مقدمه
در دنیای پیچیده امروز با تغییر ماهیت دانش، نیازهای آموزشی، گسترش علم و فن آوری و نیاز به یادگیری و بازآموزی مادام العمر به دلیل افزایش انتظارات، محدودیت منابع در مقایسه با رشد روزافزون جمعیت و تقاضای فزاینده جهت برخورداری از فرصتهای آموزشی انعطاف پذیر به علت عدم امکان حضور منظم و مداوم در کلاس های فیزیکی و سنتی، گسترش فرصت های آموزشی را به یکی از دغدغه های اصلی کشورها و دولتها تبدیل نموده است (1).در حال حاضر، دانش و فناوری با یکدیگر هم مسیر شدهاند و نمی توان یکی از این دو را بدون دیگری به راحتی به دست آورد. فضای مجازی با منابع و امکانات وسیعی که در زمینه کسب علم و دانش در اختیار کاربرانش قرار می دهد و با ویژگی هایی چون بیزمانی، بیمکانی و تعاملی بودن، قابلیت های زیادی در زمینه آموزش در اختیار کاربران خود قرار می دهد (2).
ظهور شبکه های ارتباطی گسترده از قبیل اینترنت، در کنار ابزار و امکانات آموزشی پیشرفته، باعث تحول در روش های آموزشی شده و این امکان را فراهم کرده است تا بتوان طیف وسیعی از جویندگان علم را در نقاط مختلف و از فواصل دور و نزدیک تحت پوشش شبکه آموزشی در آورد و بدون نیاز به شرکت در کلاسهای حضوری، آموزشهای علمی و تخصصی را به مرحله اجرا در آورد. این روش آموزشی نوین که از آن به عنوان آموزش الکترونیکی(e-learning) مجازی یاد میشود، از پیشرفته ترین روش آموزشی در دنیای امروز مطرح است و از انواع فن آوریهای پیشرفته نظیرشبکه های اینترنتی، بانک های اطلاعاتی، مدیریت دانش و غیره بهره می برد. در این نوع آموزش، محتوای آموزشی از طریق خدمات الکترونیکی ارائه می شود (3).
امروزه آموزش مجازی در شرف تبدیل شدن به یکی از مهم ترین روش های آموزشی است (4). فن آوری اطلاعات، فرصت های بسیار زیادی را برای آموزش ایجاد کرده است (5). اکنون اینترنت به عنوان مکمل یادگیری و یاددهی درکلا سهای سنتی و یک وسیله مهم و مفید، در آموزش از راه دور به شمار می رود (2). در واقع آموزش الکترونیکی، آموزش از راه دور بر مبنای فناوری است. به عبارت دیگر، محتوای دوره آموزشی با استفاده از انتقال صدا، تصویر و متن ارائه میشود، که با ارتباط دوسویه بین فراگیر و آموزشگر یا بین فراگیران، کیفیت ارائه دوره آموزشی به بالاترین سطح خود میرسد. همچنین استفاده از تجهیزات و امکانات پیشرفتهتر، امکان ارائه اطلاعات و دانش را با کیفیت بهتر و بالاتر فراهم میسازد (6).
آمارها نشان دهنده گسترش آموزش الکترونیکی در ایران و جهان میباشد (7)، چنانکه در فروردین 1382 بیش از 6600 رشته کاملا بر خط و 1200 برنامه در پورتال های آموزش از راه دور فهرست شدهاند (8). به نقل از مقدس و همکاران بررسی ها دلالت بر آن دارد که در اروپا 8/60 درصد، شمال آمریکا 5/21، استرالیا و نیوزلند7/7درصد، در آسیا 1/3درصد و آفریقا 8 درصد تحصیلات براساس وب حکمفرماست. در ایران در سال 87-1386 در دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی کشور 38/33 درصد دانشجویان به صورت نیمه حضوری و 1/0 درصد به صورت مجازی مشغول به تحصیل بودند (9). در کشور ما از حدود سال1375 مبحث آموزش مجازی مورد توجه قرار گرفته است و طرح ملی توسعه آموزش مجازی در وزارت علوم تحقیقات و فناوری با حمایت دانشگاه های بزرگی مانند دانشگاه صنعتی شریف آغاز شده است. در حال حاضر بسیاری از دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی درکنارآموزش معمول خود، دانشگاه مجازی نیز تاسیس نموده اند، به طوری که اکنون آموزش الکترونیکی در ایران به یکی از انواع تحصیلات رسمی تبدیل شده است و هر سال دانشگاه های بیشتری پا به این عرصه می گذارند (3).
