[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
:: دوره 7، شماره 2 - ( 4-1394 ) ::
جلد 7 شماره 2 صفحات 29-36 برگشت به فهرست نسخه ها
عوامل تسهیل کننده و بازدارنده به کارگیری مراقبت مبتنی بر شواهد از دیدگاه پرستاران مراکزآموزشی درمانی گیلان
مینو میترا چهرزاد، عاطفه قنبری، پردیس رحمت پور*، امیر حسین صالح زاده، مریم پاسبان
مرکز تحقیقات عوامل اجتماعی موثر بر سلامت، دانشگاه علوم پزشکی گیلان ، par.rahmatpour@gmail.com
واژه‌های کلیدی: پرستاران، تحقیقات، مراقبت مبتنی برشواهد، پرستاری مبتنی بر شواهد
متن کامل [PDF 173 kb]   (1329 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (5597 مشاهده)
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
متن کامل:   (922 مشاهده)

مقدمه


در جهان امروز، نوآوری­ها و تحولات سریعی در عرصه­ی مراقبت­های بهداشتی و درمانی رخ می­دهد و تیم بالینی به ویژه پرستاران به علت نقش مهم و حیاتی که در امر مراقبت از بیماران دارند، بایستی خود را با آخرین تحولات مراقبت­های بالینی همگام ساخته و اطلاعات بالینی خود را به روز نگه دارند (1). به منظور به روز نگه داشتن مهارت­ ها و  شایستگی ­های حرفه ­ای، لازم است پرستاران، آخرین یافته­های پژوهشی را دنبال کرده و دانش تـولید شده را بـکار گیرند تا موجب توسعه حرفه­ای گردند. آمادگی پرستاران در انجام و اجـرای یـافته­ های پـژوهشی یـکی از اقـدامات مهم به منظور اجرای اصول علمی در مراقبت­های پرستاری ایمن، شایسته و معتبر است (2). بر همین اساس امروزه مراقبت مبتنی بر شواهدEvidence Based Practice  (EBP) به معنی ادغام بهترین شواهد علمی موجود با تخصص بالینی و ارزش­های بیمار مورد توجه قرار گرفته است (3,4).

به کارگیری شواهد توسط پرستاران نه تنها وظیفه، بلکه یک مسئولیت و کردار حرفه­ای می­باشد. ازطرف دیگر در حرفه پرستاری توجه بسیاری به ارایه مراقبت با کیفیت بالا، اثربخشی هزینه مراقبت و مراقبت بیمار محور شده است و این امر در مقوله عملکرد مبتنی بر شواهد متمرکز است (5). با اجرای اصول پرستاری مبتنی بر شواهد می­توان شکاف بین تحقیق و کار بالینی را از میان برداشت و از نتایج پژوهش­های مختلف به بهترین شیوه­ ها در کار بالینی بهره گرفت. اجرای این فرآیند در حرفه پرستاری مستلزم آن است که پرستار از دانش و مهارت لازم برای مراقبت مبتنی بر شواهد برخوردار باشد (1).

با وجود تعداد رو به افزایش محققین پرستار و مطالعات انجام گرفته به منظور بهبود عملکرد کارکنان، بسیاری از پرستاران نه تنها آگاهی نسبت به تحقیقات، استفاده از نتایج آنها و مراقبت مبتنی بر شواهد ندارند بلکه این امر را نشأت گرفته از موانع متعددی می ­دانند که در راه اجرای آن وجود دارد (6,7).

با مروری بر مطالعات انجام شده در این خصوص در نقاط مختلف دنیا می ­توان به این نتیجه رسید که این موانع در مناطق مختلف شباهت­ها و تفاوت­ هایی باهم دارند،Melnyk  و همکاران (2004) در آمریکا با بررسی دیدگاه و نیازهای پرستاران درباره مراقبت مبتنی بر شواهد، گزارش کردند به اعتقاد پرستاران اگر عملکرد بالینی بر اساس شواهد تحقیقی انجام شود، کیفیت مراقبت افزایش خواهد یافت، اما تنها 46 درصد از پرستاران عملکرد بالینی خود را بر شواهد تحقیق استوار می­ دانستند و عواملی مانند کمبود وقت، عدم دسترسی به منابع، عدم حمایت مالی، افکار سنتی، کمبود دانش و نیز عدم حمایت مدیران و پزشکان را از موانع ارائه مراقبت مبتنی بر شواهد دانستند (8). Shifaza (2014)  به نقل از Ashley (2005) بیان کرد که مهم­ترین موانع مراقبت مبتنی برشواهد از دید پرستاران غیرقابل درک بودن مفاهیم آماری مقالات، نداشتن اختیار در تغییر مراقبت از بیمار و نداشتن زمان کافی برای مطالعه مقالات می­ باشد (9).Wang  (2013) در مطالعه عوامل بازدارنده و تسهیل کننده در میان پرستاران چین، بعد از گزارش نداشتن تسهیلات کافی، چاپ مقالات به زبان انگلیسی و فهم مشکل آنان را دومین مانع بزرگ مراقبت مبتنی برشواهد دانست (4).

