بیماریهای قلبیعروقی اولین علت مرگومیر در ایران است
(
1،
2). مهمترین عامل مرگ افراد بالغ در دنیای صنعتی، ایست قلبی ناگهانی (Sudden cardiac arrest) است
(
3). بین 8/65 تا 80 درصد از ایستهای قلبی در محیط خارج از بیمارستان، مانند منزل اتفاق میافتد
(
4،
5). ازاینرو، باید از تأخیر در شروع احیا اجتناب کرد؛ زیرا بدون انجام دادن احیای قلبی، به علت فقدان اکسیژن، مرگ مغزی در زمانی کمتر از 4 تا 6 دقیقه (زمان طلایی (golden time)) اتفاق میافتد (6-8). طبق دستورالعمل ارائهشده انجمن قلب آمریکا در سال 2015، احیای قلبی فقط با دست (Hands-Only CPR) برای افراد و آموزش عمومی توصیه میشود
(
9).
هر دقیقه تأخیر در شروع احیای قلبیریوی منجر به کاهش دهدرصدی در میزان بقای قربانی میشود
(
10). ازآنجاکه افراد جامعه اولین شاهدان ایست قلبی خارج از بیمارستان (OHCA - Out Hospital Cardiac Aresst) هستند، احیای قلبیریوی توسط همراهان، یکی از راههای افزایش شانس بقا برای بیماران دچار ایست قلبی خارج از بیمارستان است
(
11).
در حال حاضر، روش مرسوم در بسیاری از مراکز، آموزش صوتی است. محدودیت این روش در ناتوانی اپراتور در مشاهده محل احیا و استناد صرف به تجسم وضعیت، میتواند به ارائه دستورالعملهای نادقیق و در نتیجه، کاهش کیفیت احیای امدادگران منجر شود. دستورالعملهای معتبر بینالمللی بر بهرهگیری از فناوریهای نوین برای بهبود کیفیت احیا تأکید دارند. پروتکل 2025 انجمن قلب آمریکا (AHA) به ضرورت بر استفاده از شبیهسازهای پیشرفته پزشکی که با فناوریهایی مانند واقعیت مجازی، هوش مصنوعی و بازخورد بیومتریک غنی شدهاند، تأکید میکند. این شبیهسازها امکان تمرین در محیطی ایمن و واقعگرایانه را فراهم کرده و با ارائه بازخورد آنی، به اصلاح فوری اشتباهات کمک میکنند(12) .
آگاهیبخشی در صحنه بهسرعت و بدون اتلاف وقت، برای احیای موفق ضرورتی است که باید به آن توجه شود. یکی از ابزارهای مؤثر و پرکاربرد، تلفن است. امروزه تلفن به یک وسیله ارتباطی حیاتی در ارائه خدمات سلامت تبدیل شده است. با استفاده از این ابزار میتوان تریاژ تلفنی را که فرایندی سازمانیافته است اجرا کرد؛ به این صورت که نشانهها و علائم بیماری فرد تماسگیرنده را ازنظر فوریت پزشکی غربال میکنند و قبل از رسیدن آمبولانس، به تماسگیرنده براساس شدت مشکل توصیفشده، توصیههای لازم را ارائه میدهند
(8). اکنون ارتباط تصویری از طریق تلفن همراه هم در بسیاری از نقاط جهان در دسترس است. پیشبینی میشود که پزشکی از راه دور به ابزارهای مهمی در مراقبتهای اورژانسی در آینده تبدیل شود
(
13). کارشناس مرکز پیام اورژانس ، فرد آموزشدیده و کاملاً حرفهای است که با تماسگیرندگان با مرکز اعزام فوریتهای پزشکی ارتباط برقرار میکند و وظیفه بررسی کامل بیمار، اعزام آمبولانس به محل، اجرای دستورالعملهای مربوط به آن قبل از رسیدن فرد اعزام شونده به محل، پیگیری وضعیت هر مأموریت و مدیریت آمبولانسها را بر عهده دارد
(14). راهنماییهای احیای قلبیریوی تلفنی ارائهشده توسط پرستاران مرکز ارتباطات فوریتهای پزشکی، برای افزایش شانس موفقیت احیای قلبیریوی توسط اطرافیان برای ایست قلبی خارج از بیمارستان صورت میگیرد. ارتباطات تصویری در حین احیای قلبی میتواند کیفیت تبادل اطلاعات بین یک نفر که در حال انجام دادن احیای قلبیریوی است و اعزامکننده فوریتهای پزشکی را بهبود بخشد. دستورالعملهای ویدئویی با پروتکل فیلمبرداری، اثربخشی احیای قلبیریوی را در مقایسه با دستور تلفنی بهبود میبخشد
(15).