اگرچه در حال حاضر، دانشجویان زیادی در سراسر دنیا از کلاس های مجازی استفاده مینمایند، اما اطلاعات کمی در مورد نگرش دانشجویان نسبت به این روش آموزش در دسترس است. از طرف دیگر، موفقیت یک برنامه آموزش مجازی بدون در نظرگرفتن دیدگاه افراد نسبت به آن، امکانپذیر نمی باشد (10،11) و پذیرش و یا عدم پذیرش نقش رایانه اثرعمیقی برآموزش و یادگیری آنها دارد (12،2). با توجه به نقش مهم آموزش الکترونیک در آموزش عالی، لازم است دانشگاهها بر نگرش دانشجویان و انتظارات آنها از این نوع آموزش تأکید کنند (13). اگرچه مطالعات متعددی در زمینه آموزش مجازی انجام شده است، اما پیرامون دانش و نگرش نسبت به آموزش مجازی و استفاده از تکنولوژی برای یادگیری و یاددهی مطالعات معدودی صورت گرفته است در این حال مطالعات موجود، نتایج متفاوتی از نگرش نسبت به آموزش مجازی را نشان می دهد (2).
وورلاوناممنما (Vuorela&Nummenmaa) معتقدند، افراد براساس ویژگی های شخصی خود محیط و موقعیت یادگیری را متفاوت تفسیر می کنند (14). در بعضی مطالعات ذکرشده که به علت ارائه این نوع آموزش در فضای مجازی، ممکن است دانشجویان در ارتباط با مهار ت های این شیوه آموزشی دچار چالش شوند و دیدگاه منفی به این نوع آموزش داشته باشند (15). این دلیل مهمی جهت ضرورت شناخت نگرشهای افراد در جوامع مختلف آموزشی در مورد آموزش مجازی است. مطالعات اندکی نیز در ایران در مورد دانش و نگرش فراگیران و ویژگی های دموگرافیک مرتبط با آن، نسبت به آموزش مجازی انجام گرفته است (3،6).
با توجه به هزینه های پایین آموزش الکترونیکی، استفاده از آن درآموزش دانشگاهی ایران پیشنهاد شده است. گسترش چشمگیر آموزش الکترونیکی در دنیا و همچنین استفاده روز افزون آن دانشگاه های ایران و با توجه به نقش محوری دانشجویان در سیستم های آموزشی، ضرورت مطالعه بیشتر در رابطه باشناخت آگاهی و نگرش آنان در استفاده از روش آموزش الکترونیک روشن می گردد. اگر چه بدیهی است که تکنیکهای آموزش الکترونیکی دارای فواید شناخته شدهای است، اما اجرای موفق آن تابع عوامل متعددی ازجمله نگرش دانشجویان و درک آنان در استفاده از این روش، نگرش آنان در استفاده از تکنولوژی و همچنین اطلاعات تکنولوژیکی است که آنان دارند (3).
آموزش مجازی در دانشگاه های گیلان بسیار نوپا است، و تاکنون توانسته است تنها تعداد اندکی رشته های کارشناسی ارشد به صورت مجازی (غالباًرشته های نظری) در دانشگاه های علوم راه اندازی نماید، و از آنجایی که دانشگاه های علوم پزشکی هم به تبعیت از آن تمایل به اجرای آموزش مجازی دارد لذا کسب اطلاعات مقدماتی در این مورد احساس میگردد، بنابراین با توجه به نقش محوری دانشجویان در یک سیستم آموزشی به نظر می رسد شناخت آگاهی و نگرش آنان در اجرای این روش آموزشی نو پا در دانشگاه تحت پوشش وزارت علوم و علوم پزشکی در دو مقطع تحصیلی (مجازی و غیر مجازی) در اجرای برنامه ریزیهای آتی در این زمینه بتواند کمک کننده باشد. لذا مطالعه حاضر با هدف تعیین دانش و نگرش دانشجویان آموزش مجازی دانشگاه گیلان و دانشجویان غیر مجازی دانشگاه علوم پزشکی گیلان طراحی گردید.
