مقدمه
ارزشیابی پیشرفت تحصیلی، سنجش عملکرد یادگیرندگان و مقایسه نتایج حاصل با هدف های آموزشی و از پیش تعیین شده است. در واقع، این نوع ارزشیابی فرآیندی است که با ایجاد معیارهای قضاوت، مسوولین را در انتخاب جنبههای مناسب تصمیم گیری، یاری می دهد. ارزشیابی پیشرفت تحصیلی مستلزم دو اقدام اساسی است: 1- تعیین هدفهای آموزشی، 2- سنجش یا اندازهگیری عملکرد یادگیرندگان (1). با توجه به اینکه افزایش تعداد دانشجویان بدون درنظر گرفتن بهبود کیفیت آموزش و کسب مهارت های لازم می تواند اثرات نامطلوبی در جامعه پزشکی بر جای گذارد، بررسی دقیق وضعیت تحصیلی دانشجویان و ارزیابی مستمر و پیگیری رونـد آموزشی آنها امری است ضروری که مسئولین آموزش جامعه پزشکی بایستی به این امر توجه بیشتری داشته باشند (2).
بطور کلی بررسی روند تحصیلی در طی دوره دانشجویی در رشته پزشکی از جهات اقتصادی, اجتماعی و فردی بسیار حائز اهمیت است. روند رو به رشد تحصیلی از لحاظ اقتصادی با توجه به این که سرانه تحصیلات در ایران بر اساس درآمد ملی است میتواند از اتلاف هزینه ها جلوگیری کند و شرایط آموزشی را بهبود ببخشد (3)، و به این وسیله، زمینه ی سرمایه گذاری مناسب را در سایر قسمت های بهداشتی - درمانی فراهم آورد (4).
هم چنین از لحاظ اجتماعی نیز میتواند منجر به پرورش نیروی متخصص کارآمد و خدمات با کیفیت بالاتر و تامین رفاه برای افراد جامعه باشد. از لحاظ فردی نیز رشد و شکوفایی اقتصادی، افزایش اعتماد بنفس در اجتماع و کارآمدی برای دانشجو را در بر خواهد داشت (5). در چند دهه اخیر ارزیابی مراکز آموزشی در تمام دنیا متداول شده است که به ارتقای کیفیت در آموزش کمک به سزایی کرده است (6). هدف ارزیابی آموزشی در دانشگاه، بهبود کیفیت آموزش و استفاده بهینه از امکانات موجود میباشد (7). از شاخصهای مهم ارزیابی در دانشگاهها، بررسی روند تحصیلی دانشجویان است و یکی از نکات قابل توجه در خصوص وضعیت تحصیلی دانشجویان، مشکلات آموزشی آنها در طی سنوات تحصیلی است که عوامل مختلفی در بروز آن نقش دارند. با بررسی نمرات دانشجویان در دروس مختلف میتوان بطور غیر مستقیم وضعیت سیستم آموزشی دانشکده و تا حدودی وضعیت آموزشی گروه ها را مورد بررسی قرار داد (8). ایجاد یک نظام ارزشیابی کیفیت آموزش، ابزاری برای دانشگاه فراهم می سازد تا به وسیله آن فعالیت های خود را مورد بازنگری قرار داده، نقاط قوت و ضعف خود را شناسایی کند و گزینه های مناسب را برای اصلاح خود انتخاب نمایند (9). تلاش برای دستیابی به موفقیت و رسیدن به بالاترین سطح از پیشرفت در طول دوران تحصیل همواره از مهم ترین چالش های پیش روی دانشجویان است. پیشرفت تحصیلی و نقطه مقابل آن افت تحصیلی تاثیر به سزایی بر سرنوشت افراد داشته، در نتیجه توجه به عواملی که بتواند بر این موضوع موثر باشد از اهمیت ویژهای برخوردار است. برخی از محققین در پژوهشهای خود روند تحصیلی دانشجویان را براساس عوامل متعددی مانند جنس و سن و وضعیت تاهل و بومی بودن مورد بررسی قرار دادند، یکی دیگر از مقیاسهای سنجش این روند معدل دیپلم است. با توجه به این که در رشته پزشکی دو رکن اصلی، دروس پایه و جامع میباشند که مرتبط با برخی از دروس دبیرستان هستند (10). لذا این مطالعه با هدف تعیین روند تحصیلی دانشجویان پزشکی ورودی90-1385 دانشکده علوم پزشکی بابل و تاثیر معدل دیپلم بر آن انجام گرفته است.
