مقدمه
مسئله انتقال عفونت های منتقله از خون طی فعالیت های روتین دندانپزشکی یکی از مخاطرات وقوع پذیر می باشد (2،1) و به دلیل ماهیت بیماری هایی چون هپاتیت و ایدز از حساسیت بیشتری میـان دنـدانپزشـکان برخودار بوده است همچنین با وجود ابزارهای تیز (needle stick) در بین پرسنل درمانی شیوع قابل توجهی دارد (2).چنین برآورد شده که سالیانه تعداد 66000 مورد عفونت HBV و 16000 مورد عفونت HCV و 1000 مورد HIV توسط صدمات ناشی از ابزارهای تیز در میان کارکنان بهداشتی به وقوع می پذیرد و عمده این موارد در کشورهای کم درآمد به چشم می خورد (6-3).
ایمنی زایی در بین پرسنل درمانی روش مناسبی برای کنترل انتقال بیماری از بیمار به پرسنل یا بالعکس میباشد .از آنجا که ایمنی سازی مفید اغلب با مشکلات گوناگون روبروست یا به طور کل ایمنیسازی سیستمیک مناسبی برای مواردی چون HCV وHIV وجود ندارد نگرانی ها پیرامون این بیماری به شدت در بین دندانپزشکان وجود دارد (1). مطالعات نشان داده اند که 1/8 درصد از پزشکان در ایران دوره کامل واکسیناسیون علیه هپاتیت B را دریافت نکرده اند(9-7). البته مطالعات انجام شده در استان گیلان نیز نشان میدهد که هنوز بخشی از دندانپزشکان فاقد واکسیناسیون مناسب علیه هپاتیت B هستند(10).
مطالعات اپیدمیولوژی تا سال 1990 در سراسر دنیا نشان میدهد که ریسک انتقال هپاتیت به پرسنل درمانی تا 4 برابر افراد عادی میباشد و در این میان کارکنان مراکز بهداشتی درمانی بخصوص جراحان دندانپزشک از ریسک بالای این انتقال در میان تمامی شاغلین حرف پزشکی برخوردارند، البته پس از سال 1990 این میزان به شکل بارزی کاهش یافت(11). درانگلستان میزان انتقال هپاتیت B در جمعیت عادی برابر 0/5درصد بوده ولی این میزان در دندانپزشکان 6/1درصد میباشد (1). اگرچه در آموزش های حرفه ای بیان میشود تمامی بیماران باید ناقل درنظر گرفته شوند شناسایی بیماران واقعی اهمیت خطیری دارد.
طبق مطالعات سازمان بهداشت جهانی 80 درصد بیماران مبتلا به ایدز در کشورهای در حال توسعه زندگی میکنند، همچنین 75 درصد ناقلین هپاتیت B از آسیا هستند (6) . درایران تعداد مبتلایان به هپاتیت B حدود 3 درصد جمیعت میباشد که با درنظر گرفتن جمیعت 75 میلیونی حدود 5/2 میلیون نفر به این ویروس آلوده میباشند (12) . شیوع هپاتیت C در جمعیت عادی حدود 0/16درصد میباشد (12). شناسایی این بیماران تغییر شرایط درمانی و جلوگیری از گسترش و کنترل این عفونتها بسیار با اهمیت و وابسته به دانش دندانپزشک می باشد. مطالعات گوناگونی در کشورهای اروپایی و آمریکا و حتی در ایران پیرامون آگاهی سنجی دندانپزشکان شاغل نسبت به شناسایی و نحوه برخورد با این دسته از بیماران انجام پذیرفته که روش های متفاوت و ابزارهای متفاوتی استفاده شده است (21-13،8،6) ثابت شده است که سابقه پزشکی بیمار و اظهارات وی برای تشخیص تماس با HBV وV HI قابل اعتماد نیستند (8.( همچنین پژوهش های انجام شده در مقوله های هپاتیت مطرح میکند که دانش دست اندرکاران حرف پزشکی در رابطه با هپاتیت C به طور بارزی از هپاتیت B کمتر است علیرغم اینکه گستردگی ابتلا، به هپاتیت B در حال حاضر بیش از هپاتیت C میباشد (8). لذا سنجش دانش دندانپزشکان در ارتباط با ماهیت این بیماریها، نشانههایش و انتقال بیماریها از اهمیت بسیاری برخودار می باشد. لذا هدف از این مطالعه تعیین آگاهی و نگرش این صنف در رابطه با مخاطرات شغلی ناشی از این عفونت ها بود.