روشها
این مطالعه توصیفی تحلیلی بر روی223 دانشجوی دانشگاه گیلان و دانشگاه علوم پزشکی گیلان در سال 1393 انجام شد. 172نفر از دانشجویان آموزش مجازی دانشگاه گیلان (82 دانشجوی زبان و 90 دانشجوی مکانیک) و 272 دانشجوی پرستاری و مامایی غیر مجازی دانشگاه علوم پزشکی گیلان (103دانشجوی مامایی و 172 دانشجوی پرستاری) با روش نمونه گیری سهمیه ای بر اساس فرمول حجم نمونه مطالعه لطیف نژاد (3) انتخاب و با رضایت شخصی وارد مطالعه شدند، جهت تعیین تعداد نمونه ها در هر رشته براساس واریانس نمرات دانش دانشجویان درباره آموزش مجازی براساس مطالعه مقدماتی استفاده شد.دادهها با استفاده از پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک و پرسشنامه های پژوهشگر ساخته اطلاعات فن آوری و پرسشنامه دانش برگرفته از مطالعه لطیف نژاد و همکاران (3) و پرسشنامه نگرش میشرا که توسط برتی و لطیف نژاد و همکاران مورد استفاده قرار گرفته (3،16،17) جمع آوری گردید.
پرسشنامه اطلاعات دموگرافیک شامل رشته تحصیلی، ترم تحصیلی، سن، جنس، وضعیت تاهل، شغل بوده و پرسشنامه شیوه های به کارگیری فنآوری اطلاعات شامل 12عبارت سوالی (دو تا چهارگزینهای) بوده و توسط آن اطلاعات دانشجویان در مورد آشنایی و استفاده از رایانه و اینترنت و همچنین اطلاعاتی مربوط به کیفیت سخت افزاری دانشکده، تجربه یادگیری دروس از طریق آموزش الکترونیک در دانشجویان مورد ارزیابی قرار گرفت. پرسشنامه دانش آموزش الکترونیک مشتمل بر 10 سوال چهار گزینه ای بوده که نمره تخصیص یافته به هر سوال 2 و حداکثر امتیاز کسب شده 20 بود. پرسشنامه سنجش نگرش میشرا درباره آموزش الکترونیک نیز شامل 11 عبارت بوده و درجه بندی آن براساس مقیاس لیکرت پنج نقطه ای (با درجه بندی 1 تا 5 ) بود. حداقل امتیاز حاصل از پاسخگویی به گویه های این نگرش سنج 11 و حداکثر 55 بود. نمره نهایی هر دو پرسشنامه براساس میانگین به دو دسته تقسیم شد و نمره پایین تر از میانگین دانش پایین و نگرش منفی و نمره بالاتر از میانگین دانش بالا و نگرش مثبت در نظر گرفته شد. روایی پرسشنامه سنجش نگرش توسط میشرا در سال 2007 تائید شده (17)، همچنین در ایران نیز روایی و پایایی این پرسشنامهها در مطالعه لطیف نژاد و همکاران تایید گردیده که ضرایب آلفای کرونباخ به ترتیب برای پرسشنامه های شیوه بکارگیری اطلاعات فن آوری (0/07)، دانش (0/68) و نگرش (0/71) دانشجویان نسبت به آموزش الکترونیکی بدست آمد (3).
