[صفحه اصلی ]   [Archive] [ English ]  
:: صفحه اصلي :: درباره نشريه :: آخرين شماره :: تمام شماره‌ها :: جستجو :: ثبت نام :: ارسال مقاله :: تماس با ما ::
:: دوره 7، شماره 2 - ( 4-1394 ) ::
جلد 7 شماره 2 صفحات 12-20 برگشت به فهرست نسخه ها
عوامل مؤثر بر انطباق آموزش نظری و مراقبت بالینی پرستاران
سید علی مجیدی، فردین مهرابیان*، معصومه اصغرنیا، حمیده صفرمحمدی، احسان کاظم نژاد
دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی گیلان،رشت، ایران ، mehrabian@gums.ac.ir
واژه‌های کلیدی: پرستاری، آموزش، پرستاری عملی، مراقبت پرستاری
متن کامل [PDF 191 kb]   (1482 دریافت)     |   چکیده (HTML)  (3215 مشاهده)
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
متن کامل:   (1415 مشاهده)

مقدمه

تحولات جاری نظام آموزشی حاکی از آن است که آموزش عالی باید ضمن توجه به تنگناهای مالی موجود به حفظ، بهبود و ارتقای عملکرد آموزشی خود بپردازد. شواهد نشان می‌دهد که مؤسسات آموزشی در صورتی از عهده وظایف و اهداف خود بر می‌آیند که از لحاظ کیفیت آموزشی وضعیت مطلوب‌تری داشته باشند (1). دانشگاه‌های علوم پزشکی سراسر کشور نیز بالطبع موظف به تربیت دانشجویانی هستند که توانایی کافی جهت آموزش، پیشگیری، درمان و ارتقای سلامت را در جامعه داشته باشند. دانشجویان جهت داشتن حـداکثر کارآیی در کــلاس‌های نـظری اطلاعـات و دانــش مـورد نیاز خود را کسب نمـوده و از طریـق تمـرین و تجـربه در  محـیط‌هـای بالینـی  توانمندی‌های علمی لازم را  احراز می‌کنند (2).

آموزش پرستاری نقش عمده‌ای را در پرورش ذهن جهت تفکر به هنگام اعمال بالینی، موقعیت‌های سوال برانگیز و ایجاد ارتباط بین حوادث، تصمیم و مفهوم پردازی در راستای ارتقاء سلامت جامعه ایفا می‌کند. این آموزش سبب می‌شود تا دانشجویان پرستاری هنگام کارآموزی تجربه و علم خود را به عنوان منابع دانش در نظر گرفته و آن در موقعیت‌های بالینی به کار گیرند (3). سنت‌های گذشته، تبعیت پرستاران و مدل شاگردی در آموزش پرستاری اثر زیادی بر روی نگرش آنها تا به امروز داشته که این امر به صورت مانعی جهت گسترش آموزش نظری و تطابق آن با مراقبت‌های بالینی بوده است (4).

با وجود اینکه دهه‌های طولانی از مطالعه تئوری در پرستاری می‌گذرد و تئوری­های زیادی در این زمینه تدوین شده است اما هم­چنان خلاء واقعی بین تئوری و آموزش بالینی وجود دارد (5). خلاء بین تئوری و عمل به علت ضعف پرستاران بالینی در مطالعه و بکارگیری یافته‌های تحقیقی نمی‌باشد، بلکه بدان علت است که عمده تحقیقات پرستاری در چارچوبی قرار می‌گیرد که مناسب با عملکرد فعلی پرستاران نمی‌باشد (6). از دیگر دلایل ایجاد خلاء بین آموزش و بالین می‌توان جدایی فیزیکی مربیان و پرستاران را ذکر نمود، یک گروه از پرستاران درگیر در امر مراقبت از بیماران بوده و گروه دیگر درگیر امر آموزش هستند و در این میان دانشجویان قرار دارند (7). از سال 1950 مربیان بالینی تلاش­های زیادی را جهت تعامل و سازش بین این دو گروه انجام داده‌اند اما فعالیت‌ها چندان امیدوارکننده نبوده است. این مشکل می‌تواند به علت ناکافی بودن تعداد مربیان بالینی جهت رفع نیازهای فراگیران و نداشتن وقت کافی جهت تعیین و تغییر خط مشی بخش‌ها باشد (8).