روش ها
در این مطالعه توصیفی- مقطعی آگاهی و نگرش دندانپزشکان عمومی شهر رشت و شهرستانهای سنگر، خمام و کوچصفهان در زمینه بیماری های هپاتیت و ایدز مورد ارزیابی قرار گرفت. در این پژوهش جمع آوری داده ها به کمک یک پرسشنامه «پژوهشگر ساخته» صورت گرفت.
پرسشنامه با استفاده از منابع معتبر(24-22 ، 12) و در سه بخش تهیه گردید. بخش اول شامل ویژگی های فردی و دموگرافیک افراد (جنسیت، سن، نوع دانشگاه و سابقه کاری)، بخش دوم شامل 13 سوال برای سنجش آگاهی در زمینههای تماس و برخورد ناگهانی شغلی با عامل عفونی، راههای انتقال بیماری، تستهای غربالگری ویژه بیماران و تظاهرات دهانی شایع بود و بخش سوم شامل 4 سوال برای سنجش نگرش دندانپزشکان می باشد.
پرسشنامه تهیه و جهت تعیین روایی محتوا (Validity Content) در اختیار 10 تن از اساتید دانشکده و دانشگاه قرار گرفت (Expert panel) تا متناسب بودن آن برای دستیابی به اهداف پژوهش تعیین گردد (مربوط بودن، شفاف و سادگی). پس از بررسی اولیه پیشنهادات، تغییرات لازم صـورت گرفت. در بـخش دوم، سوالات از نظر ضروری بـودن توسط اساتید صاحب نظر مورد بررسی قرار گرفتند.
شاخص روایی محتوا (CVI Content Validity Indices) سوالات برابر با 0/76 به دست آمد که بدین شکل روایی محتوا تایید شد. به منظور تعیین پایایی سوالات از روش آزمون مجدد استفاده شد. (test-retest) به این ترتیب که پرسشنامه در دو نوبت به فاصله های یک هفته توسط 20 تن از دندان پزشکان همکار جامعه پژوهش تکمیل گردید. پایایی ابزار آگاهی سنجی 84/3 درصد تخمین زده شد و ضریب همبستگی پیرسون بین نمرات کل دو نوبت سوالات آگاهی برابر با 0/531و معنیدار بود. (0/019 P<) جهت بررسی توافق نگرش دندانپزشکان در این دو نوبت از ضریب توافق ICC(Intra Class Correlation Coefficient) استفاده گردید که این مقدار برابر با 0/969 با فاصله اعتماد 95 درصد (0/988-0/922) و همچنین ضریب همبستگی نگرش سنجی طی دو مرحله 0/94 و معنی دار بود( 0/001 P<) . ثبات درونی سوالات پرسشنامه براساس آلفای کرونباخ برابر با 83/5 درصد بدست آمد. لازم به ذکر است در مورد سوالات آگاهی در قبال پاسخ صحیح امتیاز 1 و در قبال پاسخ اشتباه امتیاز صفر منظور گردید. پیش فرض برای وضعیت آگاهی و نگرش به شکل: خوب (75% x>)،متوسط (50% <x<75%)، ضعیف (50% x<) و همچنین نمرات به شکل 7> x آگاهی ضعیف، 8<x<10 آگاهی متوسط و10 < x آگاهی خوب تعیین شد.
امتیازدهی سوالات نگرش مبتنی بر مقیاس لیکرت 5 درجهای ارزیابی شد و نمره 5 به کاملاً موافق،4 به موافق،3 به بدون نظر،2 به مخالف و 1 به کاملاً مخالف داده شد. سوال 3 نگرش جهت معکوس داشت. سپس امتیاز کلیه سوالات با هم جمع و افراد با نمرات زیر 50 درصد تحت گروه نگرش منفی و افراد با نمره بالای 50 درصد تحت گروه نگرش مثبت به تقسیم بندی شدند.
