[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
:: دوره 6، شماره 1 - ( 1393 ) ::
جلد 6 شماره 1 صفحات 59-71 برگشت به فهرست نسخه ها
الگومداری و منتورینگ (مربی گری) درآموزش پرستاری: یک مطالعه مروری
حسین کریمی مونقی، حمیده یزدی مقدم*
دانشجوی دکتری پرستاری، دانشکده پرستاری و مامایی دانشگاه علوم پزشکی مشهد- عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی سبزوار، ایران ، Ha_yazdimoghaddam@yahoo.com
واژه‌های کلیدی: الگومدار، ایفای نقش، منتورینگ، آموزش پرستاری
متن کامل [PDF 445 kb]   (4582 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (9630 مشاهده)
نوع مطالعه: مروري | موضوع مقاله: شیوه های آموزش
متن کامل:   (3974 مشاهده)

مقدمه

روش ­های سنتی آموزش دیگر کارآمد نیستند و بسیاری از آموزش ­دهندگان در جستجوی روش­ هایی که موجب توسعه همه جانبه اهداف آموزشی علاوه بر کسب دانش شوند، هستند (1). آموزش فرایندی پیچیده است که هر گونه ساده­ نگری در مورد آن می­تواند منجر به هدر رفتن نیروها و امکانات شود و تلاش­ها را با شکست مواجه سازد. بنابراین توسعه آموزش و ایجاد تحول در آن نیازمند شناخت فرایند آموزش و آگاهی از شیوه­ های نوین اجرایی آن است. این موضوع در آموزش پرستاری اهمیت بیشتری دارد. اصطلاح الگومداری (Role Modeling) اولین بار توسط جامعه­شناسی به نام مرتون (Merton) در سال ۱۹۵۰ در مورد اجتماعی نمودن دانشجویان پزشکی مطرح شد، وی بیان کرد که افراد خودشان را با گروه مرجع مقایسه می­ کنند. رایت(Wright)  بیان می­ کند« ویژگی­های ضروری تدریس علاوه بر تعهد، شایستگی، رهبری و مهارت ­های بین فردی، الگومداری است». از عملکردهای مهم مربیان پرستاری، الگوبودن آن­ها از طریق رفتاری شایسته است و از نشانه ­های رهبری شایسته در تدریس، توانایی در ایجاد انگیزه، مهارت­ های تصمیم ­گیری، الگومداری و مشاوره­ دهی است. الگومداری یا تدریس با سرمشق شدن، جوهره فرآیند تدریس و روش تدریس موثر در آموزش پزشکی است. روش الگومداری، روشی است که اساس آن بر محور الگودهی و ارایه نمونه­های عینی و عملی بنا شده است (2). در این روش مربی تلاش می­کند که نمونه رفتار و کردار مطلوب را در معرض دید فراگیر قرار دهد تا شرایط لازم را برای الگوبرداری و تقلید برای وی فراهم آید (3). الگومداری در "یاددهی" و "یادگیری" که دو استراتژی بسیار مفید در آموزش بالینی است، نقش کلیدی دارد. تعلیم ­دهنده، الگوی عمل و عامل کلیدی برای ارتقای تدریس است که می­ تواند به آموزش کمک کند (2). الگومداری در حالی رخ می­ دهد که مبتدی فعالیت ارشد را مشاهده می ­کند. در واقع الگومداری به طور عمده بر تقلید و مشاهده تکیه دارد و از مفاهیم اساسی نظریه یادگیری اجتماعی بندورا است. رویکرد بندورا رفتارگرایانه است و بر طبق آن انسان­ ها توانایی سرمشق ­گیری و تقویت جانشینی دارند، آن­ها می­ توانند بدون تجربه مستقیم تمام رفتارها، به مشاهده رفتارهای سایر مردم بپردازند و نتایج رفتار آن­ها را درک کنند و از طریق تقویت جانشینی دریابند که کدام رفتارها را انجام دهند و از انجام کدام رفتارها بپرهیزند. وی بیان می­دارد که مردم می­ توانند رفتارها را از طریق مشاهده یاد بگیرند و تقلید کنند، بنابراین فرآیندهای شناختی در برنامه­ های تقویت تاثیر زیادی دارند و تغییر طرز تفکر افراد به رفتار را شکل می­ دهند. هم چنین یافته ها نشان می­دهد افراد تمایل دارند که تحت تاثیر سرمشق­ هایی قرار گیرند که از نظر منزلت و شخصیت دارای مقام بالایی باشند و نوع رفتار نیز بر میزان تقلید تاثیر دارد (4). الگومداری یکی از مولفه ­های اصلی فرایند آموزشی است. مدرسان به منظور الگوی شایسته بودن، بایستی از رفتارهایی که بروز می­دهند و دامنه گسترده­ای از فعالیت­ها و نگرش­هایی که دانشجویان مشاهده و تقلید می­ کنند، آگاه باشند (5). تحقیقات بسیاری اهمیت الگومداری را در توسعه حرفه ­ای نشان داده­اند (6). تأکید روی ارزش یادگیری مشاهده­ای، ضرورت ایجاد فیدبک سازنده و مورد نیاز برای الگومدارها را ایجاد می ­کند تا دانشجویان را قادر کند که مهارت­ها/ رفتارهای مشاهده­ای را به جایگاه مهارتی و رفتاری  خودشان تبدیل کند. توصیه شده که به علت ارزش الگومداری در ارتقاء یادگیری محیط بالینی، دوره­های آمادگی منتورها ایجاد شود (7). ماریانی (Mariani 2012) دریافت که یکی از استراتژی­ های مهم یادگیری دانشجویان، تحت تأثیر قرار گرفتن الگوها و رفتارهای اجتماعی و فرهنگی آن­ها و به عبارت دیگر الگومداری است (8). رایت (wright 2002) مطرح کرد از آنجایی که الگومداری به طور عمده بر تقلید و مشاهده تکیه دارد، مشاهده رفتارهای مثبت و منفی به وسیله دانشجویان به آسانی تقلید می­شود (9). متأسفانه با وجود اهمیت آموزش دانشجویان پرستاری، پژوهش های انجام شده در ایران، نشان دهنده ناکارآمدی آموزش تئوری و بالینی دانشجویان پرستاری است (2). در تحقیق اسداللهی و همکاران (2002) 5/17 درصد دانشجویان و 42 درصد اساتید وضعیت را نسبت به سال­های پیش ضعیف ­تر اعلام کردند و 5/72 درصد دانشجویان و 85 درصد اساتید، انگیزه و توان دانشجو به وی‍ژه علاقمندی ایشان را نسبت به سال­های گذشته کمتر گزارش نمودند که 5/46 درصد دانشجویان و 5/23 درصد اساتید، علت را مدرسینی بیان کردند که الگوی مناسبی نبودند (10). در مطالعه بالمر(2007Balmer-) و همکاران ، از نقطه نظر رزیدنت­ها، الگو محوری، استراتژی یادگیری تلویحی و ارادی است؛ رزیدنت­ها از مربی­های خود یاد می­ گیرند که چگونه صحبت کنند و چگونه در مورد مسایل فکر کنند (11). این مطالعه نیز تأثیر مربی­ها به عنوان الگوهای بالینی را بر حتی نحوه صحبت کردن و تفکر نشان می­ دهد.