از دیگر عوامل مؤثر در ایجاد شکاف بین آموزش نظری و مراقبت بالینی تاثیر قدرتمند محیط‌های بالینی در انتقال دانش به فراگیران می‌باشد. دانشجویان با یادگیری موارد روتین در بخش‌ها، خود را با محیط‌های بالینی وفق می‌دهند. دانشجویان از بالین این گونه یاد می‌گیرند که سریع کار کنند و همیشه مشغول و فعال به نظر برسند، دانشجویانی که براساس استانداردها کار می‌کنند توسط پرسنل طرد می‌شوند. این شیوه آموزش تاثیر زیان باری بر ارکان آموزش پرستاری خواهد داشت (9).

کرمان ساروی و همکاران با هدف تبیین درک دانشجویان پرستاری پیرامون کیفیت آموزش تئوری و بالینی یک مطالعه کیفی بر روی 40 نفر از دانشجویان سال آخر کارشناسی پرستاری یزد انجام دادند. نتایج نشان داد که وضعیت آموزش تئوری و بالینی نیازمند تأمین جامع‌تر شیوه‌های آموزشی در جهت یکپارچه کردن دانش و عمل، امکانات و تجهیزات محیط بالین و بازنگری ارزشیابی بالینی است و ضرورت دارد در این ابعاد تمهیداتی صورت گیرد (10). همچنین در تحقیق ادیب و همکاران که با هدف بررسی عوامل موثر بر عدم انطباق دانش نظری با مراقبت های بالینی بر روی 384 نفر از پرستاران شاغل در بیمارستان های کاشان انجام شد بین نمرات مربوط به فاصله دانش آموخته شده با خدمات بالینی و نمرات مربوط به تأثیر این فاصله بر سلامت بیمار همبستگی معنی دار مشاهده شد (0/001 =P). در همه بخش‌ها زیاد بودن امور نوشتاری بیشترین ممانعت را در کاربرد آموخته‌ها ایجاد می‌کرد. این تحقیق نشان داد که از دیدگاه پرستاران مراقبت بالینی از دانش آن­ها فاصله دارد (11). بحث فاصله بین تئوری و آموزش بالینی مدتی است مطرح شده و برنامه‌ریزی مناسب و انجام پژوهش‌های مرتبط با آن می‌تواند نظام پرستاری را برای تغییر مناسب در عملکرد و آگاهی از میزان و عوامل مؤثر بر این فاصله کمک نماید. لذا پژوهشگران با هدف تعیین عوامل مؤثر بر انطباق آموزش نظری و مراقبت بالینی از دیدگاه پرستاران مراکز آموزشی و درمانی و بیمارستان رسول اکرم (ص) رشت تصمیم به انجام این مطالعه گرفتند تا عوامل مؤثر بر انطباق آموزش نظری و مراقبت بالینی را بررسی و مشخص نمایند.