در ایران نیز نتایج مطالعه ­ی مهرداد و همکاران (1386) سه عامل نداشتن وقت کافی پرستاران جهت مطالعه تحقیقات، نبود تسهیلات کافی و احساس عدم اختیار در تغییر در روش ­های مراقبتی بیماران را مهم­ترین موانع و حمایت همکاران در محیط کار، دادن امکانات و شرکت در فعالیت­ های تحقیقی را مهم­ترین عوامل تسهیل کننده، عنوان کرده است (10). این درحالی است که نتایج مطالعه شایسته فرد و همکاران (1389) در خرمشهر و آبادان عدم همکاری نزدیک بین دانشگاه ­ها و بیمارستان را جز سه مانع مهم دانسته و تجهیز کتابخانه بیمارستان به ژورنال­ های متعدد و امکان دسترسی به اینترنت را یکی از مهم­ترین تسهیل کننده­ ها بیان کرده است (11).

اگرچه دلایل معرفی مراقبت مبتنی بر شواهد، همراه با استراتژی برای پیاده سازی و منابع مفاهیم آن مورد بحث قرار گرفته است، ولی شواهد نشان می­ دهد انجام یک تغییر به سمت اجرای مراقبت مبتنی بر شواهد به آرامی اتفاق می­ افتد (7).

به دلیل تفاوت در زمینه و بافت پرستاری، یافته ­های متفاوتی از موانع به کارگیری شواهد تحقیقات، توسط پرستارانِ کشورها و شهر­های مختلف گزارش شده است. با توجه به اینکه که مراقبت مبتنی برشواهد در ایران در مراحل اولیه قرار دارد، سامان بخشیدن به این امر مستلزم پی­ بردن به عوامل بازدارنده و تسهیل کننده­ ی آن می­ باشد تا بتوان گامی در جهت نیل به مراقبت مبتنی بر شواهد برداشت. براین اساس هدف از مطالعه حاضر تعیین عوامل تسهیل کننده و بازدارنده بکارگیری مراقبت مبتنی بر شواهد از دیدگاه پرستاران شاغل درمراکز آموزشی درمانی شهر رشت بود.

روش ­ها  

 پژوهش حاضر، مطالعه­ ای مقطعی از نوع توصیفی است که جامعه آن را پرستاران شاغل در مراکز آموزشی درمانی دانشگاه علوم پزشکی گیلان در شهر رشت با حداقل دوسال سابقه کار بالینی تشکیل می­دادند. 247 نفر پرستار با روش نمونه ­گیری تصادفی طبقه­ ای نسبتی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده­ ها، پرسشنامه ­ای مشتمل بر 3 بخش بود.

الف) پرسشنامه اطلاعات فردی و حرفه ­ای پرستاران که شامل سن، جنس، تأهل، سمت، سابقه خدمت، مدرک تحصیلی، نوبت کاری، وضعیت استخدام، داشتن ساعات اضافه­ کاری، سابقه انجام تحقیقات و سابقه شرکت در کارگاه­ های آموزش روش تحقیق و مراقبت مبتنی بر شواهد می­ باشد.