کلی و همکاران (Kelly 2002) طی مطالعه ­ای اقدام پژوهی در انگلستان نشان دادند که استفاده از کارکنان بالینی به عنوان گروه­ های تسهیل کننده آموزش بالینی و سرمشق پرستاران تازه­ کار، باعث ارتقای تسلط و مهارت بالینی پرستاران می­شود (12). با توجه به اهمیت این مسأله، جایگاه منتور و الگومدار در محیط­ های بالینی هنوز شناخته شده نیست. در حالیکه دانشجویان ما بسیاری از کارهای بالین را از آن­ها آموخته و تقلید کرده، بدون اینکه خود متوجه باشند و ما به عنوان مربی بخواهیم از این مسأله جلوگیری کنیم. در این جا است که مسأله آموزش منتورها و نقش آن­ها در آموزش بالین بیش از هر زمان دیگری احساس می­شود. هم چنین بر اساس جستجوی پژوهشگر، کمبود توجه به نقش الگومداری و منتورینگ در آموزش پرستاری در بین منابع فارسی مشهود می­ باشد؛ لذا این مطالعه با هدف مروری بر الگو مداری و منتورینگ در پرستاری و به وی‍ژه کاربرد آن در آموزش پرستاری انجام شده است.

روش ­ها

اطلاعات این مطالعه مروری با استفاده از مرور و خلاصه­سازی مقالات و کتب مرتبط و از طریق جستجوی هدفمند  کتابخانه ­ای و منابع الکترونیکی در پایگاه­های, ScienceDirect, Google Scholar, SID, IranMedex, Magiran, PubMed با کلید واژه­های الگومداری، الگومحوری، منتور، منتورینگ و آموزش پرستاری جستجو را انجام داده و سپس پژوهشگر کل متون انتخاب شده را از نظر کاربرد الگومداری و منتورینگ در آموزش پرستاری مورد بررسی قرار داده که مقالات از سال 1990 تا 2014 مورد بررسی قرار گرفتند. که ابتدا تعداد حدود 80 مقاله بود که بعد از بررسی مقالات، حدود 50 مقاله مرتبط با پژوهش حاضر، مورد بررسی قرار گرفتند و مباحثی که در مورد این الگوها و کاربرد هر یک از آن­ها در آموزش پرستاری بوده را انتخاب نموده است و از مرور پژوهش­ ها، مطالعه ­ی حاضر، حاصل گردید.

یافته ­ها

یافته­های این مطالعه مروری در قالب تعریف الگو، منتور و منتورینگ و الگومداری و مشخصه ­های الگومداری و منتور جهت ترغیب دانشجویان به یادگیری در آموزش و بالین بر طبق الگومدارها و منتورینگ ­ها جهت ارتقاء فردی و حرفه­ای و سپس مقایسه الگومداری و منتورینگ و کاربرد آن­ها در علوم پزشکی به خصوص آموزش پرستاری ارائه شده است.