ابتدا پژوهشگر به بیان اهداف و ضرورت اجرای مطالعه پرداخته، سپس جمع آوری داده ها پس از کسب رضایت شفاهی از شرکت کنندگان انجام گرفت و به دانشجویان اطمینان داده شد که کلیه اطلاعات محرمانه باقیمانده و نتایج پژوهش به صورت کلی ارائه خواهد شد. معیار خروج از مطالعه عدم تکمیل و یا نقص در تکمیل پرسشنامه ها توسط دانشجو بود. در نهایت 93 دانشجوی آموزش مجازی و 130 دانشجوی آموزش غیرمجازی پرسشنامه ها را تکمیل کردند.
پس از گردآوری داده ها، پرسشنامه ها کدگذاری گردید و با استفاده از نرم افزار SPSS21 و آزمونهای آمار توصیفی (جداول توزیع فراوانی،شاخص های مرکزی و پراکندگی (میانگین و انحراف معیار) و آماراستنباطی (تی تست، ANCOVA) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. درکلیه آزمون ها ضریب اطمینان 95 درصد و سطح معنیداری0/05 مد نظرگرفته شد.
یافته ها
از تعداد 93 دانشجوی آموزش مجازی 54 نفر زبان انگلیسی (24/2درصد) و 39 نفر مکانیک (17/5 درصد) و 130 دانشجوی غیرمجازی 86نفر پرستاری (38/6 درصد) و 44 نفر مامایی (19/7 درصد) وارد مطالعه شدند. از میان شرکت کنندگان 84 نفر (37/7 درصد) مرد، 139 نفر (62/3 درصد) زن و 146 نفر (65/5 درصد) مجرد و 73 نفر (32/7 درصد)
متاهل بودند. میانگین وانحراف معیار سنی دانشجویان30/7±27/74سال بود (محدوده سنی53 -20 سال). میانگین سنی دانشجویان مجازی7/1±33/92 و دانشجویان غیر مجازی 2/8±23/32 سال بود.90 نفر (8/96 درصد) از دانشجویان مجازی و 117 نفر(90درصد) از دانشجویان غیر مجازی ساکن شهر و77 نفر(82/8درصد) دانشجویان مجازی و تنها 9 نفر (6/9 درصد) دانشجویان غیرمجازی شاغل بودند.
نتایج پژوهش نشان داد که 83 نفر (98/2 درصد) از دانشجویان مجازی و 115 نفر (88/5 درصد) از غیر مجازی بیش از 3 سال از رایانه و اینترنت استفاده میکنند. 80 درصد از دانشجویان مجازی و 65 درصد غیرمجازی هر روز از ایمیل و اینترنت و 81/7 درصد از دانشجویان مجازی و 69/9 درصد دانشجویان غیر مجازی بیش از 7 ساعت در هفته از اینترنت جهت کار یا اهداف آموزشی استفاده می کنند. 39/8 درصد دانشجویان مجازی هر روز از سایت های عمومی بهره میبرند. نتایج نشان داد که (37/7 درصد) از دانشجویان غیر مجازی از سایتهای عمومی استفاده میکنند. تنها 26/9 درصد دانشجویان مجازی و11/5 درصد دانشجویان غیر مجازی از بازیهای اینترنتی آنلاین و دنیای مجازی با افراد دیگر گفتگو می کنند. 16/2 درصد دانشجویان غیر مجازی اظهار کردند که دستگاه رایانه کافی در اختیار دانشجویان در دانشکده قرار ندارد. 83/1 درصد کیفیت سخت افزاری دانشکده را کافی ندانسته و 48/5 درصد بیان داشتند که اکثر رایانه های دانشکده به اینترنت متصل است. 90/3 درصد دانشجویان مجازی و 73/1 درصد دانشجویان غیرمجازی از اینترنت برای یادگیری در منزل استفاده میکردند. 69/9 درصد دانشجویان مجازی و 40/8 درصد دانشجویان غیر مجازی دانش کافی درباره آموزش مجازی داشتند.