پس از جمع آوری داده ها اطلاعات وارد نرم افزار Spss. Ver.19 شد. جهت تعیین میزان آگاهی و میزان نگرش پژوهش از فاصله اعتماد 95درصد میانگین استفاده شد. جهت مقایسه میزان آگاهی و نگرش بر حسب گروههای سنی، جنس، سابقه کار و نوع دانشگاه ابتدا از normality میزان آگاهی و نگرش براساس آزمون کولموگروف، اسمیرینوف و سپس به دلیل عدم پیروی از توزیع نرمال، آگاهی و نگرش از آزمونهای پارامتریک، Kurscal WalisوMann Weithncy Test مورد بررسی قرار گرفت. سطح معنیداری آزمونها0/05P< و بصورت دو طرفه در نظر گرفته شد.
یافته ها
در این تحقیق از مجموع 203 دندانپزشک عمومی 167 نفر(82/26درصد) از لحاظ آگاهی و نگرش پیرامون ایدز و هپاتیت مورد بررسی قرار گرفتند. میانگین سنی شرکت کنندگان در این پژوهش 8/8 ± 55 /36 سال، کم سنترین فرد26 و مسنترین فرد 63 ساله بودند.افراد در گروه سنی 30-40 سال بیشترین فراوانی (64 نفر)،40- 50 سال 46 نفر و زیر 30 سال 41 نفر بودند. کمترین تعداد شرکت کنندگان افراد بالای 50 سال (16 نفر ) بودند. میانگین سابقه کار افراد مورد پژوهش97/7±42/10سال بود.کمترین آنها با 1 سال و بیشترین آنها 35 سال سابقه کار در این حرفه را داشتند. 94 نفر از شرکت کنندگان در تحقیق زیر 10 سال سابقه کار داشتند و در رده دوم افراد با سابقه 10- 20 سال (56 نفر) ، افراد 20-30 سال سابقه 14 نفر و افراد بالای 30 سال تنها 3 نفر بودند .
میانگین و حد بالا و پایین آگاهی شرکتکنندگان در جدول شماره یک لحاظ شده است. این جدول بیان میکند که بیشترین سطح آگاهی دندانپزشکان به ترتیب در ارتباط با سوالات 11 ، 9 و 1 و کمترین آگاهی برای سوالات 2 ، 3 و 7 بوده است. آگاهی شرکتکنندگان تحقیق به طور کلی در رابطه با سوالات ضعیف بوده و به طور مشخص 112 (76/1درصد) آگاهی ضعیف،50 نفر(9/29 درصد) متوسط و 5 نفر از سطح آگاهی خوبی برخوردار بودند. میانگین آگاهی افراد شرکتکننده 1/99± 5/89 بود.
در ارتباط با هدف ویژه مقایسه سطح آگاهی برحسب جنس براساس آزمون Mann Weithncy Test اختلاف معنیداری بین زنان و مردان در سطح آگاهیشان وجود داشت (0/039P< ). میزان آگاهی در زنان(2/1±6/35) و بالاتر از مردان (1/76± 5/55) بود. پایینترین حد آگاهی (50 درصد< ) در مردان 75درصد و میزان آگاهی متوسط (50 درصد < x < 75درصد) در زنان 36/6 درصد بیشتر بود
جدول شماره دو مقایسه آگاهی دندانپزشکان را برحسب گروه سنی نشان می دهد. آزمونKurscal Walis نشان داد که نتایج از لحاظ آماری معنادار نبوده است. میانگین آگاهی افراد براساس سن 89/5 و انحراف معیار 1/99 محاسبه شد.
آگاهی (5/10) نسبت به دانشگاههای دولتی)5/83) و آزاد (7/00) برخوردار بودند و آگاهی متوسط در دانش آموختگان دانشگاه آزاد بالاتر از دانشآموختگان دانشگاههای دولتی بود. شایان ذکر است از میان شرکت کنندگان 143 نفر دانش آموختگان دانشگاههای دولتی،14 نفر از دانشگاه آزاد و 10 نفر فارغ التحصیلان خارج از کشور بوده اند.
میزان آگاهی با سابقه کار ارتباطی نداشت (جدول 3)، درحالی که میزان آگاهی بر حسب نوع دانشگاه متفاوت بود نتایج نشان داد که دانش آموختگان دانشگاه های خارج از کشور از سطح پایین تر آگاهی (5/10) نسبت به دانشگاه های دولتی)5/38 و آزاد (7/00) برخوردار بودند و آگاهی متوسط در دانش آموختگان دانشگاه آزاد بالاتر از دانش آموختگان دانشگاه های دولتی بود. شایان ذکر است از میان شرکت کنندگان 143 نفر دانش آموختگان دانشگاه های دولتی،14 نفر از دانشگاه آزاد و 10 نفر فارغ التحصیلان خارج از کشور بوده اند.