شعبانی (2002) الگو را بدین گونه تعریف کرده است. الگو ( (Model معمولاٌ به نمونه کوچکی از یک شی ء بزرگ یا به مجموعه­ای محدود از اشیاء بی­شمار اطلاق شده که ویژگی ­های مهم و اصلی آن شی ء بزرگ یا اشیاء را داشته باشد (13). کریمی مونقی (2010) الگو را فردی که در یک موقعیت خاص برای دیگران به عنوان سرمشق می ­باشد، تعریف نموده است. همچنین به صورت، یک توصیف سیستماتیک از یک موضوع یا پدیده که ویژگی­های مهم آن موضوع یا پدیده را به اشتراک می ­گذارد. کارورز Mentee) ، شخصی که تحت راهنمایی یک منتور برای توسعه مهارت­ هایش کار می ­کند (14). الگو بودن یکی از نقش­های دوازده­گانه ضروری مربی است. پری نقل  می­کند الگوها به عنوان یک کاتالیزور در عین اینکه آموزش می ­دهند، مشاوره و راهنمایی کرده و موجب تسهیل ارتقای دیگران می­شوند و هم ­چنین برای انتقال تحول عمل می­ کنند. یادگیری از راه مشاهده الگو یا سرمشق­گیری یکی از روش ­های بسیار موثر آموزشی است که معلم می ­تواند از آن برای آموزش دادن رفتارهای مطلوب تحصیلی و اجتماعی به دانشجویان کمک بگیرد (15). تحقیقات متعددی در پی این برآمدندکه شخصیت الگو را مفهوم­ پردازی کنند. شناخت مفاهیم شخصیت الگو یا عناصر تاثیرگذار آن سبب می­شود که شناخت بهتری از تعامل الگو با یادگیرنده پدید آید. ریولر(1994 Reuler) مطرح کرد داشتن صلاحیت در بالین و سرآمدی در حرفه، اگر کلیدی­ ترین مفهوم در شخصیت الگو نباشد بی ­شک یکی از مهم ­ترین مفاهیم می­باشد. شخصیت فرد بصورت کیفیت ­های فردی مشتمل بر مهارت ­های بین فردی، چشم ­انداز مثبت، تعهد به سرآمدی و رشد، یکپارچگی و رهبری. و ویژگی ­هایی مانند شور، ارتباط بین فردی مناسب، اشتیاق برای عمل و تدریس همواره در جستجوی بهتر شدن تعریف شده است. بعد مهم دیگر در مفهوم پردازی ویژگی ­های الگو شامل مهارت­ های تدریس است (16).

منتور و منتورینگ

علی رغم اهمیت شناخته شده منتورینگ، نوشته ­های کمی درباره رفتارهای ویژه منتورینگ که منجر به نتایج مثبت شده، شناخته شده است (15). برای منتور معادل فارسی دقیقی یافت نشده؛ زیرا این کلمه نام فردی است که در یکی از افسانه­ های یونان قدیم به نام "ادیسه" نوشته­ ی هومر آمده است. در این داستان اودی سیوس هنگام عزیمت به شهر و جنگ با ترویانز مسئولیت حفاظت و پرورش فرزند خود، تلماکوس را به منتور که از دوستان خود بود، سپرد. و از آن پس کلمه منتور به فردی که مسئولیت پرورش فردی دیگر را به عهده گیرد، اطلاق شده است. برخی برای منتور واژه های عربی، مرشد، راهنما و غیره را ذکر کرده ­اند، که همه این­ها به نحوی صحیح ولی به تنهایی تمام صفات منتور را نمایان  نمی ­سازند. زیرا منتور یک راهنمایی قابل اعتماد، معلم، مشاور، حامی، مربی و دوستی است که با اتکا به عقل و تجربیات خود، حمایت و هدایت دیگری را به عهده بگیرد و در فرد پرورش ­گیرنده بصیرت و خلاقیت ایجاد کرده و او را برای مسئولیت­ های زندگی و فعالیت های مشخصی آماده می­سازد. عبارت "راهبر پرورشی" نیز می ­تواند مورد استفاده قرار گیرد و به نظر می ­رسد "راهبر پرورشی" برای منتورینگ از دیگر    واژه ­ها گویاتر باشد. از واژه (رهیافت) "راهبر پرورشی" از دیرباز در تعلیم و تربیت استفاده شده و در سال­های گذشته در تربیت معلم به ویژه هنگام دانشجو- معلمی استقبال و بهره گیری شده است. منتورینگ ( (Mentoring روشی برای آموزش و پرورش افراد که در آن فردی به عنوان "منتور" مسئولیت پرورش همه جانبه ­ی دیگری را به عهده می­ گیرد (17). مالن و کیالی (1999Malen & Kealy-) سه عامل مهم را در موفقیت برنامه­ های منتورینگ موثر دانسته ­اند: منابع، نیازها و توانایی­ ها (18). دابویس و همکاران (2002) بر اهمیت رابطه­ ی قوی میان منتورینگ و یادگیرنده تأکید کرده ­اند. لیانگ و همکارانش (2002) عواملی مانند اظهار همدلی، حفظ اصالت، درگیر کردن خود با برنامه و توانمندسازی را در برقراری ارتباط موثر دانسته­ اند. این رابطه با ترغیب، حمایت و ایجاد حس اعتماد تقویت می شود. مراحل کار منتورینگ به طور مشروح به وسیله ی کانیچ و لستر (1999) به صورت زیر بیان شده است: الگو قرار دادن، اظهار همدلی کردن، آموزش دادن، ایجاد نظم نمودن، واکنش نشان دادن، روحیه دادن، ارتباط با دیگران برای دریافت حمایت، منابع و اطلاعات بیشتر. اندرسن و شانن (1988) مدلی را برای منتورینگ ارائه داده ­اند و در قسمت فعالیت­های آموزشی به سه فعالیت عمده: دروس نمایشی، مشاهده و بازخورد و جلسات حمایتی اشاره کرده ­اند (17). در توصیف، منتور را به عنوان یک ارتباط توسعه ­ای، مراقبتی، اشتراکی و کمک­ کننده در جایی که منتور با صرف زمان، برای ارتقاء و رشد دانش و مهارت­ های شخص دیگر او را برای موفقیت بیشتر در آینده آماده کند، مطرح کرده است. واژه­های توصیف­ کننده­ ی زیادی درباره نقش منتور بیان شده که در جدول 1 ذکر شده است. برای توصیف  نقش ­ها، منتور ممکن است با تعدادی یا فقط یکی از این نقش ­ها سازگار شود. بطور کلی درباره منتورینگ می ­توانیم بگوییم که در آموزش معلم در جایگاه ­های مختلف با اهداف متفاوت بکار گرفته می ­شود (19).