ب) مقیاس موانع در مراقبت مبتنی بر شواهد فانک  (FUNK Barrier Scale): این پرسشنامه توسط فانک و همکاران در سال 1991برای جامعه پرستاران آمریکا ساخته شد (12) و در این مطالعه نیز با کسب اجازه از پروفسور فانک مورد استفاده قرار گرفته شد. پرسشنامه موانع فانک، دارای 29 سؤال است، که به چهار خرده مقیاس تقسیم می­ شود: خرده مقیاس مربوط به متغیرهای مرتبط با پرستار (8گویه)، سازمان  (8 گویه)، کیفیت پژوهش ­های مقالات (6 گویه) و نحوه ارائه یافته­ های پژوهش ­ها (6گویه) و نیز یک گویه تحت عنوان «تعداد زیاد مقالات منتشر شده» که در هیچ یک از خرده مقیاس ­ها قرار ندارد. هم چنین در کشورهای غیرانگلیسی زبان یک گویه دیگر تحت عنوان «انتشار اکثر مقالات به زبان انگلیسی» به این مقیاس اضافه شده است که روایی آن به طور جداگانه در آن کشورها و همچنین در ایران طبق مطالعه مهرداد و همکاران سنجیده شده است (5). این سوال نیز در هیچ یک از زیر مقیاس­ها دسته­ بندی نشده است. لذا با احتساب این گویه مجموع سؤالات به 30 مورد افزایش یافت. معیار سنجش امتیاز ابزار بر اساس مقیاس لیکرت با درجات هیچ تا زیاد (1-4 امتیاز) و نظری ندارم (صفر امتیاز) بود. بیشترین میانگین نشان دهنده عامل بازدارنده با تاثیر بالا بوده و همچنین در انتهای پرسشنامه، پاسخ دهندگان سه مانع مهم اول تا سوم خود را رتبه ­بندی ­کردند.

ج)عوامل تسهیل کننده: این بخش پرسشنامه محقق ساخته، شامل 16 عامل تسهیل کننده بوده که توسط مقیاس 5 درجه­ ای لیکرت محاسبه ­شد. بیشترین میانگین نشان دهنده عامل تسهیل کننده با تأثیر بیشتر بود. جهت تعیین روایی ابزار، از روش اعتبار محتوی کمک گرفته شد و پرسشنامه­ ها توسط 10 تن از اساتید پرستاری دانشکده پرستاری مامایی شهید بهشتی رشت مورد بررسی قرار گرفت. پایایی آن از طریق ضریب آلفا کرونباخ استفاده شد که مقدار آن (0/89) تایید گردید.

جهت گردآوری داده ­ها، پس از تایید شورای پژوهشی و اخذ مجوز از کمیته اخلاق دانشگاه و معرفی­ نامه با مراجعه به بیمارستان­ های آموزشی درمانی شهر رشت، لیست کلیه پرستاران واجد شرایط به تفکیک بیمارستان و بخش اخذ شده و به نسبت کل تعداد پرستار در بیمارستان و در هر بخش، نمونه­ ها انتخاب شدند. تعداد نمونه ­ها بر اساس فراوانی پرستاران همان محیط تعیین شد، درنتیجه بیمارستان ­هایی که دارای پرسنل پرستاری بیشتری بودند حجم بیشتری از نمونه را به خود اختصاص دادند. در جریان تکمیل و انتخاب واحدهای پژوهش نکات اخلاقی رعایت شد. کسب رضایت کتبی آگاهانه، احترام به اختیار واحدهای پژوهش در شرکت و یا عدم شرکت در پژوهش، معرفی اهداف طرح به وضوح برای شرکت ­کنندگان صورت گرفت. پرسشنامه ­ها به صورت خودگزارش دهی توسط پرستاران تکمیل گردید. یافته ها با نرم افزار آماری SPSS. نسخه 20و با استفاده از شاخص­ های آمار توصیفی (میانگین، انحراف معیار) و استنباطی  (تی مستقل و ANOVA) مورد تجزیه تحلیل قرار گرفت.

یافته ­ها

 247 پرستار شاغل در مراکز آموزشی درمانی رشت وابسته به دانشگاه علوم پزشکی گیلان پرسشنامه را تکمیل نمودند، که میانگین و انحراف معیار سن آن­ها 7/3±34/7 سال بود، اکثریت واحدهای مورد پژوهش زن (98/8درصد) و متأهل (72/7 درصد) بودند. 83/3 درصد سمت پرستار، 34/3 درصد سابقه کار 6-10سال داشتند. 97/1 درصد مدرک کارشناسی و 74/5 درصد پرستار شیفت درگردش، 38/3 درصد وضعیت استخدامی پیمانی و 79/6 درصد ساعات اضافه کاری درهر ماه داشتند. 53/5 درصد پرستاران تحقیق پرستاری انجام نداده و 64/2 درصد در کارگاه روش تحقیق و مراقبت مبتنی بر شواهد شرکت نکرده بودند.