روش ­ها  

پژوهش حاضر از نوع مطالعه توصیفی مقطعی بود که به مدت 3 ماه (15 اردیبهشت تا 15 مرداد) در سال 1393 انجام شد. جامعه آماری پژوهش مجموع پرسنل پرستاری مراکز های آموزشی و درمانی رشت شامل مراکز آموزشی درمانی پورسینا، رازی، دکتر حشمت، 17 شهریور، الزهراء و بیمارستان رسول اکرم (ص) بود. حجم نمونه‌ها در این تحقیق پس از انجام یک مطالعه مقدماتی با استفاده از فرمول تعیین حجم 200 نفر تعیین گردید. روش نمونه‌گیری در این پژوهش به صورت تصادفی بود. ابتدا لیستی از تمام بخش‌های فعال بیمارستان­ها و مراکز آموزشی درمانی رشت تهیه گردید و پرستاران فعال شاغل در هر بخش با توجه به حجم نمونه و میانگین پرستاران فعال در هر بخش به تعداد 20 نفر در هر خوشه به صورت تصادفی انتخاب شدند. سپس در داخل هر بخش انتخاب شده با توجه به حجم پرستاران شاغل، نمونه گیری بر اساس لیست در هر سه شیفت انجام گردید. واحدهای مورد پژوهش پرستاران شاغل به شکل رسمی، پیمانی و قراردادی که دارای سابقه کار حداقل یک سال و دارای مدرک کارشناسی و یا کارشناسی ارشد بودند که به صورت شیفت در گردش در بخش‌های مختلف بیمارستان های آموزشی درمانی مشغول به ارایه خدمات مراقبتی به بیماران بودند . معیارهای ورود تمایل به همکاری و رضایت­مندی آن­ها جهت شرکت در پژوهش و معیارهای خروج عدم تمایل به همکاری، تکمیل ناقص و یا نادرست پرسشنامه بود. اطلاعات کافی در زمینه اهداف و چگونگی انجام مطالعه به پرستاران ارایه گردید. شرکت در پژوهش اجباری نبوده و با آگاهی و رضایت شخصی پرستاران بود. همچنین به آن­ها اطمینان داده شد که اطلاعات جمع آوری شده محرمانه بوده و از بیان مطالب آن­ها با مشخصات فردی خودداری می گردد. پرستاران بیمارستان های آموزشی  و بیمارستان رسول اکرم(ص) رشت در صورت دارا بودن معیارهای ورود به پژوهش و پس از کسب رضایت به عنوان نمونه پژوهش در نظر گرفته شدند. ابزار گردآوری داده‌ها در این پژوهش شامل دو بخش اطلاعات فردی و بخش عوامل مؤثر بر انطباق آموزشی نظری و مراقبت بالینی پرستاران بود.

بخش اطلاعات فردی شامل اطلاعات در زمینه سن، جنس، وضعیت تاهل، تحصیلات و سابقه کار واحدهای پژوهش و بخش عوامل مؤثر بر انطباق تئوری و مراقبت بالینی پرستاری حاوی 30 سوال در چهار حیطه ویژگی­های پرسنل بخش‌های مختلف، وضعیت بالینی، کیفیت آموزش و تسلط و وظیفه مداری مربی بالینی بیمارستان های مختلف بود. میزان تاثیر عوامل مؤثر بر انطباق آموزش نظری و مراقبت بالینی بر اساس مقیاس 5 درجه‌ای لیکرت از تأثیر بسیار زیاد تا تأثیر بسیار کم تنظیم گردید که به ترتیب نمره 5 تا یک به آنها تعلق گرفت و میانگین نمره هر عامل به عنوان درجه تاثیر آن عامل تعیین گردید.

روایی صوری ابزار بر اساس نظرخواهی اساتید متخصص انجام شد.  همچنین روایی کمی براساس شاخص­های  CVR و CVI  از 10 متخصص خبره به­عمل آمد که میزان CVR  هر سوال براساس جدول لواشه معتبر بود. از لحاظ شاخص CVI  که در سه بعد مربوط ، ساده و واضح بودن، شاخص CVI  به دست آمده بالاتر از 0/8 بود و موارد کمتر از 0/8 - 0/7 بازبینی گردید. پایایی ابزار گردآوری داده‌های پژوهش نیز به صورت پایایی همزمان توسط پژوهشگر و یکی از همکاران با استفاده از ضریب توافق کاپا محاسبه شد که مقدار آن بیش از 0/86 بود. داده‌های جمع‌آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS.Ver.20 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از روش‌های آمار توصیفی و تحلیلی استفاده گردید که در بخش آمار توصیفی از معیارهای میانگین و انحراف معیار استفاده و در ارتباط با آمار تحلیلی از روش تحلیل عاملی (Factor Analysis) به روش اکتشافی استفاده گردید.

یافته­ ها

در این پژوهش 200 نفر از پرسنل پرستاری بیمارستان­های رشت مورد بررسی قرار گرفتند که میانگین انحراف معیار سنی آن­ها 5/6±30/1 سال بود و 89 درصد (178 نفر) آن­ها زن و 11 درصد (22 نفر) مرد بودند. از لحاظ وضعیت تاهل 43/5درصد مجرد و 56/5درصد از واحدهای مورد پژوهش متاهل بودند. از لحاظ وضعیت تحصیلی اکثر نمونه‌های مورد پژوهش (93درصد) از مدرک تحصیلی کارشناسی برخوردار بوده و سایر نمونه‌ها (7درصد) مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد داشتند. میانگین و انحراف معیار سابقه کار نمونه‌های مورد پژوهش 4/8±6/5 سال بوده و کمترین سابقه کار واحدهای مورد پژوهش 1 سال و بیشترین سابقه کار آن­ها 24 سال بود.