با وجود آن که مطالعات موید مزایای آموزش تصویری در بهبود کیفیت کلی احیا می باشند، اما نتایج تعدادی از مطالعات نشان میدهند که شرکتکنندگان حتی با آموزش تصویری نیز نتوانستهاند به استانداردهای دستورالعمل در مورد عمق فشرده شدن قفسه سینه دست یابند. این یافتههای متناقض، نیاز به پژوهشهای بیشتر برای تعیین اثربخشی روش تصویری بر شاخصهای عینی کیفی (مانند عمق، سرعت و اجازه بازگشت قفسه سینه) را نشان میدهد(16 و 17). علاوه بر آن نتایج مطالعات مربوط به احیای قلبیریوی تصویری به تأثیر عوامل مخدوش کنندهای مانند زمان بیشتر برقراری تماس ویدئویی، موقعیت دوربین، کیفیت ویدئو، عوامل محیطی و کیفیت سیگنال و تاثیر زیر ساخت های محلی، فرهنگ آموزش و مهارت های اپراتور اشاره داشته اند(18 و 19) . لذا انجام مطالعه در بستر خاص کشور ایران، شواهد بومشناختی ارزشمندی تولید میکند.
با توجه به اینکه یکی از مداخلات حیاتی، احیا در موقعیتهای اورژانسی است که تأخیر یا خطا در آن، ممکن است به مرگ بیمار منجر شود. بنابراین، هر روشی که بتواند یادگیری بهتر و عملکرد دقیقتر ایجاد کند، از اهمیت بالایی برخوردار است . از سوی دیگر، افراد ازنظر شیوه یادگیری با یکدیگر تفاوت دارند. برخی شنیداری و برخی دیداریاند. مقایسه این دو روش، به انتخاب روش آموزشی مؤثرتر و متناسب با گروه هدف کمک میکند. بنابراین این مطالعه با هدف مقایسه تاثیر دو روش آموزش صوتی و تصویری احیای قلبی بر کیفیت احیا در داوطلبان آموزش کمکهای اولیه انجام گرفته است. نتایج این مطالعه شاید بتواند مبنای علمی محکمی برای سیاستگذاران حوزه سلامت باشد تا دستورالعملهای ملی آموزش احیا برای اپراتورهای مراکز فوریتهای پزشکی و عموم مردم را بهروزرسانی کنند.
روشها
این پژوهش، یک مطالعه کارآزمایی شبیهسازیشده در دو گروه بود که در مرکز آموزشی کمکهای اولیه مشهد در سال 1402 تا 1403 انجام شد. معیارهای ورود افراد شامل موارد زیر بود: افراد داوطلب گذراندن دوره احیا باشند؛ بین 18 تا 60 سال باشند؛ به شرکت در مطالعه تمایل داشته باشند؛ رضایتنامه کتبی آگاهانه ارائه دهند؛ و از سلامت کامل جسمی برخوردار باشند. معیارهای خروج از پژوهش نیز شامل افرادی بود که از شرکت در مطالعه انصراف می دادند.نمونهگیری ابتدا بهصورت در دسترس، و سپس به روش بلوکهای جایگشتی (دوازده بلوک چهارتاییبا تصادفی به دو گروه انجام شد؛ بهگونهایکه ابتدا 94 نفر داوطلب مراجعهکننده برای یادگیری احیای قلبیریوی براساس حجم نمونه تعیینشده وارد مطالعه شدند. نمونهها به روش بلوک جایگشتی در دو گروه آموزشی شامل احیای قلبی بهصورت تماس صوتی (47 نفر) و احیا بهصورت تماس تصویری (47 نفر) قرار گرفتند. گروه تصویری به علت اختلال اینترنت، 11 نمونه ریزش داشت و درنهایت، 36 نفر مورد مطالعه قرار گرفتند.