یافته­ ها نشان داد عوامل بازدارنده به کارگیری مراقبت مبتنی برشواهد از دیدگاه پرستاران، به ترتیب «نداشتن وقت کافی برای پرستاران به منظور مطالعه تحقیقات انجام شده» (0/9±3/22)، «نبودن تسهیلات کافی به منظور به کارگیری یافته­های تحقیق و به عمل در آوردن آن» (0/9±3/11) و «نداشتن وقت کافی برای کاربرد عملی ایده­ های جدید در پرستاری» (1±0/05) ، که هر سه مورد مربوط به خرده مقیاس سازمانی بودند (جدول 1).

جهت تعیین سه عامل بازدارنده اول به کارگیری مراقبت مبتنی برشواهد با رعایت اولویت از دیدگاه واحدهای مورد پژوهش، اولین و دومین عامل بازدارنده «نداشتن وقت کافی برای پرستاران به منظور مطالعه تحقیقات انجام شده»(23/8 درصد) و (18/2 درصد) و همچنین «نداشتن وقت کافی برای کاربرد عملی ایده­ های جدید در پرستاری» (10/5 درصد) به عنوان سومین عامل بازدارنده عنوان شد. مهم­ ترین عامل تسهیل کننده به کارگیری مراقبت مبتنی برشواهد از دیدگاه پرستاران به ترتیب «همکاری متقابل مراکز دانشگاهی با بیمارستان­ها» (0/8±3/25)، «تجهیز کتابخانه بیمارستان به ژورنال ­های متعدد و امکان دسترسی به اینترنت» (0/9±3/21) و«در دسترس و رایگان بودن مجلات حاوی تحقیقات جدید پرستاری» (0/9±3/21) با میانگین یکسان به عنوان دومین تسهیل کننده و «آموزش پرستاران در مورد روش تحقیق» (0/9±3/20) سومین عامل بود (جدول 2).

میانگین نمره عوامل بازدارنده در حیطه­ های مختلف نشان داد که به ترتیب حیطه سازمانی (5/3±23/26) بالاترین میانگین را داشته و پس ازآن موانع از حیطه ارائه یافته­ های پژوهش ­ها (3/7±16/34)، حیطه پرستاران (4±16/18) و حیطه کیفیت مقالات (4/4±16) توسط پرستاران انتخاب شدند.

جهت سنجش ارتباط بین عوامل بازدارنده و تسهیل کننده به کارگیری مراقبت مبتنی برشواهد با متغیرهای دموگرافیک و حرفه­ای با استفاده از آزمون ANOVA، تنها ارتباط آماری معنادار بین سمت پرستاران و نمره عوامل تسهیل کننده به کارگیری مراقبت مبتنی برشواهد مشاهده گردید (0/002P=). بطوریکه بیشترین میانگین و انحراف معیار /در سرپرستاران(6/44±5) و کمترین در پرستاران (1/±/8/54) بود.

AWT IMAGE

AWT IMAGE

بحث و نتیجه ­گیری

در پژوهش حاضر کمبود وقت برای پرستاران عامل بازدارنده مهمی در مراقبت مبتنی برشواهد بوده که هم به منظور مطالعه تحقیقات و هم جهت کاربرد عملی ایده ­های جدید در پرستاری با آن مواجه هستند. بدیهی است با توجه به کمبود پرسنل پرستاری و نبود زمان کافی حتی برای ارائه  مراقبت­ های اساسی پرستاری، مطالعه تحقیقات انجام شده کاملا در حاشیه قرار می ­گیرد. این عامل در بسیاری از مطالعات جز موانع بزرگ شناخته شده است بطوری که در مطالعه مهرداد در تهران (88 درصد) (10)، Brown در کالیفرنیا (65/2 درصد) (13) و Yava در ترکیه (54 درصد) (14) به عنوان عامل اول و درمطالعه امینی در زنجان به عنوان دومین عامل (64/7درصد) (15) و در مطالعه لطیفی و همکاران در مازندران به عنوان چهارمین (59/6 درصد) عامل بازدارنده به کارگیری مراقبت مبتنی برشواهد از دیدگاه پرستاران شناخته شد (16).