وضعیت نگرش به طور کلی نشان داد که 44 نفر (26/3درصد) دارای نگرش منفی در مواجهه با این گونه بیماران و ارائه خدمات به آنها بودند و 123 نفر (73/7درصد) نگرش مثبت داشتند.
جهت مقایسه میانگین میزان نگرش براساس متغیرهای دموگرافیک ابتدا آزمون کولموگروف اسمیرنوف One-Sample Kolmogorov-Smirnov Test نشان داد که توزیع نگرش از توزیع نرمال پیروی نمی کند لذا جهت مقایسه همانند آگاهی، در دو گروه از آزمون Mann Weithncy Test و در بین چند گروه از آزمون Kurscal Walis استفاده گردید.
نتایج نشان داد که رابطه بین نگرش و جنسیت معنی داربوده و دندانپزشکان زن نگرش منفی به درمان بیماران مبتلا به ایدز و هپاتیت داشتند. به طور کلی 1/78درصد دندانپزشکان مرد و 6/67 درصد زن نگرش مثبتی به درمان اینگونه بیماران داشتند. میانگین کلی نگرش افراد شرکت کننده بود. رده های سنی ، سابقه کار و نوع دانشگاه هیچگونه تاثیری بر نگرش افراد نداشت.
بحث و نتیجه گیری
دندانپزشکان از جمله افرادی هستند که با وسایل و ابزارها و بیماران مبتلا به ایدز و هپاتیت مداوماً در تماس هستند و در معرض خطر ابتلا به این بیماریها قرار دارند. به کارگیری انواع روش های حفاظتی وسواسانه و به روز کردن راه های شناسایی و مقابله با این عوامل از اهم نیازهای دست اندرکاران حرفه های پزشکی است. (1،2،3).
در سراسر دنیا این مقوله از جمله مهمترین موضوعات در مشاغل پر مخاطرهای همچون دندانپزشکی است که با افزایش دانش در این حیطه ارتقاء آگاهی افراد نیز ضروری است. نتایج این مطالعه به طور کلی حاکی از وضعیت آگاهی ضعیف تا متوسط دندان پزشکان شهر رشت و شهرستان های اطراف (سنگر، خمام، کوچصفهان) پیرامون موضوعات ایدز و هپاتیت بود. باتوجه به نتایج بدست آمده میزان آگاهی در زنان بالاتر از مردان بود. Pettiو همکاران در مطالعه خود پیرامون آگاهی نسبت به مهمترین بیماریهای واگیر به این نتیجه رسیدند که آگاهی در افراد مورد مطالعه درحد متوسط تا پایین بوده و آگاهی در زنان بالاتر بوده است که نتایج آنها با نتایج مطالعه حاضر همخوانی دارد (11).
با توجه به اینکه طراحی این سوالات جهت بررسی ضروری ترین دانسته های دندانپزشکان است برای هر یک از بیماری های هپاتیت و ایدزکلاسه بندی سوالات برحسب اورژانس و اولین اقدام پس از تماس، راههای انتقال بیماری، تست های غربالگری ویژه بیماران و تظاهرات دهانی بوده است که در این مورد پژوهش با قالببندی مشابهی یافت نشد تا بتوان کاملاً از آن به عنوان مقایسه ابزار و یا gold standard استفاده نمود. البته شایان ذکر است که محدودیت هایی نیز در مطالعه موجود مثل همه مطالعات مشابه وجود داشت که در این میان میتوان به مهمترین آنها از جمله عدم همکاری برخی از دندانپزشکان اشاره نمود.
بسیاری از دندانپزشکان به علت فقدان بازخورد مناسب از پرسشنامههای پیشین تمایلی به پاسخدهی به پرسشنامههای جدیدتر نداشتند و این مشکلی است که مانع دستیابی به اطلاعات لازم برای برنامهریزیهای آموزشی آینده میشود و متأسفانه دلایلی از قبیل: محدودیت وقت دندانپزشکان، تقاضا برای به تعویق انداختن زمان جمعآوری و موکول کردن آن به زمانی دیگر، اولویت بخشی به بیماران تا پاسخگویی به سؤالات پرسشنامه و عدم آمادگی علمی و یا تمرکز دندانپزشکان و در نهایت عدم همکاری ایشان، باعث محدودیتهایی در انجام این تحقیق بود. چنانچه نهایتاً از مجموع 203 دندانپزشک عمومی این مناطق167 نفر از دندانپزشکان مورد سنجش قرار گرفتند که با وجود تمامی موانع ذکر شده از گستردگی مناسبی بر خوردار بود .