برای دستیابی به اهداف مطالعه، دادههای مربوط به متغیرهای وابسته که قابلیت ارزیابی داشتند، جمع آوری و مقایسه شدند. متغیر های وابسته شامل کیفیت احیای قلبی و زیرمقیاسهای آن (1. تعیین محل ماساژ، 2. عمق فشردن قفسه سینه، 3. اجازه بازگشت به قفسه سینه، 4. سرعت ماساژ قلبی و 5. نمره کیفیت ماساژ قلبی اندازهگیری شده توسط دستگاه) و متغیرهای زمینهای و مداخلهگر (سن، جنسیت، میزان تحصیلات، وضعیت تأهل، وضعیت شغلی، نوع استخدام، وزن، قد، شاخص توده بدنی، وضعیت دست غالب و سابقه انجام دادن احیای قلبی با کمک پرستار اورژانس) داوطلبان در دو گروه «تماس صوتی تلفنی» و «تماس تصویری» جمعآوری و مقایسه شدند. اطلاعات دموگرافیک داوطلبان نیز تکمیل شد. داوطلبان وارد اتاقی شدند که مولاژ
Laerdal Resusci Anne قرار داده شده بود . این مولاژ یکی از پیشرفته ترین و گسترده ترین ابزارهای شبیه سازی مورد استفاده در آموزش احیای قلبی ریوی در جهان است. این مولاژ بطور خاصی طراحی شده تا آموزش احیا را تا حد امکان به شرایط واقعی نزدیک کند و از طریق ارائه بازخورد فوری، نقش موثری در ارتقای کیفیت آموزش ایفا می کند.. سناریو ماساژ قلبی آقایی هفتادساله بود که دچار ایست قلبی شده بود. پرستار آموزشدهنده در اتاق دیگری با استفاده از تلفن، که در حالت اسپیکر بود، با فرد داوطلب صحبت کرد. به احیاگر مکان دقیق انجام دادن ماساژ قلبی، سرعت و عمق مناسب و اجازه بازگشت قفسه سینه حین ماساژ قلبی آموزش داده شد و احیاگر براساس آموزشها ماساژ قلبی را انجام داد. در گروه تماس تصویری نیز پرستار آموزشدهنده در اتاق دیگری با استفاده از پلتفرم واتساپ، تماس تصویری برقرار کرد. تماس تصویری در اتاق پرستار با لپتاپ و در اتاق داوطلب با گوشی همراه بود. پس از شروع عملیات احیا توسط داوطلب، پرستار محل دقیق، سرعت، عمق و اجازه بازگشت قفسه سینه را به داوطلب بهصورت تصویری بازخورد داد. سپس روایی محتوای چکلیست مهارت احیای قلبی ریوی توسط ده تن از استادان دانشکده تأیید شد به این صورت که از آنان خواسته شد تا گویه ها را از نظر مرتبط بودن، وضوح و سادگی با استفاده از مقیاس های شاخص روایی محتوی(82/0) و نسبت روایی محتوی(85/0) اررزیابی کنند. پایایی آن به روش آزمون-بازآزمون سنجیده شده بود (آلفای کرونباخ 0.78. اطلاعات عملیات احیا با استفاده از مولاژ مجهز به حسگر سیمی(SimPad)، توسط محقق از طریق بلوتوث دریافت و ثبت میشد. نمره کیفیت احیا، یک نمره کمی (از 100) بود که به صورت عینی و خودکار توسط دستگاه مولاژ پیشرفته بر اساس معیارهای دقیق (عمق، سرعت، محل دست و بازگشت قفسه سینه) محاسبه و ارائه میشد.ازآزمون ناپارامتریک من-ویتنی برای مقایسه تفاوت در میانگین رتبههای دو گروه (کیفیت احیا) استفاده شد. در این مطالعه، مقادیر متغیرهای کمّی بهصورت میانگین (انحراف معیار) و مقادیر متغیرهای کیفی بهصورت فراوانی (درصد) نشان داده شد. داده
ها با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه 19 تجزیهوتحلیل شدند و سطح معناداری 05/0 در نظر گرفته شد.
یافتهها
این پژوهش روی 83 داوطلب انجام شد که از این تعداد، 47 نفر در گروه تماس صوتی و 36 نفر در گروه تماس تصویری قرار داشتند. 5/91 درصد از گروه تماس صوتی و 9/88 درصد از گروه تماس تصویری راستدست بودند. داوطلبان سابقه آموزش احیای قلبی نداشتند(جدول شماره 1).