پرستاران نبود تسهیلات کافی به منظور به کارگیری یافته­های تحقیق و به عمل در آوردن آن را مانع مهمی دانسته ­اند که این گویه نیز در بسیاری از مطالعات جز موانع مهم بوده است (10, 14, 15) که در مطالعه Wang درچین مانع اول از دید پرستاران بوده و معتقد است حمایت ناکافی سازمان­ها، محدودیت­ های موجود از قبیل عدم استقلال حرفه­ای پرستاران، کمبود نیروی انسانی، کاهش درآمد پرستاران، امکانات ناکافی پرستاری و کاهش اندوخته­ های پژوهشی پرستار را موجب می­شود و بنظر می­ رسد این گویه بازتابی از تمامی محدودیت­ های پرستاران در حیطه سازمانی است (4).  هم چنین مهرداد معتقد است که این یافته حاکی از عملکرد مبتنی بر سنت در بیمارستان­ ها می ­باشد و نداشتن تسهیلات است که پرستاران را از عملکرد مبتنی بر شواهد باز می­ دارد (10).

«نداشتن وقت کافی برای کاربرد عملی ایده­های جدید در پرستاری» به عنوان سومین عامل بازدارنده این مطالعه تعیین شد که در مطالعه امینی نیز به عنوان عامل سوم  (62/4درصد) (15) بیان شد ولی در مطالعه Brown (67/3درصد) و لطیفی (72/5درصد) به عنوان عامل اول شناخته شده بود (13, 16). امینی به نقل از کاجرمو و همکاران این عامل بازدارنده را به جامعه پسند بودن این واژه ربط می­ دهد و متعقد است که این عامل نشان­دهنده عدم علاقه، عدم نیاز و نداشتن دانش لازم در این خصوص است (15).

هم چنین سه عامل بازدارنده اول در مطالعه حاضر، از خرده مقیاس سازمانی بوده که با بسیاری از مطالعات  (10, 11, 14, 15) همخوانی دارد. در مطالعه لطیفی (16) عامل بازدارنده  اول و سوم از خرده مقیاس سازمانی و عامل  دوم از خرده مقیاس کیفیت بود. با توجه به مهم بودن این خرده مقیاس در اکثر مطالعات، دادن اختیار، تسهیلات و توانمند نمودن پرستاران برای تغییر روش­های مراقبتی بر اساس شواهد از وظایف مدیران سازمانی تلقی می­ شود.

نکته قابل توجه این است که پرستاران از میان عوامل بازدارنده بیشترین میزان پاسخ «نظری ندارم» را به گویه­ های «تعداد زیاد مقالات منتشر شده» (8/1 درصد)، « عدم تکرارپذیری تحقیقات انجام شده» (7/6 درصد) و «گزارش نتایج متضاد در متون تحقیقی» (7/2 درصد) دادند. که بجز گویه اول که در هیچ خرده مقیاسی دسته بندی نشده است، دو گویه بعدی از خرده مقیاس «کیفیت پژوهش ­های مقالات» بود. که شاید مواردی چون عدم آشنایی و یا عدم علاقه پرستاران با مقالات پژوهشی این احساس را درآنها ایجاد کرده که قادر به قضاوت درمورد این عبارات در پرسشنامه نیستند.

مهم ­ترین عامل تسهیل کننده از دیدگاه پرستاران همکاری متقابل مراکز دانشگاهی با بیمارستان ­ها بود بدیهی است که نقش دانشگاه در تولید علم و یافته­ های پژوهشی و نقش بیمارستان در عملی کردن یافته­ ها در بالین می­ باشد و همکاری این دو مرکز می­ تواند شکاف بین تحقیق و کار بالینی را از میان برداشت. تجهیز کتابخانه بیمارستان به ژورنال­ های متعدد و امکان دسترسی به اینترنت و همچنین آموزش پرستاران در زمینه روش تحقیق نشان ­دهنده این است که هنوز امکانات و دانش اولیه جهت پژوهش و تحقیق در پرستاری لازم و ضروری می­ باشد. در دسترس و رایگان بودن مجلات حاوی تحقیقات جدید پرستاری نیز جزء عوامل تسهیل کننده ازدیدگاه پرستاران مطالعه حاضربوده که شایسته فر در مطالعه خود این گونه ذکر کرده است که گردآوردی نتایج تحقیقات در مجلات داخلی و حتی چاپ نشریات سازمانی، ارائه مقالات تحقیقی در بخش­ های پرستاری حتی با پرداخت وجه اشتراک، در ساعات کاری باعث افزایش دسترسی به یافته ­های تحقیق می­ گردد (11).