AWT IMAGE

منتورینگ یک ارتباط حرفه ­ای اغلب طولانی مدت، داوطلبانه و سودمند است که در آن یک فرد با تجربه و آگاه (منتور)، فرد دارای تجربه کمتر (منتی) را حمایت می کند. مفهوم منتورینگ اخیرا در مراکز سلامتی در رشته پرستاری کاربرد پیدا نموده است. که شناخت دقیق ویژگی­ های این برنامه می‌­تواند برای موسسات آموزشی و یا کارفرماها در مراکز بالینی در جهت آموزش و آماده ­سازی نیروی کاری خود بسیار مفید باشد. لذا توجه مدیران، آموزش ­دهندگان و فراگیران را در این زمینه جلب می‌­شود (19).

الگومداری

Role modeling که در فارسی الگومداری ترجمه شده، روشی در آموزش است که ریشه در تئوری­ های اجتماعی­ شدن در روانشناسی دارد. تمرکز این تئوری­ها بر چگونگی یادگیری رفتارهای جدید و نقش­های اجتماعی توسط افراد است. در بین تئوری­های یادگیری، مهم­ترین تئوری که بر آموزش الگومدار تاکید دارد، تئوری یادگیری شناختی اجتماعی بندورا است. بندورا بر خصوصیات رفتاری و تقلید کردن از نقش مدل تأکید کرده، سپس بر عوامل شناختی نظیر خصوصیات فردی و فرایندهای داخلی یادگیرنده تمرکز می­نماید. به ­کارگیری آموزش الگومداری به ویژه در آموزش پزشکی و پرستاری در سال­های اخیر بسیار مورد توجه قرار گرفته است (20،21). به عبارت دیگر الگومداربه فردی اطلاق می­گردد که به سبب شیوه­ی خاص رفتار و عملکرد حرفه­ای مورد تحسین و تقلید دیگران قرار می­گیرد. روبرت مرتون معتقد است که مطابق با تئوری اجتماعی شدن، فردی که در یک حرفه یا به عبارتی یک زمینه تخصصی به عنوان رفرنس از وی یاد می­شود در واقع همان الگومداری است (22). تعریف اصلی الگومداری عبارت از تدریس از طریق سرمشق بودن است. همان­طور که دانشجویان، مدرسان بالینی را مشاهده می­کنند، درباره این­که یک متخصص سلامت، چگونه عمل و رفتار می­کند، بیشتر یاد می­گیرند و همان­طور که آن­ها را مشاهده می ­کنند، شروع به تقلید کردن آنچه می­ بینند، می­ کنند (14). برای اینکه یک مدرس الگوی موثری باشد لازم است از ویژگی­ های ذیل برخوردار باشد:

- صلاحیت بالینی: شامل برخورداری از دانش، مهارت، قدرت استدلال بالینی و مهارت ­های ارتباطی

- مهارت­ های تدریس: استفاده از روش ­های تدریس دانشجومحور، بازخورد دادن مناسب و ایجاد فرصتی برای تامل توسط دانشجو

- ویژگی­های شخصیتی: حس همدردی، صداقت، روابط بین فردی خوب، عشق و علاقه به حرفه و تلاش بی­دریغ برای حرفه و آموزش

 یک  الگوی خوب کسی است که دارای کیفیت­هایی است که ما دوست داریم داشته باشیم و آنهایی که بر ما تأثیر  می­گذارند ، به روشی که ما را در جهتی پیش می­ برند که فرد بهتری باشیم (23). الگومداری یک ابزار آموزش قوی برای مرور دانش، مهارت و ارزش های حرفه پزشکی است. با تحلیل عملکرد خود به عنوان یک الگومدار، افراد می­ توانند عملکرد حرفه ­ای شان را بهبود بخشند (3).

 مقایسه الگومداری با منتور

اصطلاح الگومداری و منتور اغلب به طور مشابه استفاده می­ شود. گرچه تفاوت ­هایی بین این دو وجود دارد. الگو فردی است که توسط دیگران به عنوان سرمشق مشاهده می­ شود، بدون اینکه حتی شخصاٌ با آن فرد صحبت کند. علاوه بر این فردی که به عنوان الگو عمل می ­کند ممکن است از این مسأله آگاه نبوده و متوجه نباشد که همه رفتارهایش مورد مشاهده است، بنابراین او خواه آگاه باشد یا نباشد، عملکردش به عنوان یک الگو ادامه یافته و یادگیرنده آن را می ­بیند. منتور متخصصی است که وقت و زمان تعیین شده­ ای را با یک یادگیرنده می­ گذارند. اگر فردی هر دوی این وظایف را انجام دهد، در واقع به عنوان منتور و الگو عمل کرده است (14). با این وجود، این دو اصطلاح یکسان نیستند و ویژگی­ های مهمی وجود دارد که آن­ها را از یکدیگر متفاوت می ­کند. رابطه منتور و دانشجو رابطه ­ای تعریف ­شده و واضح است (24)، که تعمداً و به قصد آموزش و یادگیری است و معمولاً مورد ارزشیابی رسمی قرار می­ گیرد؛ اما یادگیری افراد از الگومدار، نوعی یادگیری است که ممکن است همواره بنا بر یک رابطه رسمی و یا در حین انجام فعالیت­های مربوط با آموزش و یادگیری نباشد. در واقع الگومدار حتی در زمینه­ های غیر از حوزه ­ی مورد نظر در آموزش (به عنوان مثال در مورد رفتارهای اجتماعی و بین فردی، ‌اخلاقی و غیره) نیز ممکن است توسط دانشجویان، مورد تقلید قرار بگیرد (25, 26).