روش ها
پژوهش حاضر مطالعهای توصیفی - تحلیلی است که بصورت سرشماری بر روی شش دوره تحصیلی دانشجویان رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی بابل طی سالهای 90-85 انجام گردید. دانشجویان پزشکی که از طریق کنکور سراسری در دانشکده علوم پزشکی بابل پذیرفته شده و تمامی واحدهای خود را در دانشکده پزشکی این دانشگاه گذرانده بودند، در این مطالعه قرار گرفتند. دانشجویان انتقالی و یا مهمان از مطالعه خارج شدند. در این بررسی معدل دیپلم صرفنظر از محل تحصیل دانشآموزان، نمرات 12درس اختصاصی، معدل دوره علوم پایه و نمره امتحان جامع از پروندههای موجود در بایگانی آموزش دانشگاه، پس از اخذ مجوز کتبی و با رعایت اصول اخلاقی از طریق بررسی مستندات و توسط یک فرم جمعآوری شد. اطلاعات دموگرافیک شامل سن، جنس، تاهل و سال ورودی نیز از طریق پرسشنامه عمومی که هنگام ثبت نام توسط دانشجویان تکمیل و در پروندههای بایگانی موجود بود، استخراج گردید. بدین ترتیب دروس بیوشیمی (1،2،3)، آناتومی اندام، آناتومی سر و گردن، سیستم گوارش، ایمنی شناسی، ژنتیک، سیستم قلب و عروق، قارچشناسی، میکروبشناسی و انگلشناسی مورد بررسی قرار گرفتند. برای دانشجویانی که در واحد درسی خود نمره قبولی را کسب نکرده بودند، نمره اعلام شده میانگین معدل نمره مردودی و نمره کسب شده پس از گذراندن واحد مذکور منظور گردید. همچنین با وجود اینکه نمرات امتحان جامع بر مبنای 0 تا 200 محاسبه شد، برای قابل مقایسه شدن با سایر معدل¬ها، معدل جامع نیز به 0 تا 20 تغییر مبنا یافت. پس از جمعآوری اطلاعات، دادهها با استفاده از نرمافزارSPSS.Ver.19 و با استفاده از آزمون آماری t-test مورد تجزیه و تحلیل و سطح معنی داری 05/0> P تلقی شد.
یافته ها
در این مطالعه شش دوره (90-1385) دانشجوی پزشکی (387 نفر) مورد بررسی قرار گرفتند که از این تعداد 381 نفرواجد شرایط جهت شرکت در این تحقیق بودند. از این دانشجویان55 نفر (43/14 درصد) ورودی سال 85، 60 نفر (75/15 درصد) ورودی 86، 51 نفر (40/13 درصد) ورودی 87، 62 نفر ( 27/16 درصد) ورودی88، 69 نفر ( 11/18 درصد) ورودی89 و 84 نفر (04/22 درصد) ورودی 90 بودند. 229 (17/59 درصد) دانشجو دختر و 152 نفر (83/40درصد) پسر بودند. در کل افراد مورد بررسی 379 نفر (5/99 درصد) مجرد بودند (کسانی که قبل از ورود به دانشگاه متاهل شدند به عنوان متاهل در نظر گرفته شدند). همچنین 262 نفر (8/68 درصد) بومی و 119 نفر (2/31 درصد) غیربومی بودند.
در این مطالعه نمره 12 درس از دروس اختصاصی پایه مورد بررسی قرار گرفت که بیشترین میانگین نمره مربوط به درس ایمنیشناسی (3/1± 53/17) در سال 88 و کمترین آن مربوط به درس ژنتیک (5/2±30/10) در سال 90 بود. وضعیت نمرات دانشجویان ورودیهای مختلف به تفکیک درسهای تخصصی در جدول شماره یک آمده است.
بیشترین میانگین معدل این دروس مربوط به ورودیهای سال 87 (4/1±80/14) و کمترین آن به ورودیهای سال 90(5/1±49/13) اختصاص داشت. مقایسه میانگین معدل 12 درس بین دخترها و پسرها در سالهای 85 تا 90 نشان داد که نمرات دخترها بطور معنی داری بیشتر از پسرها بود (001/0p=). بین میانگین نمرات دروس مورد بررسی (بهجز ایمنیشناسی) و سالهای ورودی مختلف از نظر آماری تفاوت معنیدار وجود دارد. میانگین معدل دیپلم، پایه و جامع به تفکیک سال ورود در جدول شماره دو آمده است. دادهها نشان داد که در طی این6 سال نمرات دیپلم دانشجویان، از سال 86 (6/0±89/18) روند نزولی داشته، هرچند که در سال 89 افزایش اندکی در معدل دیپلم (1/1±72/18) مشاهده می شود. نمودار شماره یک نمای کلی از وضعیت تحصیلی دانشجویان پزشکی ورودی 85 الی 90 را نشان می دهد.