نظرات پرستاران در مورد عوامل موثر بر انطباق آموزش نظری و مراقبت بالینی در جدول شماره یک آمده است.براساس نتایج شاخص KMO برابر با 0/882 که نشان از کفایت نمونه‌گیری عالی برای انجام تحلیل عاملی بود (بیشتر از 0/5 قابل قبول می‌باشد). همچنین Barthelt's Test در تحلیل عاملی به روش روتیشن Varimax عبارات پرسشنامه مورد بررسی را به ترتیب در 4 حیطه فعالیت پرسنل بخش ها، وضعیت بالینی، کیفیت آموزش مربی و تسلط و وظیفه مداری مربی قرار داد که به ترتیب حیطه اول با مقدار ویژه (Initial Eigenvalues) 7/6 که 24/05درصد، حیطه دوم با مقدار ویژه 1/7، 21/8 درصد، حیطه سوم با مقدار 1/3 که 12 درصد و حیطه چهارم با مقدار ویژه 05/1 که 7/9 درصد انطباق را از دیدگاه پرستاران بیان نمود. بررسی میزان اشتراکات (Communalities) بدست آمده در جدول شماره دو نشان می‌دهد که همه عبارات 4 حیطه برآورد شده از میزان بارگذاری بالای 0/5 برخوردار بود.

براساس ماتریکس مولفه‌های چرخش شده (Rotated Component Matrix)، حیطه اول که می‌تواند 5/24 درصد انطباق را پیش بینی نماید از عبارات شرکت فعال دانشجو در راندهای پزشکی و پرستاری، انجام مراقبت بالینی مبتنی بر شواهد (مقالات و تحقیقات جدید)، انجام مراقبت بالینی با توجه به ارزش­ها و عقاید دانشجویان، عدم وابستگی نقش پرستاران به عملکرد پزشکی، توانایی پرستاران در ارایه توجیه علمی مراقبت بالینی، به روز شدن مهارت­های حرفه‌ای پرستاران و ارتقای خودباوری پرستاران در اتخاذ تصمیم مستقل تشکیل شده است که تحت عنوان عوامل موثر بر انطباق آموزش نظری و مراقبت بالینی در ارتباط با فعالیت پرسنل بخش‌های مختلف بیمارستان بود. از این میان عبارت ارتقای خودباوری پرستاران در اتخاذ تصمیم مستقل با بیشترین میزان بارگذاری (Loading) یعنی 0/784 و عبارت انجام مراقبت بالینی با توجه به ارزش‌ها و عقاید مددجویان با کمترین میزان بارگذاری (0/618) جهت پیش‌بینی انطباق آموزش نظری و مراقبت بالینی بود.

حیطه دوم که می‌تواند 8/21 درصد انطباق را پیش بینی نماید از عبارات مدیریت مؤثر برنامه آموزش ضمن خدمت، ایجاد موقعیت‌های مناسب برای پرستاران جهت کسب مهارت‌های علمی و عملی، انجام مراقبت‌های بالینی براساس استانداردها، دسترسی آسان به یافته‌های تحقیقات پرستاری و برگزاری جلسات مشترک مسئولین بالینی و آموزش دانشگاه تشکیل شده است که تحت عنوان عوامل مؤثر بر انطباق آموزش نظری و مراقبت بالینی در ارتباط با وضعیت بالینی بود. عبارت انجام مراقبت‌های بالینی براساس استانداردها با بیشترین بارگذاری (0/846) و عبارت برگزاری جلسات مشترک مسئولین بالینی و آموزش دانشگاه با کمترین میزان بارگذاری (0/678) جهت پیش بینی انطباق آموزش تئوری با مراقبت بالینی بود.