منتورینگ یک فرایند فعال­ تر است و منتور عمداٌ زمان و وقتی را برای ملاقات با یادگیرنده، برای کارکردن روی مهارت­ ها و پروژه ­های خاص اختصاص دهد. در حالی­که نقش الگو، عمدتاٌ فرایندی منفعل در زمینه­ ی حرفه ­ای است. الگو به واسطه موقعیتش، توسط دانشجویی که تحت نظر اوست، مشاهده می­ شود، هر چند الگو به این امر واقف باشد یا نباشد (14). در موقعیت­ های آموزش بالینی، بسیاری از اعضای هیأت علمی وجود دارند که مسئولیتی فعال، به عنوان منتور را بر عهده دارند. از طرفی همه استادان، هر چند که آشکار هم نباشد، به عنوان الگو دیده می­ شوند (27). اجزایی برای الگومداری اساتید بالینی ذکر شده است که شامل: صلاحیت­ های بالینی، رفتار حرفه ­ای، تعاملات پزشک و بیمار، ارزش­های اخلاقی و  آگاهی­ های اجتماعی می­باشد. چنین شخصی برای شناسایی نقاط ضعف و قوت یادگیرنده، هوشیار بوده و برای هدایت و پشتیبانی بسیار کمک­کننده است (14).

کاربرد منتور و الگومداری در آموزش پرستاری

الگومداری به عنوان یک روش یادگیری بسیار موثر به ویژه در دانشجویان علوم پزشکی مطرح می ­باشد. در این شیوه یادگیری، معمولا" فردی که از نظر علمی، حرفه­ای و یا اجتماعی از ویژگی­های شاخصی برخوردار است، به طوری­که این ویژگی­ها، وی را از دیگران متمایز و برتر می ­سازد؛ توسط اطرافیان به ویژه دانشجویان و افراد جوان تر به عنوان الگومدار شناسایی می­ شود و رفتارهای وی به طور آگاهانه و ناآگاهانه مورد تقلید قرار می ­گیرد. این تقلید زمینه را برای یادگیری و توسعه فردی و اجتماعی در فراگیران فراهم می ­آورد. تشویق به تفکر انتقادی از طریق ارایه رفتارهای الگومدار امکان پذیر است. متیو میچ الگومداری را از راه ­های موفقیت در یادگیری مشکل مدار معرفی می­ کند. الگومداری علاوه بر تاثیر در آموزش نظری، در بالین هم به کار گرفته می­ شود. ولف بیان می ­کند که از نشانه ­های شایستگی مربی در عملکرد بالینی، "الگوی خوب بودن" است (2). یادگیری دانشجویان پرستاری از مهارت­ های ارتباطی با الگوبرداری غیرمستقیم و تجربی از اساتید و کارکنان بالینی صورت می ­گیرد. الگو در آموزش از ارتقای حرفه­ای دانشجویان حمایت می­ کند. الگومداری استراتژی مورد قبول برای انتقال نگرش­ ها و رفتارهای حرفه ­ای از مربی پرستاری به دانشجویان است (28). نیوگنت و همکاران (Nugent 2004) دریافتند که الگو در آموزش از ارتقای حرفه­ ای دانشجویان حمایت می ­کند (29). هادسون (Hudson 2004) دریافت که الگومداری استراتژی مورد قبول برای انتقال نگرش­ ها و رفتارهای حرفه ­ای از مربی پرستاری به دانشجویان است (30). موسسه پرستاری کانادا (Canadian Nurses Association 2004) مطرح کردند که الگو بودن در بالین فرایندی است که تصور دنیای مددجو را ارتقاء می­ دهد و توانایی درک بیمار را از چشم ­انداز بیمار توسط پرستار میسر می ­سازد (31). الگومداری زمانی رخ می­دهد که پرستار مداخلاتی را برای الگوهای رفتاری سلامتی همزمان با رویکردهای بیمار برنامه ­ریزی کند (32). مربی الگومدار بالینی قوی، می ­تواند در بروز رفتارهای خلاقانه دانشجویان پرستاری موثر باشد. مربی یادگیری بالینی را از طریق الگومداری در دانشجویان ارتقا می­ دهد (33).