متاسفانه با وجود برخورد محتمل دندانپزشکان با چنین بیماریهای مخاطره آمیزی نتایج حاکی از آگاهی ضعیف پیرامون اولین اقدام در موارد اورژانس مواجهه با هپاتیت بخصوص نوع B و ایدز بین همکاران دندانپزشک بود و تنها آگاهی نسبتاً خوبی برای موارد اورژنس هپاتیت C رویت شد (سوالات 1 ،5 ،9 ، 10 ). در چنین مواردی برای هپاتیت C اولین اقدام فشار دادن و شستشوی ناحیه مورد اصابت و تلاش برای خارج سازی سریع عامل عفونت میباشد. ضعف دانش در موارد برخورد با هپاتیت B بیشتر چشمگیربود. باید توجه شود در چنین مواردی در صورت واکسینه بودن فرد مورد اصابت، انجام تست HBsAg و حصول اطمینان از ناقل بودن فرد مراجعه کننده، اولین اقدام و در صورت واکسینه نبودن فرد مورد اصابت، پس از انجام تست و حصول اطمینان از ناقل بودن مراجعه کننده تزریق ایمینوگلوبین سریعترین اقدام است که با توجه به میزان آگاهی بدست آمده برای سوالات 9 و10 (64/4درصد– 54/4 درصد) این موارد باید بیشتر توجیه شوند. چنانچه در سوال 13 مطرح گردید 68 درصد دندانپزشکان این باور را دارند که با وجود واکسیناسیون کامل و عدم حضور هر نوع نقص ایمنی همچنان تیتر آنتی بادی پس از واکسیناسیون باید سنجیده شود، این باورغلط است و در هیچ منبع موثقی چنین توصیهای انجام نشده است (23،22).
نتایج مطالعه حاضر حاکی از آن است که آگاهی برای موارد اورژانس ایدز نیز مناسب نبوده است (38/3رصد) و باید توجه داده شود که اولین اقدام یقین یافتن از وضعیت فرد عامل که آیا مبتلا به ویروس بوده یا خیر در جهت ایجاد آرامش روانی و سپس انجام اقدامات بعدی می باشد که شامل پروفیلاکسی علیه بیماری است. علی ایحال ضروریترین امر در تماس ناگهانی حفظ آرامش و حصول اطمینان از وجود عفونت و سپس پروفیلاکسی در موارد یقین میباشد.
شناسایی مهمترین راه های انتقال هپاتیت C در ایران اعلام تغییر شیوه انتقال این بیماری از انتقال خونی به اعتیاد تزریقی (به واسطه انجام تستهای غربالگری برای خون های اهدایی) باید به صورت هدفمند در دوره های آموزشی مورد توجه قرار گیرد (12،24). دادن آگاهی به دندانپزشکان بخصوص در مواجهه افرادی که ظاهر آنها شبه های در جهت اعتیاد ایجاد می نماید بسیار ضروری و ارزشمند است.
راه انتقال هپاتیت B در ایران همچنان خون و فراوردههای آن میباشد اگرچه شمار بالای افراد معتاد با تزریقات غیرقانونی افزایش روزافزون داشته و این روش همچنان روند صعودی در انتقال آلودگی را در تمام دنیا و حتی ایران دارد، آگاهی در این زمینه پایین و مواجه دندانپزشک با دریافت کنندگان خون و فرآوردها و همچنین افراد معتاد باید آگاهانهتر باشد. در اغلب موارد ناقلین هپاتیت B علایم خاصی نشان نمیدهند و گستردگی راه های انتقال این بیماری خطر را چندین برابر میکند. پـاسخ به آن دسـته از سـوالات کـه در رابـطه با تـست های غربالگری است نشان میدهد شناخت دندانپزشکان از تست غربالگری HBsAg برای هپاتیت B نسبتا ًخوب بود (70درصد) ولی لزوم آموزش بیشتر تست آزمایشگاهی RIBA(Assay Recombinant Immuno Blote) برای تایید در ایران برای (7/22درصد آگاهی ) و توجیه لزوم انجام تست ELISA مجدد( 3/26 درصد آگاهی) برای ایدز در نوبت های متناوب و پس از آن انجام تست تاییدی blot western (19) می باشد (23).
