینان 0/95 تفاوت معنی داری را نشان نداد، پـس دو مـتغیر مســتقل بوده و رابطه ای بـین آنها وجــود نـــداشت
در جدول شماره سه، سبک یادگیری دانشجویان به تفکیک جنسیت نشان داده شده است. سبک یادگیری واگرا در دانشجویان مذکر و سبک یادگیری انطباق یابنده در دانشجویان مؤنث ، سبک غالب بود. بر اساس نتایج حاصل از آزمون کای دو، تفاوت معنی داری بین سبک های یادگیری دانشجویان دختر و پسر مشاهده نشد، پس رابطه ای بین سبک های یادگیری و جنسیت وجود نداشت.
نتایج به دست آمده از آزمون کای دو، نشان داد که بین سبک یادگیری دانشجویان و سن آنها رابطه معنی داری وجود نداشت 721/0=P، 6/190= (200=N، 9=df) 2 χ.
بحث و نتیجه گیری
نتایج بدست آمده حاکی از آن بود که اکثریت واحدهای مورد پژوهش به دو سبک یادگیری انطباق یابنده و واگرا گرایش داشتند. دانشجویانی دارای سبک یادگیری انطباق یابنده ظرفیت خاصی برای به پایان رساندن کارها، مشارکت فعال در تجارب جدید و انجام برنامه ها داشتند. افرادی با سبک یادگیری واگرا، کلی نگر و اجتماعی بوده و تمایل دارند با موقعیت ها و ارتباطات اجتماعی با استفاده از قوه ابتکار و پندار رو به رو شوند. نتایج مطالعات صفوی در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان و رنجبر در دانشکده ی پرستاری و مامایی شهرستان تربت حیدریه نشان دادند که سبک یادگیری اکثر دانشجویان انطباق یابنده بوده (8،9) که با یافته های مطالعه حاضر هم خوانی دارد.
نتایج مطالعه حاضر حاکی از آن بود که اکثر دانشجویان دارای سبک یادگیری واگرا بودند که این نتایج با مطالعات گرانمایه و رشیدی جهان مطابقت دارد (7،10). احدی و همکاران نیز در سال 1388 مطالعه ای را با هدف بررسی سبک های یادگیری دانشجویان پرستاری و پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی سمنان انجام دادند. یافته های مطالعه ی آنها نشان داد که سبک یادگیری غالب در دانشجویان پیراپزشکی واگرا بوده که با نتایج این مطالعه همسو بوده ولی سبک یادگیری در دانشجویان پرستاری آن دانشگاه همگرا بوده که با نتایج این پژوهش مغایرت دارد (1).
نتایج مطالعه حاضر نشان داد که سبک یادگیری همگرا از نظر دانشجویان از اهمیت کمی برخودار است. در حالیکه مطالعه نصیرزاده و همکاران نشان داد که سبک یادگیری ترجیحی در میان دانشجویان به ترتیب اولویت هم گرا، جذب کننده، انطباق یابنده و واگرا بود (11) که با نتایج این مطالعه مطابقت ندارد و هم چنین نتایج پژوهش های Zoghi، کلباسی، ولیزاده و نجفی نیز بیانگر آن بود که غالب دانشجویان دارای سبک یادگیری هم گرا بودند (4،6،12،13). می توان دلیل این تفاوت را ناشی از تفاوت های فرهنگی در دانشجویان دانست. این دسته از دانشجویان معتقدند که سبک یادگیری آنها باید در دروس مختلف متفاوت باشد و برحسب عوامل مختلفی مثل سبک یاددهی استاد در درجه اول، نوع درس، روش ارزشیابی و علاقمندی به موضوع فرق کند (14). با توجه به تحقیقات متعددی که بر روی سبک یادگیری دانشجویان در دانشگاه های مختلف انجام شده است میتوان نتیجه گرفت که دانشجویان از سبک های متفاوتی مناسب با موقعیت استفاده می کنند. کلب و فرای معتقدند هر یک از سبک های یادگیری دارای نقاط قوت و ضعف مخصوص به خود هستند، لذا یادگیرندهای که فقط از یک سبک خاص استفاده میکند یادگیرنده کاملی نیست. برای این که فرد به صورت یادگیرندهای کامل درآید، باید بتواند متناسب با موقعیت از سبک های یادگیری مختلف استفاده کند (1). چنانچه نحوه یادگیری دانشجویان با شیوه تدریس اساتید منطبق باشد، انگیزه یادگیری تقویت شده و پیشرفت تحصیلی بهتر خواهد بود (15).
نتایج این مطالعه حاکی از آن بود که بین سبک یادگیری دانشجویان با متغیر سن تفاوت معنی داری وجود ندارد که با مطالعه رنجبر و درویشزاده هم خوانی دارد (9،16). از یافته های پژوهش حاضر میتوان نتیجه گرفت سبک یادگیری غالب دانشجویان انطباق یابنده بوده است، لذا پیشنهاد می گردد مدرسان دانشگاه توجه بیشتری به این سبک یادگیری دانشجویان داشته باشند، تا با استفاده از استراتژی های مختلف آموزشی باعث تقویت و افزایش توانمندی های لازم برای این گروه از فراگیران در محیط های آموزشی و کاری شوند.
از محدودیت های این مطالعه می توان به زیاد بودن تعداد سوالات پرسشنامه و عدم همکاری دانشجویان نام برد که می توان با تهیه ی یک پرسشنامه محقق ساخته با میزان روایی و پایایی مناسب این مشکل را رفع کرد. محدودیت دیگر این مطالعه جامعه محدود این مطالعه بود که فقط دانشجویان پرستاری و اتاق عمل را پوشش می داد و می توان با انجام تحقیقاتی با حجم نمونه بیشتر و در رشته های مختلف این محدودیت را از بین برد.
قدردانی
اکنون که نگارش این مقاله به اتمام رسیده، سپاسگزارم خدایی را که در پس پرده جهل، چراغ دانش برافروخت تا در تلألو انوار آن، راه را از بی راه و کس را از ناکس بازشناسم و عالمانی که معلم راهند بر ما نمایاند، آنان که فانوس هدایت دردست، بر مرکب تقوا سوارند. هم چنین شایسته است که از همکاری و حمایت معاونت پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد، مسئولین و دانشجویان که امکان انجام این پژوهش را فراهم ساختند سپاسگزاری و تشکر نمایم.
| بازنشر اطلاعات | |
|
این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است. |