نتایج آزمون من ویتنی نشان داد که میانگین نمره کیفیت احیا توسط داوطلبان در گروه تماس تصویری بهطور معناداری بالاتر از گروه تماس صوتی بود (001/0= P). میانگین نمره کیفیت احیا توسط داوطلبان به تفکیک دو گروه تماس صوتی و تماس تصویری در جدول شماره 2، نشان داده شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد میزان عمق فشرده شدن در روش احیای تصویری92/45(53/5SD=) بهطور معناداری بالاتر از احیای صوتی19/40(91/10SD=) بود (004/0=P). همچنین، از لحاظ محل قراگیری دست ها در روش تصویری6/80(29SD=) امتیاز بیشتری نسبت به صوتی2/53(25SD=) به دست آمد و ارتباط معنادار بود(01/0=P). ازنظر سرعت ماساژ قلبی بین دو گروه تفاوت معناداری وجود داشت (006/0=P)؛ اما ازنظر اجازه بازگشت قفسه سینه، نتایج معنادار نبود (480/0P=).
.PNG)
بحث
احیای قلبی ریوی با کیفیت بالا، عاملی کلیدی در زنجیره بقای بیماران دچار ایست قلبی خارج از بیمارستان است. مطالعه حاضر با هدف مقایسه تاثیر دو روش آموزش صوتی و تصویری توسط اپراتور اورژانس بر کیفیت احیای داوطلبان انجام شد. یافتهها نشان داد که برقراری ارتباط تصویری منجر به بهبود چشمگیر در شاخصهای کلیدی احیا نسبت به روش سنتی صوتی میشود. در ادامه، هر یک از این یافتهها در چارچوب شواهد موجود مورد بحث و تحلیل قرار میگیرند.
اپراتور تلفنی اورژانس نقش مهمی در تشخیص ایست قلبی ایفا میکند و از طریق ارائه راهنمایی حین تماس تلفنی، به اولین پاسخدهنده کمک میکند نرخ بقا را بهبود بخشد
(
20).
درباره هدف شماره یک مطالعه، یعنی کیفیت احیا ازنظر عمق ماساژ قلبی، داوطلبان گروه احیای تصویری، فشردهسازی قفسه سینه را با کیفیت بالاتری در مقایسه با احیای صوتی انجام دادند. به عبارت دیگر میانگین عمق فشرده شدن قفسه سینه در گروهی که به صورت تصویری راهنمایی شده بودند، بهطور معناداری بیشتر از گروه صوتی بود. سزلوسی و همکاران (Szollosi & et al) در مطالعهای که داوطلبان احیای قلبی با تماس صوتی و تماس تصویری را مقایسه کردند، عمق فشردهسازی بیشتر قفسه سینه را در احیا با تماس تصویری گزارش کردند
(21). بیلسکی و همکاران (Bielski & et al) نیز در مطالعهای که روی پیامد آموزش تلفنی و تصویری احیای قلبی انجام دادند، فشردهسازی قلبی بیشتر را در احیا با تماس تصویری گزارش کردند
(
22). نتایج این مطالعات، با پژوهش ما همسو است. دلیل احتمالی این برتری را میتوان توانایی اپراتور در مشاهده مستقیم عملکرد احیاگر و ارائه بازخورد فوری و تصویری دانست. برای مثال، اپراتور میتواند با دیدن کوتاهی در عمق فشرده شدن ، بلافاصله با نشان دادن حرکت صحیح خود بر روی دوربین یا با دستورالعمل کلامی دقیقتر، احیاگر را اصلاح کند؛ امکانی که در تماس صرفاً صوتی به دلیل عدم درک صحیح اپراتور از وضعیت فیزیکی موجود، تقریباً غیرممکن است.یافته دیگر این پژوهش، برتری معنادار گروه تصویری در دستیابی به سرعت ماساژ قلبی مطلوب (۱۰۰-۱۲۰ فشار در دقیقه) بود. این نتیجه با یافتههای استیپولنت و همکاران (Stipulante & et al) (23) و دووال و همکاران (Duval & et al) (24) مطابقت دارد که گزارش کردند بازخورد تصویری به حفظ ریتم و سرعت مناسب در طول عملیات احیا کمک میکند. تبیین این موضوع میتواند این باشد که در روش تصویری، اپراتور نه تنها میتواند با شمارش ریتمیک، سرعت را القا کند، بلکه ممکن است از طریق حرکات دست یا مترونوم بصری، یک سرعتسنج طبیعی برای احیاگر ایجاد کند. این در حالی است که در روش صوتی، احیاگر ممکن است در شرایط استرس، سرعت خود را به درستی تنظیم نکند و اپراتور نیز راهی برای تشخیص این انحراف نداشته باشد.