مقایسه میانگین معدل دیپلم پذیرفتهشدگان در طی شش سال با میانگین معدل نمرات 12 درس اختصاصی نشان داد که میانگین معدل نمرات 12 درس اختصاصی همانند معدل دیپلم روند نزولی داشته و با وجود بالابودن معدل دیپلم در سال 89، این افزایش در معدل نمرات 12 درس اختصاصی مشاهده نمیشود هرچند که رابطه میانگین معدل دیپلم با میانگین معدل نمرات 12 درس اختصاصی از نظر آماری معنیداری بوده است (001/0= p). بررسی میانگین معدل دیپلم با میانگین معدل علوم پایه روند کاملاً مشابهی را نشان داد. اما از نظر آماری این ارتباط معنیدار نبود (05/0 ≥ p). میانگین معدل امتحان جامع در طی این 6 دوره، با فراز و نشیب زیاد ولی اندکی رو به رشد نسبت به سال 85 (2/38±21/102) در مقایسه با سال 90 (6/12±79/ 113) روبرو بود که در مواردی این فراز و نشیب با معدل دیپلم هماهنگ بوده است، برای مثال در سال 89 (/15±02/153) که معدل دیپلم افزایش داشت، معدل جامع نیز بالا بوده است. در هر حال ارتباط بین میانگین معدل دیپلم و میانگین امتحان جامع از نظر آماری معنیدار نبوده است (05/0 ≥ p).
ارتباط بین نمرات 12 درس تخصصی دانشجویان و آزمون علوم پایه و جامع نیز از نظر آماری معنی دار بوده است (016/0= p ،006/0= p)، (جدول 3).
بحث و نتیجه گیری
این مطالعه به بررسی سیر تحصیلی در دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی بابل و اثر معدل دیپلم بر آن طی یک دوره 6 ساله پرداخته است. نتایج این مطالعه نشان داد که در مجموع میانگین معدل دیپلم، نمرات 12 درس تخصصی و میانگین دروس علوم پایه روند نزولی داشته و معدل جامع با روند اندکی رو به رشد دستخوش نوسانات گهگاه شدید بوده است. به نظر میرسد معدل دیپلم صرفنظر از محل تحصیل دانشجویان، عامل مهمی در میزان موفقیت آنها در دوره دانشجویی میباشد. این مسئله میتواند گویای این نکته باشد که دانشجویان با معدل دیپلم بالاتر از پشتکار و تلاش بیشتری برخوردار بوده و همچنین به دلیل فهم بهتر دروس پایه دبیرستانی، در دوران دانشجویی نیز از وضعیت بهتری برخوردار بودهاند. از روند نزولی سطح تحصیل در سالهای مورد بررسی چنین استنتاج میشود که دانشجویان در سال های اخیر علاقه و انگیزه کمتری نسبت به قبل از خود نشان دادهاند. هر چند متغییرهای زمینهای مانند سن، جنس، تاهل و متغیرهای مخدوشکننده مانند شیوه تدریس مدرس، ارائه حجم زیاد دروس، مقررات آموزشی میتواند در این افت نسبی تحصیلی موثر باشد اما اثر عواملی چون اعتیاد به اینتریت و اثر شبکههای اجتماعی در سالهای اخیر را نمیتوان از نظر دور داشت. در مطالعه مشابهی که یوسفی مشعوف و همکاران در دانشکده پزشکی دانشگاه علوم پزشکی همدان بر روی ورودیهای 68-73 انجام دادند، مشاهده کردند
که وضعیت تحصیلی در دوره اولیه 68-1370 بطور نسبی مطلوبتر از سه دوره بعدی 71 تا1373 بوده است (11). در مطالعه آقاجانی و همکاران بر روی وضعیت تحصیلی دانشجویان مامایی ورودی سالهای 71-1376 در دانشگاه علوم پزشکی بابل نشان داد که رابطهای بین روند تحصیلی و سال ورود وجود ندارد (12). مطالعه رحمانی و همکاران بر روی میانگین معدل دیپلم و علوم پایه ارتباط مستقیم نشان داد که هرچه معدل دیپلم بالاتر بود، معدل علوم پایه نیز بالاتر میشد (13)، نتایج مطالعه فوق با یافتههای تحقیق حاضر همخوانی دارد. همچنین داده های به دست آمده از این تحقیق نشان داد که وضعیت نمرات دانشجویان در امتحانات جامع با وجود اندکی رشد، در مجموع از وضعیت مطلوبی برخوردار نبوده و بجز در سال 89 که میانگین حدود 75 درصد نمره کل را کسب نمودهاند در دیگر سالهای مورد بررسی، میانگین حدود 63-50 درصد از نمره کل بوده است. میانگین نمره آزمون جامع بررسی شده در یکی از دانشگاههای نظامی شهر تهران در مقطع ۵ ساله (1383-1385) نیز، روند رو به رشد، ولی با افتی نسبت به سال ۱۳۸۵ را نشان داده است (13) که با نتایج مطالعه حاضر همخوانی نسبی دارد.