براساس نتایج آزمون ANCOVA دو گروه دانشجویان آموزش مجازی و غیر مجازی هیچگونه تعامل معنیداری با متغیرهای شغل )0/18 (P=، سن(0/52 (P=، جنس)0/11 (P=، ترم تحصیلی )0/84(P=، رشته تحصیلی ) 0/21 (P=، محل سکونت ) 0/31 (P=و تاهل) 0/8 (P= نداشتند. همچنین نتایج این مطالعه نشان داد که میانگین و انحراف معیار نمره کل دانش در آموزش الکترونیکی در دانشجویان مجازی 2/6±6/15 (محدوده 12-0) و در دانشجویان غیرمجازی2/1±5/03 (محدوده 12-2) از 20نمره است.
نتایج بیانگر ارتباط معنی داری بین دانش دانشجویان مجازی و غیر مجازی بود (0/001=P) . جدول شماره یک نشان میدهد که میانگین نمره دانشجویان مجازی در دانش بیشتر از غیر مجازی بوده، اما در کل میانگین هر دو گروه پایین(2/41±5/49) است. میانگین و انحراف معیار نمره کل نگرش دانشجویان به آموزش الکترونیک نشان داد که دانشجویان مجازی 9/2±36/93 (محدوده 55-11) و در غیر مجازی 9/6±36/62 (محدوده 55-14) از 55 نمره می باشد. بنابراین نگرش دانشجویان دو گروه مثبت بوده، اما ارتباط آماری معنی داری بین دو گروه مشاهده نشد(جدول 1).
بحث و نتیجه گیری
مطالعه حاضر با هدف تعیین دانش و نگرش دانشجویان آموزش مجازی و غیر مجازی نسبت به آموزش الکترونیکی انجام گردید. نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که در مجموع دانش در آموزش الکترونیک در دانشجویان مورد مطالعه پایین بود. نتایج بیانگر ارتباط معنی داری بین دانش دانشجویان مجازی و غیر مجازی بود. میانگین نمره دانشجویان مجازی در دانش بیشتر از غیر مجازی بود. در تائید نتیجه بدست آمده میتوان گفت که دانشجویان مجازی از نظر سنی و مقطع تحصیلی بالاتر از دانشجویان غیر مجازی بوده و با توجه به ضرورت دانش و آگاهی برای گذراندن دوره تحصیلی به شیوه آموزش الکترونیکی به تبع دارای دانش بالاتری نسبت به سایر دانشجویان می باشند.
در این راستا لطیف نژاد و همکاران نیز دانش آموزش الکترونیک دانشجویان علوم پزشکی مشهد را پایین گزارش نمودند (3). اما مطالعه اخوتی و همکاران بر روی دانشجویان پزشکی دانشگاه کرمان نشان دادند که دانش و مهارت دانشجویان در زمینه آموزش الکترونیک در حد متوسط می باشد (18).
از علل احتمالی دانش پایین دانشجویان در ارتباط با آموزش الکترونیک میتوان عدم ارائه یا ارائه ناکافی واحدهای درسی به صورت الکترونیکی در رشتههای مختلف دانشگاه ومدت زمان اندک استفاده از اینترنت توسط دانشجویان باشد که خود می تواند منجربه عدم شناخت کافی آنها نسبت به آموزش الکترونیکی گردد. به علاوه عواملی مانند عدم کفایت امکانات مربوطه در تناسب تعداد دانشجویان با امکانات سخت افزاری، وجود محیط مناسب برای استفاده از واحدهای درسی ارائه شده به صورت مجازی، ارائه اشکال مختلف آموزش الکترونیکی، آشنایی اساتید با فن آوری آموزش الکترونیکی و در نتیجه ارائه ناکامل آن و بالاخره آشنایی ناکافی دانشجویان بالاخص دانشجویان ترم های پایین تر با رایانه واینترنت نیز موثر دانست.