از مهمترین تظاهرات دهانی که به عنوان پاتوگنومونیک در تشخیص سریع بیمار مبتلا به هپاتیت C توسط دندانپزشک مطرح شده است. لیکن پلان دهانی ( Lichen planus) و در رابطه با ایدز (آگاهی9/29درصد)، کاندیدیازیس پایدار ( آگاهی 6/58 درصد) را در تحقیقات متعدد ذکر کرده، با توجه به یافته ها اهمیت شناخت این ضایعات باید به صورت هدفمند در دوره های آموزشی مورد توجه قرار گیرند (25،26 ،24).
پیرامون نگرش، نتایج بیانگر نگرش مثبت دندانپزشکان در رابطه با حرفه ای گری دندانپزشکان در مواجهه و انجام خدمات به طور کلی است، علی ایحال نگرش مثبت در دندانپزشکان زن پایینتر بوده و این گروه نگرش منفیتری به درمان بیماران مبتلا به ایدز و هپاتیت دارند. که البته شاید آگاهی بیشتر سبب نگرش منفی نسبت به درمان این بیماران بوده است. اگرچه دندانپزشکان نگرش مثبتی به درمان بیماران high risk نشان داده اند با توجه به نتایج این امر در سطح بالایی از نگرانی برای سلامت خود و احتمال انتقال ویروس به سایرین انجام می شود که با سایر مطالعات انجام شده در این زمینه نیز هم خوانی دارد (20،17).
Gyawali (1991) در مطالعه خود عنوان نمود که از 236 حادثه Needle stick که طی یک سال در شهر لندن اتفاق افتاده در 7 در صد موارد بیمار درگیر یک عفونت bloodborn بوده است) 27). همچنین مطالعات متعدد این میزان را تا 27 درصد نیز مطرح کرده اند، چنانکه یکی از عوامل بسیار قوی در انتقال عفونت در میان کارکنان بهداشتی طی مطالعات مختلف محسوب شده است (2، 3، 5، 8). بنابر این نمی توان از این حادثه به راحتی عبور کرد و لازم است در درجه اول از وقوع آن به وسیله آموزشها و افزایش احتیاط جلوگیری نمود و در درجه بعد اگر این حادثه رخ داد با آن به صورت علمی و صحیح برخورد نمود که این درصد خطر موجود و بالاتر بودن میزان آلودگی در ایران، لزوم توجه به افزایش دانش و مهارت دندانپزشک را بیشتر لازم می شمارد.
مطالعات متعدد در این زمینه حاکی از آن است که آگاهی برای تصمیمگیری برای درمان موثر است و رابطه مستقیمی بین آگاهی و نگرش برقرار است که با پژوهش ما هماهنگی ندارد چنانچه در مطالعه حاضر در رده هایی که آگاهی بالاتر بود، نگرش پایین تری بدست آمده است (13، 17، 19، 20) .
در سال 1385پژوهشی توسط کیا و همکاران پیرامون آگاهی سنجی برای هپاتیت B در سطح رشت انجام شدکه 5/62 درصد دندانپزشکان در آن زمان آگاهی ضعیفی در رابطه با این بیماری داشتند (28). همچنین در این مطالعه با افزایش سن و زمان فراغت از تحصیل آگاهی کاهش یافته و رابطه معنیداری بین جنس و آگاهی وجود نداشت. در تحقیق حاضر نیز برای آگاهی کلی نتایج مشابهی حاصل شد چنانچه این میزان 1/67 درصد به دست آمد اما رابطه معناداری بین آگاهی و سن یا سابقه کاری وجود نداشت. حتی در بعضی موارد ردههای سنی بالاتر و پرسابقه میزان آگاهی بهتری را نیز نشان دادند که این تغییر میتواند نشان دهنده اثر بخشی آموزشهای انجام شده در این دوره 5 ساله بر روی بخشی از جامعه هدف باشد، هرچند میزان کلی آگاهی همچنان ضعیف ارزیابی میشود و این ضعف مخاطره آمیز باید با آموزشهای مناسب پوشش داده شود تا رفع گردد .