بحث و نتیجه گیری

نقش یادگیری در همه صحنه‌های زندگی نمایان است و نقش برنامه­های یادگیری در امورآموزشی، حرفه­ای و شغلی شناخته  شده است و همیشه حائز اهمیت بوده است. در این مطالعه مروری، زوایا، ویژگی ­ها، تفاوت و ابعاد مختلف دو برنامه آموزشی منتورینگ و الگومداری بیان گردید و اهمیت آن را بر جنبه آموزش با تاکید بر حرفه پرستاری از دید مطالعات مختلف مورد بررسی قرار گرفت. منتورینگ یک ارتباط حرفه ­ای اغلب طولانی مدت، داوطلبانه و سودمند است که در آن یک فرد با تجربه و آگاه (منتور)، فرد دارای تجربه کم­تر (منتی) را حمایت می‌­کند. در پرستاری منتورینگ فرایندی است که شکاف بین آموزش و دنیای واقعی کار را پر می‌­کند. این برنامه ­ها نقش با ارزشی را در پرستاری ایفا می‌­کنند و باعث ایجاد رضایت شغلی می‌­گردند (8). الگومداری یکی مولفه­ اصلی در فرایند یادگیری (14) و یکی از مولفه­های اصلی فرایند آموزشی است (34). لامپکین (2007Lumpkin  ( منتورینگ را یک استراتژی آموزشی، یک مشارکت بین  حرفه­ای و نوعی ارتباط فردی پیشرفته و کمکی بین دو نفر بوده که یکی دانش و تجربه بیشتری داشته و دیگری دانش و تجربه کمتری (Younger and Less-skilled) دارد، مطرح کرده است. هم­چنین منتورینگ شکلی از اجتماعی کردن نقش­ه ای حرفه ­ای بوده و ارتباطی را ایجاد می ­کند که در آن منتور به منظور پرورش، آموزش، راهنمایی و هدایت شاگرد با او کار می­کند. نقش­ های منتور عموماً به دو دسته عملکرد روانی اجتماعی و عملکردهای تخصصی تقسیم می­ شود. عملکرد روانی اجتماعی منتور را متمرکز بر خودارزشی و دارا بودن خصوصیات حمایتی از قبیل مشاوره، مقبولیت، صمیمیت، تایید و الگوی رفتاری می ­دانند. لازم به ذکر است که الگومحوری در دل مدل منتورینگ وجود دارد (35). مطالعات کروکسان و همکار (2009Croxon) نشان داد که آموزش تحت تأثیر صلاحیت بالینی، دانش نظری، مهارت سازماندهی و مهارت ارتباطی منتور قرار دارد (36). میریک و همکار (2004Myrick ) دریافتند که الگومدار فردی است که مهارت­ های خود را با پرستاران تازه­ کار و دانشجویان در میان می­ گذارد تا در آینده آن­ها نیز بتوانند مراقبت برجسته ­ای ارائه دهند و کمک می­ کند تا پرستار بتواند وارد مرحله حرفه ای پرستاری شود و مراقبت بالینی اثربخشی و مطمئنی ارائه دهد. الگومداری در واقع هسته مرکزی تشکیل صفات در فرد است (37). مونیکا میتروی  (Monica Mitroi2011) در تحقیقی با عنوان "دیدگاه ­های جدید در نقش منتور- مربی برای تمرین آموزشی" در سال 2011 انجام دادند. این مطالعه بر روی 40 نفر از دانشجویان دانشکده علوم کامپیوتر از دانشگاه Politehnica انجام شد. در طول دو ترم آن­ها را از راهنمایی های منتور- مربی برای تمرین آموزشی بهره­مند شدند. نتایج نشان داد که یک هماهنگی بین تقاضا و پیشنهاد برای آموزش آینده مربی و دانشجویان لازم است. چراکه در نظر گرفتن خواسته­ های پویای این نقش در کیفیت برنامه ­های آموزشی منتورها و مربیان آموزشی در آینده تأثیر چشمگیری خواهد داشت (19).

الگومداری روش مهمی برای انتقال ارزش­های حرفه پزشکی می ­باشد که بواسطه الگوهای برتر رفتار­های حرفه ­ای برای پزشکان آینده تبیین می ­شود. الگومداری می­ تواند موجب توسعه انسان­ گرائی و حرفه ­ای گری در رشته شود. الگومداری همچنین به­ عنوان یکی از راه­ های موثر برای پیشبرد حرفه­ ای گری در رشته شناخته شده است که می­ تواند شخصیت حرفه ­ای دانشجویان را شکل دهد. اریکسون، توملین و سوآین تئوری الگوسازی و الگودهی را بر مبنای نظرات مازلو، اریکسون، پیاژه، انگل، سلیه شکل دادند. بر اساس این تئوری دنیای مددجو بایستی مدل­ سازی شود. بعد از اینکه دنیای مددجو الگوبرداری شد، به بیمار الگودهی می ­شود. هنر الگودهی زمانی اتفاق می ­افتد که پرستار مداخلات را  برنامه ­ریزی و اجرا می­کند که اقدامی منحصر بفرد برای هر فرد است (37). مدرسان به منظور الگوی شایسته بودن، بایستی از رفتارهایی که بروز می ­دهند و دامنه گسترده ­ای از فعالیت­ ها و نگرش­ هایی که دانشجویان مشاهده و تقلید می­ کنند، آگاه باشند. تحقیقات بسیاری اهمیت الگومداری را در توسعه حرفه ­ای نشان داده­اند. برای مثال تأثیر الگومداری در پزشکی، پرستاری، مدیریت و آموزش شناخته شده است (14).