باتوجه به اینکه دراین مطالعه، سه مانع مهم در خرده مقیاس مربوط به سازمان بودند، در نتیجه حمایت سازمان­ ها در زمینه توانمند سازی پرستاران، تامین تسهیلات، ایجاد فرصت­ های مطالعاتی، دادن اختیار و استقلال را می­ طلبد که موجب اعتماد بنفس پرستار و اجرای عملکرد مبتنی بر شواهد می ­شود. شاید یکی از دلایلی که پرستاران نداشتن وقت کافی را جز موانع مهم دانسته ­اند عدم انگیزه پرستاران و یا عدم آشنایی آنان با روش تحقیق و مراقبت مبتنی بر شواهد دانست که باتوجه به عوامل تسهیل کننده ­ای که در مطالعه حاضر پیشنهاد دادند، این مسئله تایید می­ شود.

براساس یافته­ های پژوهش حاضر هیچ ارتباط معناداری بین اطلاعات فردی- حرفه ­ای و نمره عوامل بازدارنده مشاهده نشد اما بین سمت پرستاران و نمره عوامل تسهیل کننده به کارگیری مراقبت مبتنی برشواهد ارتباط معنادار آماری مشاهده شد (0/002(P=. با توجه به اینکه سرپرستاران میانگین و انحراف معیار بالاتری را در ارتباط با نمره عوامل تسهیل کننده نسبت به پرستاران کسب نمودند، شاید نشان­ دهنده این باشد که سرپرستاران از دیدگاه مدیریتی نیاز به استفاده از شواهد را بیشتر از سایر گروه­ ها در امر مراقبت احساس می­کنند. اما در مطالعه Wang ارتباط معنی داری بین نوع بیمارستان، سطح تحصیلات، سابقه انجام تحقیقات و دانش نسبت به مراقبت مبتنی برشواهد با حیطه­ های عوامل بازدارنده مشاهده شد (4).

براساس نتایج پژوهش حاضر با استفاده از عوامل تسهیل کننده پیشنهاد شده توسط پرستاران، می توان به رفع عوامل بازدارنده به کارگیری مراقبت مبتنی برشواهد کمک کرد. جهت اجرای مراقبت مبتنی برشواهد، آمادگی پرستاران جهت انجام تحقیق و اجرای نتایج آن در بالین ضروری است. لذا پیشنهاد می ­شود که سازمان­ ها با اختصاص دادن وقت مناسب برای پرستاران، فرصت ­های مطالعاتی، ارائه تسهیلات لازم و ضروری نه تنها در آشناکردن و توانمند نمودن آن­ها در امر تحقیق، بلکه در ایجاد انگیزه پرستاران تلاش نموده و با برگزاری کارگاه ­ها و آشنایی آن­ها با دستورالعمل­ های بالینی مبتنی برشواهد به روز شده، نقش موثری در رفع این عوامل بازدارنده داشته باشند تا پرستاران نیز با تکیه بر اصول مراقبت مبتنی بر شواهد به منظور ارتقاء کیفیت مراقبت بالینی، گام مفیدی بردارند.

قدردانی

پژوهشگر بدین وسیله از همکاری صمیمانه رئیس اداره پرستاری استان گیلان، سوپروایزران محترم بیمارستان ­های آموزشی درمانی شهر رشت و تمامی پرستارانی که در این پژوهش ما را یاری نمودند تشکر و سپاسگزاری می ­نماید.

 

ارسال پیام به نویسنده مسئول

ارسال نظر درباره این مقاله
نام کاربری یا پست الکترونیک شما:

CAPTCHA



XML   English Abstract   Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Chehrzad M M, Ghanbari A, Rahmatpour P, Salehzade A H, Pasban M. Nurses' Perceptions about Facilitators and Barriers of Implementation of Evidence-Based practice. rme. 2015; 7 (2) :29-36
URL: http://rme.gums.ac.ir/article-1-227-fa.html

چهرزاد مینو میترا، قنبری عاطفه، رحمت پور پردیس، صالح زاده امیر حسین، پاسبان مریم. عوامل تسهیل کننده و بازدارنده به کارگیری مراقبت مبتنی بر شواهد از دیدگاه پرستاران مراکزآموزشی درمانی گیلان . پژوهش در آموزش علوم پزشكي. 1394; 7 (2) :29-36

URL: http://rme.gums.ac.ir/article-1-227-fa.html



دوره 7، شماره 2 - ( 4-1394 ) برگشت به فهرست نسخه ها
پژوهش در آموزش علوم پزشکی Research in Medical Education