درباره هدف دیگر مطالعه، یعنی اجازه بازگشت قفسه سینه به حالت اول، این مطالعه نشان داد در گروه تماس تصویری نسبت به تماس صوتی میزان برگشت قفسه سینه بهتر رعایت شده است. ویرتنیا و همکاران (Ćwiertnia & et al) (25) نیز در مطالعهشان به نتایج مشابهی رسیده بودند؛ اما در مطالعه میلین و همکاران (Millin & et al) (26) با عنوان آموزش احیای قلبیریوی مبتنی بر ویدئو، نتایج مطالعه با مطالعه حاضر همسو نبود. به نظر می رسد در تماس تصویری احیاگر نحوه صحیح ماساز ، عمق فشار و اجازه بازگشت کامل قفسه سینه را به طور دقیق می بیند و اشتباهات خود را اصلاح می نماید اما در تماس صوتی احیاگر بر اساس توضیحات و راهنمایی کارشناس مرکز پیام اورژانس حدس می زند که می تواند منتج به اشتباه در بازگشت قفسه سینه در ماساز قلبی گردد.
اگرچه در تعدادی از شاخصها برتری با گروه تصویری بود، اما بین دو گروه از نظر شاخص "اجازه بازگشت کامل قفسه سینه" تفاوت آماری معناداری مشاهده نشد این نتیجه با یافتههای ویرتنیا و همکاران (Ćwiertnia & et al) (25) همخوانی دارد. دلیل احتمالی این امر میتواند این باشد که "اجازه بازگشت" یک تکنیک passive (غیرفعال) است که بیشتر به حذف فشار وابسته است تا اعمال یک حرکت فعال. آموزش این مفهوم از طریق کلام (مثلاً گفتن "تمام وزن خود را از روی سینه بردارید") به اندازهای ساده و قابل درک است که حتی بدون بازخورد تصویری نیز به خوبی منتقل شود. از سوی دیگر، ممکن است حساسیت سنسورهای مولاژ یا روش اندازهگیری این پارامتر به اندازه کافی بالا نبوده باشد تا تفاوتهای جزئی بین گروهها را تشخیص دهد.
بااینحال، روش تماس صوتی چندین محدودیت دارد، ازجمله اینکه اپراتورهای اورژانس نمیتوانند بیمار و فرد تماسگیرنده را ببینند و فقط با تجسم موقعیت میتوانند دستورالعمل صادر کنند. تکنولوژیهای کنونی امکان برقراری تماس ویدئویی زنده بین صحنه و اپراتور را فراهم میکنند تا فرصتی برای احیای قلبیریوی تصویری به وجود آید. در برخی از مطالعات قبلی، احیای قلبیریوی تصویری کارایی بالاتری در برخی از جنبههای فشردگی قفسه سینه نسبت به احیای قلبیریوی صوتی نشان داده است
(27، 28). به نظر می رسد با وجود بهبود در عملکرد کلی احیای قلبیریوی، شرکتکنندگان نتوانستند به استانداردهای دستورالعمل مربوط به عمق فشردهسازی قفسه سینه دست یابند. علاوهبر این، برقراری تماس ویدئویی میتواند زمان بیشتری نسبت به تماس صوتی صرف کند و جنبههای فنی (مانند موقعیت دوربین، کیفیت ویدئو، عوامل محیطی و کیفیت سیگنال) نیز اهمیت ویژهای دارد
(
29-31). بنابراین، با وجود نتایج امیدوارکننده، شکافهای بیشتری در شواهد تحقیقاتی مربوط به احیای قلبیریوی تصویری وجود دارد که ضرورت انجام تحقیقات بیشتر را مطرح می نماید.
به طور کلی، نمره کیفیت احیا در گروه تماس تصویری به صورت معناداری بالاتر از گروه تماس صوتی ارزیابی شد. این نتیجهگیری که نشاندهنده بهبود هماهنگ چندین مؤلفه احیاست، توسط مطالعات متعددی از جمله لی و همکاران (Lee & et al) (29) تأیید شده است. علت این بهبود جامع را میتوان در ماهیت چندحسی (Multi-sensory) آموزش تصویری جستجو کرد. هنگامی که آموزش همزمان از دو کانال شنیداری و دیداری ارائه میشود، درک بهتری از توالی و تکنیک حرکات در مغز ایجاد شده و یادگیری و اجرا تقویت میشود. این امر از اصول پایهای یادگیری motor skill است که در دستورالعملهای پیشرفته مانند پروتکل ۲۰۲۵ AHA نیز بر یکپارچهسازی فناوری برای ارائه بازخورد چندحسی تأکید دارد.