با توجه به اهمیت الگومداری در ادبیات و نوشته ­ها، به نظر می­ رسد الگومداری در محیط­ های یادگیری بالینی برای تسهیل یادگیری دانشجویان پرستاری ارزش دارد. در تحقیق دونالدسون و همکار Donaldson 2005)) تأکید روی ارزش یادگیری مشاهده­ای است که ضرورت ایجاد فیدبک سازنده و مورد نیاز برای الگومدارها را ایجاد می­ کند تا دانشجویان را قادر کند که مهارت­ها/ رفتارهای مشاهده­ای را به جایگاه مهارتی و رفتاری خودشان تبدیل کنند. توصیه شده که به علت ارزش الگومداری در ارتقاء یادگیری محیط بالینی، دوره های آمادگی منتورها ایجاد شود (7). کنی و همکاران (2003 Kenny) دریافتند که استفاده از نقش استاد بالینی به عنوان الگوی آموزشی یکی از راه­های مهم اخلاقیات حرفه ­ای در بالین می ­باشد. استاد بالینی به عنوان یک الگوی مؤثر، مفاهیمی مانند ابعاد مهم اخلاقی، یادگیری جایگزینی و یادگیری مشاهده­ای را در بر می­ گیرد (38). احمری طهران و همکاران (2012) در تحقیقی با عنوان "تأثیر تلفیق دو شیوه تدریس الگو محور و روایت ­گویی بر عملکرد اخلاقی حرفه ­ای دانشجویان" دریافتند که استفاده از الگومداری در ارتقای میزان رعایت اخلاق  حرفه­ای دانشجویان موثر بوده و استفاده از شیوه تلفیقی اثربخش ­تر بوده است (39).

در تحقیق Langridge و Hauck (1998) نتایج نشان داد که تجربه دانشجویان از چگونگی تأثیر الگومداری بر یادگیری­ شان، درگیری­ هایی را برای آموزش پرستاری ایجاد کرده است و ضروری است که بدانیم انواع مراقبت ­کنندگان سلامتی و به خصوص مربیان بالینی پرستاری، تأثیر مهمی بر یادگیری دانشجویان در محیط بالینی دارند (23). در تحقیق Nelms و همکاران (1993) نتایج نشان داد که دانشجویانی که مراقبت را از یک الگومدار هیأت علمی و یک پرسنل مراقبت سلامتی یاد گرفته ­اند، به دلیل مواجه شدن با رویکردهای مختلف، اغلب دچار تناقض هستند (40). مختاری نوری و همکاران (2011) دریافتند؛ زمانیکه پرستاران با تجربه به عنوان الگو عمل می­ کنند، این امر نه تنها برای کمک به تازه کارها مفید خواهد بود، بلکه از این طریق، اعتماد آنان افزایش یافته و تدریس و مهارت­های ارتباطی ارتقاء می­ یابد. رفتارهای الگومدار ارایه ­دهندگان مراقبت زمینه مفهومی برای مراقبت و پرورش نسل آینده پرستاران ایجاد می­ کند (2). تأکید ویژه روی این مطلب است که اگر الگو مدار مثبت توسط حرفه­ای سرمشق یا نمونه قرار گیرد، می ­تواند در آموزش پرستاران بالینی در جایگاه عملکردی به نحو موثرتری مشارکت نماید (41-42). دانشجویان، ناظران دقیقی هستند که به دقت به عملکردها، نگرش­ها، و رفتارهایی که مشاهده می­ کنند، توجه، تحلیل و تقلید می­کنند (14). کروس و همکاران Cruess2008)) نتیجه­ گیری کردند که الگومداری یک روش آموزشی بسیار قدرتمند جهت انتقال دانش، ‌مهارت­ها و ارزش­های یک حرفه به نسل بعدی می­باشد. این شیوه از گذشته­های دور در آموزش پزشکی و پرستاری کاربرد داشته است. الگومداری تاثیر قابل توجه­ای بر فرآیند اجتماعی شدن حرفه­ ای دانشجویان پرستاری دارد. مدل­سازی مربی با دستیابی به صلاحیت­ های بین حرفه­ ای در ارتباط است (21). مورداک  (2014Murdoch) دریافت که پژوهش­های آینده برای شناسایی زمان­بندی بهینه برای اجرای نوآوری آموزش، با توسعه ابزارهای ارزیابی مناسب و تعیین اثرات عملی مشترک در مراقبت از بیمار مورد نیاز است (43). مربیان پرستاری با افزایش توانمندی­ های حرفه­ ای، اجتماعی، اخلاقی و ارتباطی خود می ­توانند در تربیت پرستاران دارای صلاحیت مطلوب از طریق الگومداری اقدام نمایند. این یک شیوه­ی بی­ هزینه و ماندگار برای یادگیری می­ باشد. مربیان با توسعه­ی فردی و اجتماعی و حرفه ­ای خود در واقع زمینه را برای تبدیل شدن خود به الگویی برای دانشجویان ایجاد می­ کنند (25). آموزش پرستاری در جهت ارتقاء سطح عملکرد و مهارت دانشجویان پرستاری و آماده­ سازی آنان برای ارایه خدمات با کیفیت بیشتر است، ‌لذا می‌توان اظهار داشت که این دو رویکرد (منتورینگ و الگومداری) در مقایسه با مدل آموزش معمول، بر ارتقای سطح صلاحیت بالینی دانشجویان پرستاری موثرتر است.

نتیجه­ گیری

با مطالبی که ارائه شد سوالاتی در پرستاری مطرح می ­گردد نظیر: چه الگویی را ما امروزه نیاز داریم، ماهیت و نقش او چیست و جایگاه منتورینگ در حرفه پرستاری کجا خواهد بود؟ آیا ارزش­ هائی که قرار است به دانشجویان منتقل شود برای آینده کاربردی هستند؟ آیا الگومداری اجازه بروز خلاقیت ­ها را می ­دهد؟ آیا الگومداری قادر به انتقال اطلاعات می­ باشد؟ پاسخ این پرسش ها هر چه باشد اما از ارزش الگومداری و نقش بی­ بدیل آن در پیشبرد انسان­گرائی و  حرفه ­گرایی چیزی نمی­ کاهد.