نتایج مطالعه حاضر حاکی از آن بود که دانشجویان نسبت به آموزش الکترونیک نگرشی مثبت دارند. اما ارتباط معنیداری بین میانگین نمره نگرش دانشجویان آموزش مجازی و غیر مجازی تفاوت مشاهده نشد که این یافته با نتایج مطالعات برتی(Bertea) (15)، الدوبو همکاران (Al-Doub) (19)، خندقی و همکاران (20)، محمدی و همکاران (21) میرزایی و همکاران (6) مبنی برمثبت بودن نگرش دانشجویان نسبت به آموزش الکترونیکی همخوانی دارد. مطالعه ذوالفقاری و همکاران (22) که به منظور بررسی اثربخشی سیستم آموزش الکترونیکی ترکیبی در دانشگاه علوم پزشکی تهران انجام گردید، نشان دادکه اکثریت دانشجویان و مربیان نگرش مثبتی نسبت به فن اوریهای نوین آموزشی و از جمله آموزش الکترونیکی ترکیبی داشته اند. این یافته با نتایج مطالعه حاضر مطابقت دارد. نتایج پژوهش (WU) و همکاران (23) نشان داد که روش آموزش مجازی و استفاده از انیمیشنهای تعاملی، به دلیل فعال بودن و درگیر بودن دانشجویان در امر یادگیری، در درک عمیق تر مطالب علمی و ارتقای دانش آنان تاثیر بیشتری داشته است که این یافته با مطالعه رینر(Rayner) (24) مغایرت دارد. همچنین نتایج مطالعه برهانی و همکاران نشان داد که ارتباط معنیداری آماری بین دو گروه پرستاری مجازی و غیر مجازی وجود دارد در صورتیکه این ارتباط در هر دو گروه قبل از اجرای برنامه آموزش مجازی وجود نداشت. همچنین نتایج حاکی از نگرش مثبت دانشجویان پرستاری و آموزش مجازی بود (2).
نتایج مطالعه حاضر نشان داد که در مجموع سطح دانش دانشجویان مجازی و غیر مجازی در مورد آموزش الکترونیک نسبتاً پایین و نگرش آنها مثبت است. بنابر این جهت فراهم نمودن بستر مناسب برای ایجاد، توسعه و استفاده بهینه از آموزش الکترونیکی، ضرورت تلاش در جهت بالا بردن سطح دانش دانشجویان و فرهنگ سازی در این زمینه بر اساس نیازها و خواسته های دانشجویان احساس میشود. در راستای دستیابی به این اهداف انجام اقداماتی از جمله طراحی برنامه های آموزشی نظیر کارگاه هایی به منظور ارتقاء آگاهی و توانایی استفاده از آموزش الکترونیکی به عنوان ابزار آموزشی اثر بخش و نیز ارتقاء کیفیت سخت افزاری پیشنهاد می گردد. همچنین دانشجویان، علیرغم کمبود امکانات و تجهیزات رایانه ای، نگرش مثبتی نسبت به شیوه آموزش مجازی داشتند. بنابراین علاوه بر فرهنگ سازی در این زمینه، ضرورت تلاش در جهت بالا بردن سطح دانش و ارتقاءکیفیت امکانات و تجهیزات مورد نیاز وجود دارد. از اینرو پیشنهاد می گردد با توجه به مباحث گسترده و پیچیده دروس دانشگاهی، روش آموزش مجازی نیز در کنار آموزش حضوری در دانشگاه های کشور بخصوص دانشگاه های علوم پزشکی مورد توجه قرار گیرد.
براساس نتایج این مطالعه انجام مطالعات گسترده تر مبنی بر اجرای روش آموزش الکترونیک و بررسی و مقایسه دانش و نگرش در رشته های مختلف دانشگاهی توصیه می گردد. همچنین از محدودیت های پژوهش حاضر عدم امکان دسترسی به تعداد کافی از دانشجویان آموزش مجازی به نسبت دانشجویان غیر مجازی بود.
قدردانی
در نهایت از مسئولین دانشگاه گیلان و گروه محترم زبان انگلیسی دانشکده علوم انسانی و دانشکده پرستاری مامایی شهید بهشتی رشت و تمامی دانشجویان عزیزی که در این مطالعه شرکت نمودند، کمال تشکر را داریم.
| بازنشر اطلاعات | |
|
این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است. |