AWT IMAGE

حیطه سوم که می‌تواند 12/3 درصد میزان انطباق را پیش‌بینی نماید از عبارات روش آموزش مبتنی بر رویکردهای نوین، میزان تحصیلات و سطح علمی مربیان و برخورد مناسب با دانشجو در صورت بروز اشتباه تشکیل شده است که تحت عنوان عوامل موثر بر انطباق آموزش نظری و مراقبت بالینی در ارتباط با میزان کیفیت آموزش مربی بالینی بود. در این حیطه عبارت میزان تحصیلات و سطح علمی مربیان با بیشترین بارگذاری (0/788) و عبارت برخورد مناسب با دانشجو درصورت بروز اشتباه کمترین میزان بارگذاری (0/694) جهت پیش بینی انطباق آموزش نظری با مراقبت بالینی بود.

حیطه چهارم که می‌تواند 9/7درصد میزان انطباق را پیش بینی کند تحت عنوان عوامل مؤثر بر انطباق آموزش نظری و مراقبت‌ بالینی در ارتباط با میزان تسلط و وظیفه‌مداری مربی بالینی نامگذاری گردید که عبارات این حیطه از میزان اعتماد به نفس مربی در هنگام آموزش مراقبت بالینی و در دسترس بودن مربی هنگام انجام مراقبت بالینی توسط دانشجویان تشکیل شده است. عبارت میزان اعتماد به نفس مربی در هنگام آموزش مراقبت بالینی با میزان بارگذاری بیشتر (0/848) و عبارت در دسترس بودن مربی هنگام انجام مراقبت بالینی توسط دانشجویان با کمترین میزان بارگذاری (0/763) جهت پیش بینی انطباق آموزش نظری با مراقبت بالینی بود.

AWT IMAGE

بحث و نتیجه­ گیری

یافته‌های پژوهش در زمینه عوامل مؤثر بر انطباق آموزش نظری و مراقبت بالینی از دیدگاه پرستاران در چهار حیطه مورد بحث مشخص نمود که در حیطه فعالیت پرسنل بخش‌های مختلف، ارتقای خودباوری پرستاران در اتخاذ تصمیم مستقل بیشترین اهمیت را دارد. ادیب و همکاران سال 91 در پژوهش خود در بیمارستان های دانشگاه علوم پزشکی کاشان گزارش دادند که اعتماد به نفس و حمایت سر پرستار از عوامل مؤثر در انطباق دانش نظری و مراقبت بالینی پرستاران بود که با نتایج تحقیق اخیر مطابقت دارد (11). نتایج تحقیق اخیر نشان داد که انجام مراقبت بالینی با توجه به ارزش‌ها و عقاید مددجویان کمترین میزان اهمیت را در تطابق آموزش نظری و مراقبت بالینی دارد. این موضوع حاکی از آن است که پرستاران حاضر در این تحقیق مراقبت از بیماران را بدون در نظر گرفتن ارزش­ ها و عقاید آن­ها انجام می‌دهند. نتایج مطالعه حبیب زاده و همکاران در شهر تهران نشان داد که ارتباط مناسب و صادقانه، احترام به ارزش‌های شخصی و حرفه‌ای و حساسیت به تفاوت‌های موجود، لازمه مراقبت مطلوب از بیماران است که با نتایج تحقیق اخیر مغایرت دارد (12). تحقیق جولایی و همکاران در شش بیمارستان آموزشی تبریز نشان داد که بر اساس کدهای اخلاق پرستاری اولین مسئولیت حرفه‌ای پرستاران اهمیت دادن به نیازهای بیماران و فراهم کردن محیطی است که به ارزش‌ها، عقاید، حقوق و کرامت انسان‌ها احترام گذاشته شود (13). نتایج تحقیق دان(Doane) در سال 2012 نشان داد که پرستاران در ارایه مراقبت‌ها با موضوعات زیادی روبرو هستند و در تصمیم‌گیری برای بیماران علاوه بر بعد مراقبتی باید بعد اخلاقی نیز مد نظر قرار گیرد (14). به نظر می رسد دلیل توجه کمتر پرستاران شرکت کننده در این تحقیق به عقاید و ارزش های مددجویان فشردگی شیفت های کاری آنها و عدم گذراندن دوره های آموزشی لازم در این زمینه باشد. بنابراین در ابتدا باید شیفت های کاری پرستاران به نحوه صحیح برنامه ریزی گردد تا فرصت کافی جهت برقرای ارتباط موثر با بیماران را داشته باشند، هم چنین برگزاری دوره های بازآموزی در ارتباط با اخلاق پرستاری می تواند در این زمینه مثمر ثمر باشد.