مطالعه بر روی نمرات 12 درس تخصصی در طی سالهای 87-1385در گروه دختران سیر صعودی و پس از آن سیر نزولی را نشان داده است. این بررسی در گروه پسران با نوساناتی اندک در مجموع سیر نزولی داشته است. البته در مقایسه نمرات دختران با پسران، دختران به مراتب نمرات بهتری را کسب نمودند که این نشان از توجه بیشتر دانشجویان دختر به کسب نمرات بهتر در دروس تخصصی میباشد. حقدوست و همکاران نیز طی مطالعهای بر روی پیشرفت تحصیلی دانشجویان پزشکی کرمان دریافتند که دخترها در امتحانات موفقتر از پسران ظاهر شدند اما نمرات پسران در امتحانات ثبات بیشتری داشته است (14). مطلب نژاد و همکاران نیز در مطالعه دیگر به نتایج مشابه دست یافتند. آنها در مطالعات خود نشان دادند که دانشجویان دختر در مقایسه با پسر از میانگین نمرات بهتری در دروس نظری، عملی، معدل دوران علوم پایه و میانگین نمرات امتحان جامع برخوردار بودند (15).
نتایج مطالعه حاضر حاکی از آن بود که بین معدل دیپلم دانشجویان با معدل آزمون پایه و جامع ارتباط معنیداری وجود ندارد. اما بین معدل دیپلم با میانگین معدل 12درس تخصصی ارتباط معنیداری مشاهده شد، بطوریکه دانشجویان
با معدل دیپلم بالاتر از میانگین نمرات بهتری در دروس تخصصی برخوردار بودند. عدم ارتباط بین معدل دیپلم و معدل دروس پایه را نیز میتوان وجود دروس عمومی دانست که اهمیت آن نزد دانشجویان کمتر است. قریشی و همکاران در بررسی فاکتورهای موثر بر وضعیت تحصیلی دانشجویان در این رابطه دریافتند که معدل دیپلم نقش بسیار مهمی در راستای پیشرفت تحصیلی دانشجویان ایفاء میکند (16). میانگین نمرات ایمنی شناسی با روندی افزایشی، از نظر آماری معنیدار بود که این میتواند به عواملی چون بهبود وضعیت تدریس، وجود برنامههای مدون و دقیق آموزشی در بخش مربوطه ارتباط داده شود. در تحقیق مشابهی که مطلب نژاد و همکاران در بررسی نمرات دروس تخصصی دانشجویان دندانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بابل در سالهای 77 تا1381 انجام دادند نیز این ارتباط معنیدار دیده شد (17). در مطالعه حاضر با تلاشی دیگر ارتباط بین میانگین نمرات 12 درس تخصصی با معدل دیپلم و آزمونهای پایه و جامع بررسی شد و مشاهده گردید افرادی که در 12 درس تخصصی نمرات خوبی کسب نمودند دارای معدل دیپلم بالاتر و در آزمون های پایه و جامع موفقتر ظاهر شدند.
نتایج حاصل در ارتباط با اهداف این پژوهش، بیانگر این مسئله است که با کاهش معدل دیپلم دانشجویان میانگین نمرات دروس تخصصی و معدل دروس علوم پایه آنها نیز دچار افت شده است. امتحانات جامع دستخوش نوسانات بوده و به نظر میرسد که علاوه بر معدل دیپلم، عوامل دیگری بر روی آن تاثیرگذار است. مطالعه حاضر اهمیت دورههای دبیرستانی را در میزان موفقیت دانشجویان نشان داده و ضرورت بازبینی برنامه های آموزشی مقاطع پایینتر و یافتن نقاط قوت و ضعف آن تاکید دارد.
از آنجا که ارتقای کیفیت آموزش از مهمترین اهداف مراکز آموزشی است، لذا پیشنهاد میشود مطالعات کاملتری در مورد علل کاهش معدل دیپلم و افت تحصیلی در طی سالهای اخیر انجام شود تا بتوان از آن برای بهبود و ارتقاء روند آموزشی استفاده کرد. در مجموع، با توجه به این که نمرات آزمون سراسری عمدهترین ملاک گزینش دانشجو در کشور است پیشنهاد میشود تا نقش معدل دورههای دبیرستان در صورت برگزاری امتحانات هماهنگ و کشوری، پررنگتر گردد. همچنین عوامل موثر بر کیفیت آموزش از جمله برنامهریزی، ارائه دروس، امکانات آموزشی، اساتید، منابع آموزشی اصلاح گردد.
| بازنشر اطلاعات | |
|
این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است. |