نتایج مطالعات (Eller 2013) ، (Radwin 2013) و (Specht 2013) نشان داد که مربیان پرستاری می ­توانند رفتارهای منتورینگ را ارزیابی کرده و در حد نیاز، آن­ها را تغییر دهند که به موجب آن باعث تقویت ارتباط منتور و یادگیرنده برای اطمینان از نتایج مثبت آن در فرایند یادگیری شوند (15،44 -45). پرستاران، ماماها و ناظران سلامت که به عنوان منتور کار می ­کنند لازم است که به دانشجویان برای توسعه هر دو مهارت شایستگی و اعتماد به نفس در عملکردشان کمک کنند (4). برنامه ­های منتورینگ استخدام را افزایش داده و یک محیط مراقبتی که نقش آموزش را غنی و با ظرفیت کند، ایجاد می­ کند (46 - 47). یک محیط منتورینگ مراقبتی یک استراتژی مهم و به موقع، برای اطمینان از تقویت تمامیت آموزش پرستاری که بتواند در طی سال­ ها به اجرا در آید، است (48-50). استفاده از نقش استاد بالینی به عنوان الگوی آموزشی یکی از راه­های مهم آموزش اخلاقیات حرفه ­ای در بالین می­ باشد؛ به طوری که استاد بالین به عنوان جزء مهم برنامه درسی پنهان، نقش خود را در آموزش اخلاق حرفه ­ای ایفامی­ نماید (37) .معلمان باید آگاه باشند که خود آن­ها مهم­ترین سرمشق و الگوی یادگیری برای فراگیران هستند و این الگو بیش از گفتار در رفتارشان نهفته است. طبق نظریه یادگیری اجتماعی بندورا یادگیرنده از طریق مشاهده رفتار دیگران به یادگیری می­پردازد. الگو برداری بر رفتار کسانی که شاهد رفتار الگو هستند، تأثیر می­گذارد. به عبارت دیگر، مشاهده­کننده به هر حال رفتار یک سرمشق را می­آموزد، حتی اگر سرمشق هنگامی که مورد مشاهده قرار دارد هیچ گونه تقویت یا پاداشی دریافت نکند (51). البته باید دانست که گاهی فرد الگو ممکن است تاثیر منفی بر یادگیرندگان داشته باشد. در این موارد به مربیان توصیه می ­گردد که به شیوه­ هایی خود را به یک الگوی مناسب و مثبت تبدیل نمایند. این شیوه ­ها عبارتند از: آگاه بودن از این­که هر رفتار ما ممکن است به عنوان الگویی برای فراگیران قرار بگیرد؛ بنابراین باید با دقت در رفتارها و حرکات امکان الگوبرداری مفید و مثبت را فراهم آورد. مربی باید زمانی را برای صحبت کردن، تامل کردن و خلاصه کردن حوادث بالین یا کلاس اختصاص دهد تا امکان یادگیری درست در فراگیران فراهم شود. در نهایت به طور کلی ویژگی­ های یک الگوی موثر و مطلوب را در خود گسترش دهد (25)، زیرا الگومداری به طور ویژه­ای در آموزش پزشکی و پرستاری کاربرد دارد (21).

با توجه به اهمیت آموزش دانشجویان در پرستاری ما نیاز به الگوهایی داریم که خصوصیات و ویژگی ­های منتور را داشته باشد چراکه دانشجویان هم در زمینه آموزش و هم در محیط بالینی الگوبرداری می­ کنند، لذا ما باید الگومدارهای خوبی داشته باشیم که هم از نظر عملکردی و هم از نظر اخلاقی الگوی مناسبی باشند و این امر میسر نخواهد بود مگر ما منتورهای مناسب تربیت کنیم. لذا الگومداران و منتورینگ ­ها در هر حرفه­ ای به خصوص پرستاری باید مراقب عملکرد خود در همه حیطه ­ها به خصوص در آموزش باشند. چراکه، چه بخواهند یا نخواهند و چه تقویت و پاداش و یا تنبیه در نظر بگیرند، یادگیرندگان آن­ها را سرمشق و الگوی خود قرار  می­ دهند. لذا عمل کردن بر طبق گفته ­های خود و طبق اصول استاندارد در حرفه پرستاری که با جان و روح انسان­ها سروکار دارد، بسیار ضروری به نظر می ­رسد. مربیان پرستاری باور دارند که الگومداری در آموزش بالینی، موثرترین و صحیح­ ترین روش برای انتقال تجربیات و نگرش ­های حرفه ­ای به دانشجویان است؛ ولی با این وجود، الگومداری به عنوان استراتژی آموزشی عملی، به خوبی شناخته نشده و تدریس الگومدار، چالش کنونی برنامه درسی پرستاری است.

ارسال پیام به نویسنده مسئول



XML   English Abstract   Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Karimi Moonaghi H, Yazdi Moghaddam H. Role modeling and Mentor in Nursing Education. RME. 2014; 6 (1) :59-71
URL: http://rme.gums.ac.ir/article-1-201-fa.html

کریمی مونقی حسین، یزدی مقدم حمیده. الگومداری و منتورینگ (مربی گری) درآموزش پرستاری: یک مطالعه مروری. پژوهش در آموزش علوم پزشكي. 1393; 6 (1) :59-71

URL: http://rme.gums.ac.ir/article-1-201-fa.html



بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.
دوره 6، شماره 1 - ( 1393 ) برگشت به فهرست نسخه ها
پژوهش در آموزش علوم پزشکی Research in Medical Education