در حیطه وضعیت بالینی یافته‌های حاصل از تحقیق حاکی از آن بود که انجام مراقبت‌های بالینی بر اساس استانداردها بیشترین اهمیت را در انطباق آموزش تئوری و مراقبت بالینی دارد. شکورنیا در تحقیق خود در دانشگاه علوم پزشکی یزد رعایت قوانین آموزشی و اجرای استانداردها را از عوامل بسیار تاثیرگذار در ارتقاء سطح علمی دانشجویان بیان می‌نماید (15). به نظر می­رسد در برنامه های توانمند سازی مدرسین، تقویت مهارت­ های ارتباطی و انجام مراقبت­های بالینی همگام با فنون تدریس نوین باید مورد توجه قرار گیرد. یافته‌های تحقیق نشان داد برگزاری جلسات مشترک مسئولین بالینی و آموزش دانشگاه کمترین اهمیت را در انطباق آموزش نظری و مراقبت بالینی دارد.به نظر می رسد محتوای مطالب مطرح در این جلسات باید مورد بازنگری قرار گیرد.

در حیطه کیفیت آموزش بیشترین تأثیر را در انطباق آموزش تئوری و مراقبت بالینی میزان تحصیلات و سطح علمی مربیان به خود اختصاص داد. لامبرت (Lambert) سال 2008 در تحقیق خود صلاحیت مربی آموزش پرستاری را مورد تایید قرار داده و بیان می نماید که نقش مربی علاوه بر داشتن توان علمی و عملی کافی، سوق دادن دانشجو به سوی حرفه‌ای شدن می‌باشد که با نتایج تحقیق اخیر هم خوانی دارد(16). در نتیجه اجرای آموزش از طریق مربیان کارآمد می‌تواند دانشجویان را در زمینه کسب مهارت‌های بیشتر کمک نماید. هم چنین برخورد مناسب با دانشجو در صورت بروز اشتباه کمترین میزان اهمیت را در انطباق تئوری و بالین داشت. مطالعه قنبری و جفرودی در دانشگاه علوم پزشکی گیلان نشان داد که در سالهای اخیر نقش آموزشی و مشاوره‌ای مربیان پرستاری از اهمیت به سزایی برخوردار بوده و باید در راستای یادگیری بالینی به هدایت مستقیم دانشجویان اقدام نمود (17). بنابراین نحوه برخورد مناسب در صورت بروز خطا از سوی دانشجویان می تواند مسیر یادگیری آتی آنان را بهبود ببخشد. این امر با شکیبایی و مهارت های آموزشی مربیان ارتباط تنگاتنگ دارد.

در حیطه تسلط و وظیفه مداری مربی، میزان اعتماد به نفس مربی در هنگام آموزش مراقبت بالینی بیشترین اهمیت را در انطباق آموزش نظری و مراقبت بالینی داشت. تحقیقات متعدد از جمله تحقیق میدگلی در سال 2006 و تحقیق کریمی در سال 2010 نشان می‌دهد یکی از مهم­ترین عوامل تعیین کننده در آموزش بالینی اثربخش، عملکرد مربیان می‌باشد، زیرا مربی با داشتن خصوصیاتی مثل داشتن اعتماد به نفس و برقراری ارتباط اثربخش می‌تواند دانش و تجارب خود را بهتر به دانشجویان منتقل نماید و می‌توان گفت که پل ارتباطی بین تئوری و بالین است. لذا در برنامه ریزی‌هایی که جهت بهبود آموزش بالینی صورت می‌گیرد باید یکی از موارد قابل توجه و مهم مربی و عملکرد وی باشد (18 و 19). در دسترس بودن مربی هنگام انجام مراقبت‌های بالینی توسط دانشجویان نیز کمترین میزان اهمیت را در انطباق تئوری با مراقبت بالینی داشت. ماسنتری وهمکاران در سال 2009 اذعان می‌دارند که مربیان به عنوان تسهیل کنندگان یادگیری در محیط‌های بالینی هستند که رفتارهای حمایتی آنها منجر به ارتقاء حرفه‌ای دانشجویان شده و دانشجویان ضمن اعتماد و اطمینان به آنان در پاسخگویی به مشکلاتشان، محیط یادگیری خود را به صورت رضایت بخش درک نموده و یادگیری آن­ها ارتقاء می‌یابد که مغایر با نتایج تحقیق اخیرمی باشد(20). بر این اساس رفتار مناسب اساتید، پرستاران بخش‌ها و پزشکان منجر به احساس رضایتمندی برای ارایه مراقبت بهتر با کیفیت بالاتر در دانشجویان می‌گردد.