در ایران دو مطالعه شهلا کاکویی و عسگریان آگاهی را در سطح مناسب ارزیابی کردند که یافته حاضر لزوم اهتمام بیشتر برای بالابردن آگاهی درشهررشت را بیشتر تذکر می دهد (14،15). البته باید این موضوع را مدنظر داشت که سوالات پرسشنامه ها متفاوت بوده و در این مطالعه صرفاٌ ضروریترین موارد که مورد تائید جمع صاحب نظر بوده است بررسی شده است.
در مطالعه کاکویی بیان شد عدم دانش کافی در بخش مهم استریلیزاسیون می تواند به انتقال عفونت منجر شود (14) .در ارتباط با آگاهی از درصد احتمال ابتلا به هپاتیت B نسبت به ایدز به دنبال فرو رفتن سر سوزن آلوده به خون، 1/29 درصد افراد اطلاع کافی نداشتند چنانچه احتمال انتقال ویروس هپاتیت B پس از ورود سر سوزن ، 30-6 درصد گزارش شده که نسبت به ایدز با احتمال انتقال آن پس از ورود سر سوزن آلوده که 29/0 درصد می باشد، بسیار بالا است .
نتایج مطالعه عسگریان که به بررسی سنجش آگاهی و نگرش دندانپزشکان پیرامون HIVانجام شده نشان داد، با وجود اینکه دندانپزشکان درمان بیماران HIV+ را می پذیرند نگرانی پیرامون انتقال به خود یا بیماران دیگر در آنها از متوسط تا بسیار بالا بود. که با نتایج این پژوهش همخوانی دارد (15). همچنین گزارش شد تقریباً نیمی از دندانپزشکان شیوه ایمن تر و اولین اقدام پس از احتمال درگیری با ویروس HIV را نمیدانند. چنانچه در مطالعه حاضر نیز این مهم رویت شد و تنها 3/38درصد افراد از این آگاهی برخوردار بودند در مطالعه عسکریان75/1درصد افراد معتقد بودند این بیماران باید در مراکز تخصصی تحت درمان قرار گیرند که به نقص دانش، کمبود امکانات و نگرانی دندانپزشکان نسبت داده شده است. این مهم چنانچه در مطالعات سایر محققین نیز بیان شده نیازمند برگزاری دورههای باز آموزی می باشد (28،15).
آگاهی عمومی در بسیاری از مناطق دنیا ضعیف گزارش شده است به این ترتیب، به نظر می رسد که آگاهی نسبت به عفونت هپاتیت B و ایدز در دنیا متفاوت است و حتی در پیشرفتهترین مناطق دنیا نیز این آگاهی بدون نقص نیست. بنابراین افزایش آگاهی این گروه از افراد نه تنها به جلوگیری بهتر از ابتلای آنها به این عفونت ویروسی کمک میکند، بلکه زمینه مساعدتری را برای درمان بیماران آلوده فراهم میکند. طبیعتاً هر دوی این اهداف از مهمترین نکات بهداشتی در یک جامعه به شمار میرود.
پیشنهادات
برگزاری دوره های آموزشی هدفمند با توجه به اولویتهای نتایج حاصل از این پژوهش همچنین استفاده از پمفلیتهای آموزشی و booklet برای دندانپزشکان شهر رشت به منظور ارتقای آگاهی پیرامون ایدز و انواع هپاتیت توصیه میشود . ارتقا نگرش دندان پزشکان زن برای درمان بیماران مبتلا به ایدز و هپاتیت باید در باز آموزیها مورد توجه قرار گیرد. فراموش نکنیم که بسیاری از بیاطلاعی ها ممکن است ناشی از عدم برخورد با موارد باشد و این تنها خاص کشور ما نیست و در تحقیقات سایر کشورها نیز یافته های مشابهی بدست آمده است. اشاره دقیق و هشدار دهنده به آمار روزافزون این بیماریها در ایران میتواند راه کار مناسبی برای درک خطر واقعی این عفونتها برای دندانپزشکان باشد.
قدردانی
مولف از تمامی افراد صاحب نظر که در اجرای این طرح همکاری نمودند کمال تشکر را دارد.
| بازنشر اطلاعات | |
|
این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است. |