نتیجهگیری
مطالعه حاضر نشان داد که آموزش احیای قلبی ریوی از طریق تماس تصویری توسط اپراتور اورژانس، در مقایسه با روش مرسوم صوتی، منجر به ارتقای کیفیت احیا در داوطلبان میشود. این برتری بهطور خاص در شاخصهای حیاتی عمق فشرده شدن قفسه سینه، سرعت ماساژ قلبی و نمره کلی کیفیت احیا مشاهده گردید. با استناد به این یافتهها و همسو با جهتگیریهای پیشرفته جهانی مانند پروتکل ۲۰۲۵ انجمن قلب آمریکا (AHA) که بر به کارگیری فناوری برای بهبود بازخورد و یادگیری تأکید دارد، راهکارهای کاربردی زیر در حوزههای آموزشی پیشنهاد میگردد. پیشنهاد میشود دستورالعملهای ملی برای اپراتورهای اورژانس ۱۱۵ به گونهای بازنگری شود که "احیای قلبی ریوی با کمک تصویر" (Video-based CPR) به عنوان یک سرویس استاندارد و در اولویت، در کنار روش صوتی قرار گیرد. ضروری است مراکز مدیریت تماس اورژانس به پلتفرمهای امن و پایدار برای برقراری تماس ویدئویی مجهز شوند و آموزشهای لازم برای به کارگیری مؤثر این فناوری به اپراتورها ارائه شود.
محتوای آموزشی مرتبط با " پزشکی از راه دور(Telemedicine) و تریاژ تصویری در مواقع اورژانس" باید در دورههای تحصیلی رشتههای پزشکی، پرستاری و فوریتهای پزشکی گنجانده شود تا نسل آینده کادر درمان با این روشها آشنا شوند. نتایج این مطالعه میتواند مبنای طراحی کمپینهای عمومی باشد که مردم را تشویق میکند در صورت مواجهه با ایست قلبی، از امکان "تماس تصویری با اورژانس ۱۱۵" برای دریافت راهنمایی دقیقتر و مؤثرتر استفاده کنند. پیشنهاد میشود مطالعات آتی به طراحی و ارزیابی روش ترکیبی (صوتی-تصویری) بپردازند تا با درگیر کردن همزمان دو حس بینایی و شنوایی، یادگیری و اجرای احیا را به حداکثر برسانند.
محدودیتهای این مطالعه شامل بستر ضعیف اینترنت و اختلال زیاد در برقراری تماس تصویری و کم بودن حجم نمونه بود. پیشنهاد میشود مطالعه بهصورت چند مرکزی و در بستر شبکه اینترنتی پایدار و با حجم نمونه بیشتر صورت پذیرد تا نتایج با اطمینان بیشتر حاصل شود.
ملاحظات اخلاقی
پیروی از اصول اخلاق پژوهش
این مطالعه را معاونت تحقیقات و فناوری دانشگاه علوم پزشکی سبزوار تأیید کرده و دارای کد اخلاق با شماره
IR.MEDSAB.REC.1402.045 است.
حمایت مالی
این مطالعه، مقاله اصلی استخراجشده از پایاننامه مقطع کارشناسی ارشد پرستاری اورژانس است که تحت نظارت دانشگاه علوم پزشکی سبزوار و دانشگاه علوم پزشکی مشهد انجام شده است.
مشارکت نویسندگان
ایدهپردازی و طراحی مطالعه: محمدرضا شاره، علی اصغر جسمی؛ جمعآوری، تحلیل و تفسیر دادهها: محمدرضا شاره،
تهیه پیشنویس دستنوشته: علی اصغر جسمی ؛ ،حمیدرضا بهنام، علی تاج؛ بازبینی نقادانه دستنوشته برای محتوای فکری مهم: حمیدرضا بهنام ؛ تحلیل آماری: حمیدرضا بهنام، حجت شفاهی؛ جذب منابع مالی: علی اصغر جسمی؛ حمایت اداری، فنی یا موادی: علی اصغر جسمی ؛ نظارت بر مطالعه: علی تاج.
تعارض منافع
در این پژوهش تضاد منافعی وجود ندارد.
استفاده از هوش مصنوعی در فرایند نگارش
از هوش مصنوعی در هیچ قسمت از این مطالعه استفاده نشده است.
قدردانی
از تمام شرکتکنندگان در این پژوهش تشکر میشود.