از آنجایی که اکثریت مدرسین علاوه بر تدریس تئوری، فعالیت آموزش بالینی و عملی را دارند به نظر می‌رسد حجم کار زیاد سبب می‌شود تا در جهت ارتقاء توانمندی و کارآمدی خود زمان کافی در اختیار نداشته باشند. توصیه می‌گردد با کاهش حجم کاری و در اختیار گذاشتن زمان کافی، زمینه مشارکت بیشتر آن­ها در برنامه‌های علمی و عملی فراهم گردد. همچنین آموزش پرستاران و پزشکان در خصوص روش‌های صحیح ارتباط با دانشجویان، احترام گذاشتن به آنها، حمایت از دانشجویان و برخورد مناسب با آن­ها در مواقعی که خطایی از آن­ها سر می‌زند، می‌تواند کمک کننده باشد.

پژوهشگر معتقد است وجود فاصله بین آموزش نظری و مراقبت بالینی می‌تواند سلامت بیماران را به مخاطره بیاندازد. لذا به منظور ارتقاء و پیشرفت حرفه پرستاری و تبدیل دانشجویان امروز به پرستارانی کارآمد و توانمند در آینده که علاوه بر وظایف مرتبط با مراقبت از بیماران، قادر به انجام فعالیت‌های مهم و خطیر پرستاری باشند، تدوین برنامه‌ها و روش‌های آموزشی مناسب با شرایط و امکانات موجود با در نظر گرفتن نقاط ضعف و قوت در حیطه‌های مختلف پرستاری جهت انطباق تئوری و مراقبت بالینی الزامی می‌باشد. علاوه بر آن باید با بسترسازی یک محیط کاری سالم زمینه را برای رشد و توسعه مدیریت مراقبت در دانشجویان تقویت نمود. در این خصوص انجام مطالعاتی با حجم نمونه بیشتر در دانشگاه های علوم پزشکی کشور و همچنین انجام مطالعاتی در زمینه همبستگی دروس نظری و مراقبت بالینی پیشنهاد می گردد. از محدودیت­های این پژوهش می­توان به مقطعی بودن مطالعه، تفاوت در ویژگی­های فردی و عدم علاقه به تکمیل پرسشنامه توسط برخی از واحد های مورد پژوهش اشاره نمود.

قدردانی

از دانشگاه آزاد اسلامی واحد رشت و کلیه پرستاران  بیمارستان های آموزشی و درمانی رشت و بیمارستان رسول اکرم (ص) که دراین تحقیق ما را یاری نمودند تشکر و قدردانی می گردد.

ارسال پیام به نویسنده مسئول

ارسال نظر درباره این مقاله
نام کاربری یا پست الکترونیک شما:

CAPTCHA



XML   English Abstract   Print


Download citation:
BibTeX | RIS | EndNote | Medlars | ProCite | Reference Manager | RefWorks
Send citation to:

Majidi S A, Mehrabian F, Asgharnia M, Safar Mohammadi H, Kazemnezhad E. Effective Factors on Adaptation of Theoretical Education and Practical Nursing Care. rme. 2015; 7 (2) :12-20
URL: http://rme.gums.ac.ir/article-1-213-fa.html

مجیدی سید علی، مهرابیان فردین، اصغرنیا معصومه، صفرمحمدی حمیده، کاظم نژاد احسان. عوامل مؤثر بر انطباق آموزش نظری و مراقبت بالینی پرستاران. پژوهش در آموزش علوم پزشكي. 1394; 7 (2) :12-20

URL: http://rme.gums.ac.ir/article-1-213-fa.html



دوره 7، شماره 2 - ( 4-1394 ) برگشت به فهرست نسخه ها
پژوهش در آموزش علوم پزشکی Research in Medical Education